برنده بودن در هر مرحله از بازی


مجله پنجره‌خلاقیت – ترجمه هاله مجیری: کسب و کارهای موفق – آنها که به طور مداوم پیشرفت می کنند و نتایج ثابت می گیرند – نقاط مشترک فراوانی با قهرمانان بزرگ دارند. هر دوی آنان باید برای رقابت تلاش فراوان کنند و برنده شوند. خلاقیت، نظم و باروری باید با هم ترکیب شوند و نیرویی ایجاد کنند که بزرگتر از مجموع این بخش ها باشد. این امر برای تجارت های کوچک یا قهرمان المپیک صدق می کند.

نیروی ششم از هفت نیروی تسلط بر تجارت، بهینه سازی مداوم و بیشینه سازی، بر توانایی شما در اقدام به فرایند هسته ای موجود، به خصوص آن که سود آور است تاکید دارد و در پی انجام موثرتر آن است. گویی شما مدام تجارت خود را به سمت سطح بعدی موفقیت متحول می سازید. گاهی موقعیت های بزرگ رشد، از ابتکارات بزرگ سر بر نمی آورند بلکه از انجام فرایندهای مرکزی که آن تجارت در گذشته انجام می داده و اجرای آنها به روشی موثرتر ناشی می شوند. یک پیشرفت کوچک اما مترقی که در حوزه های کلیدی صورت می گیرد می تواند منجر به رشد هندسی تجارت به عنوان یک کل شود. چهار کلید وجود دارد:

برنده بودن در هر مرحله از بازی

۱٫ ذهنیت یک قهرمان را ایجاد کنید

موفق ها، بينش روشنی دارند، آنها به هدف شان حمله می کنند و برای بازی آماده اند. یک قهرمان، نقاط ضعف و قدرت رقابت را بررسی می کند، سپس طرح بازی را می ریزد و مهارت ها و تخصص های خود را در آن وارد می کند تا به نتیجه مطلوب دست یابد. همچنین به مهارت های مدیریتی هم نیاز است: داشتن ماموریت و هدف، نه تنها محرکی برای شماست، بلکه برای دیگران هم الهام بخش است. وارد شدن به آن ذهنیت هم برای شما و هم برای تیم تان یک ضرورت است.

۲٫ اجرا کنید، سازگار شوید و نتایج را بهینه سازید

به منظور بهینه سازی مداوم تجارت خود، باید روی نتایج خاصی که باعث رشد تجارت تان می شوند، متمرکز شوید. موقعیت های بیشینه سازی را می توان در هر حوزه تجارت پیدا کرد: تربیت نسل مدیریت، فروش و دورنمای آن، تغییر فروش، تغییرات عرضه برای قیمت بالاتر یا فروش بیشتر و … راه حل آن این است که فرایند کنونی و نتایج هریک از حوزه ها را درک کنید و ثبت کنید و با پیش بینی حوزه های چالش برانگیز تیم خود را با طرحی واضح و روشن به حرکت در آورید و بدین ترتیب می توانید بر پیشرفت های خاص که بیشترین تاثیر را دارند، هدف گذاری کنید. بهینه سازی یکی از موقعیت هایی ست که از آن حسابی غفلت می شود؛ اما از مهم ترین موقعیت ها برای بقای شرکت و رشد هندسی درون سازمان است. وقتی که تیم خود را به تمرکز بر بزرگ ترین نواحی توسعه سوق می دهید و طرح و برنامه ای شفاف و روشن دارید، نتایج، مبهوت کننده خواهند بود.

۳٫ از تحلیل پس از بازی برای برتری خود استفاده کنید

نمی توانید بر چیزی که ارزیابی نکرده اید، مدیریت کنید. از تجارب و نتایج آن درس بگیرید. موفقیت ها و شکست های خود را ارزیابی کنید و در دور مجدد بازی، از نظر ذهنی برای دور بعد آماده باشید.

اگر باختید، چگونه اقدامات خود را به پیش می برید؟
اگر برنده شدید، چه عواملی در موفقیت شما نقش داشتند؟
تصمیمات مهمی که اتخاذ کردید برای بهتر یا بدتر، چه بودند؟
چگونه نقاط خود را حفظ خواهید کرد و ضعف های تان را جبران می کنید.

۴٫ فرهنگ مطلوبی را برای موفق ها و پرتلاش ها اشاعه دهید

به عنوان یک مدیر تجاری، می دانید که سازمان های موفق، با هم ترازی با نیروهای حیاتی و مهم، مبتکران موفق پرورش می دهند. ابتکار مداوم، فرایندهای کار آمد تجاری، سیستم عملکرد قدرتمند و صلاحیت و رفتار تیم، همگی در شرکت های برتر دنیا در هماهنگی کامل هستند. چابکی نیز اهمیت دارد؛ همچون هر قهرمانی برای تبدیل شدن به سازمانی که تحول دائم دارد، در تمام سطوح باید انعطاف پذیری وجود داشته باشد و این راز موفقیت تجاری در دنیای امروز است که اغلب نادیده انگاشته می شود و ضررهای زیادی را بر صاحبان کسب و کارها تحمیل می کند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

تا کِی از لوازم آرایش‌مان استفاده کنیم؟


وبسایت زیبامون: شاید کیف لوازم آرایشتان پر از لوازم زیبا و خاص باشد اما گاهی لازم است لوازم آرایشی خود را چک کنید و برخی از آن ها را دور بریزید!

بعضی از لوازم آرایشی عمر طولانی تری دارند و برخی از اون ها هم باید در مدت زمان کوتاهی عوض بشن. محصولات طبیعی نسبت به محصولات تجاری و شیمیایی موندگاری کمتری دارد چون که این محصولات مواد نگهدارنده ندارند و زودتر خراب میشوند. با این حال لازمه که به تاریخ مصرف لوازم آرایشی خودتون دقت داشته باشید و اگه تغییراتی در بافت، ظاهر، بو و … این محصولات ایجاد شده بود، این لوازم آرایش را دور بریزید و محصولات جدیدتری رو جایگزینشون کنید.

چند دسته لوازم آرایش که دور انداختنی هستند!

ریمل مژه

همه خانوم ها استفاده از ریمل مژه رو دوست دارند چون که بعد از ریمل زدن، مژه هایی بلندتر، تیره تر و چشم هایی زیباتر دارند اما اگه ریمل مژه تغییراتی در ظاهرش داشته باشه میتونه سلامتی چشم ها رو به خطر بندازه و یا باعث ریزش مژه ها بشه! زمانی که بافت مایع ریمل تغییر میکنه و یا اینکه مایع ریمل روی فرچه ریمل تجمع پیدا میکنه و به راحتی روی مژه ها پخش نمیشه باید از استفاده اون صرف نظر کنید و این ریمل رو دور بندازید!

تنها کاری که باید برای مراقبت از ریمل مورد علاقتون انجام بدید اینه که بعد از هر بار مصرف در اونو محکم ببندید تا هم خشک نشه و هم میکروب و آلودگی وارد مایع ریملتون نشه!

کرم ضدآفتاب

وقتی یه کرم ضد آفتاب جدید میخرید و بسته بندی اونو باز میکنید باید بدونید که عمر مفید این کرم ضدآفتاب خیلی کوتاهه و باید در مدت زمان مشخص شده در بسته بندی محصول اونو استفاده کنید! اگه به طور اتفاقی یه کرم ضدآفتاب استفاده شده در کشو لوازم آرایشی و یا ته کیفتون پیدا کردید اونو مستقیما روی پوستتون استفاده نکنید!

اول از هر چیزی رنگ و بو کرم رو چک کنید و اگه احساس کردید رنگ اون تغییر کرده و یا بو نامطبوعی داره به هیچ عنوان روی پوستتون نزنید! این نوع از کرم های ضدآفتاب نه تنها از پوست در برابر نور خورشید مراقبت نمی کنند بلکه باعث ایجاد حساسی و تحریک شدن پوست هم میشن! پس بهتره این کرم ضدآفتاب قدیمی رو هم دور بریزید!

کرم پودر – فونداسیون

پیدا کردن یه کرم پودر خوب که با پوست تناسب داشته باشه و پوشش دهی خوبی رو هم ایجاد کنه کار خیلی سختیه. اما اگه یه کرم پودر مناسب برای پوستتون پیدا کردید باید در مراقبت و استفاده از اون خیلی دقت داشته باشید. اگه بعد از ریختن کرم پودر روی اسفنج یا براش متوجه شدید که بافت اون تغییر کرده و یا رنگدانه های کرم پودر حالت یکنواختی ندارند بهتره که کرم پودر رو استفاده نکنید. چرا که این علامت ها نشانه ای از فاسد شدن کرم پودر هستند و ممکنه روی پوستتون تاثیرات بدی داشته باشن.

یه توصیه برای مراقبت از کرم پودر ها وجود داره! بهتره کرم پودر مورد علاقتون رو در یخچال نگهداری کنید. با استفاده از این کار روند فاسد و خراب شدن کرم پودر کاهش پیدا میکنه و شما می تونید برای مدت زمان بیشتری از کرم پودر محبوبتون استفاده کنید! از این روش برای نگهداری سایر کرم ها و لوسیون ها هم می تونید استفاده کنید!

خط چشم – مداد چشم

خط چشم یکی دیگه از لوازم آرایشی محبوب خانوم هاست که معمولا در هر شرایطی ازش استفاده میکنن. اگه به تازگی بیمار بودید و یا عفونتی در چشم هاتون ایجاد شده، بهتره خط چشمی که در زمان بیماری استفاده میکردید رو دور بندازید و دیگه ازش استفاده نکنید. عفونت و باکتری به راحتی روی مداد و خط چشم باقی میمونه و ممکنه بعد از استفاده مجدد از این محصول آرایشی، چشمتون دچار حساسیت و عفونت بشه!

براش های آرایشی

این یه واقعیته که براش های آرایشی به طور مرتب شسته و تمیز نمی شن و میتونن به سادگی میکروب ها و آلودگی ها رو منتقل کنن! اگه قبلا روی پوستتون زخم، خراشیدگی، اگزما و … داشتید و از براش های آرایشی هم به طور معمول استفاده کردید بهتره در استفاده مجدد از این ابزارها تجدید نظر کنید! چرا که این ابزارها می تونن با انتقال باکتری باعث ایجاد عفونت، بشن و یا مشکلات پوستی بیشتری رو ایجاد کنند.

اگه مدت زمان زیادی از خرید براش های آرایشتون میگذره و براش ها رو خیلی خوب تمیز نکردید وقت اون رسیده که این ابزارهای آرایشی رو دور بریزید و ابزارهای جدیدی رو خریداری کنید.

سایه چشم

سایه چشم یکی از محصولات آرایشی که معمولا موندگاری خیلی زیادی داره و تا زمان تموم شدن پودر سایه چشم میشه ازش استفاده کرد! مشکل زمانی ایجاد میشه که برای ایجاد رنگ بیشتر و بهتر از سایه چشم، براش سایه چشم مرطوب میشه!

استفاده از براش مرطوب برای استفاده از سایه چشم میتونه عمر مفید سایه چشم رو کوتاه کنه! زیرا مرطوب شدن سایه چشم و بسته نگه داشتن در پالت سایه چشم یه محیط مناسب برای رشد باکتری ها رو ایجاد میکنه. به طور کلی پالت های سایه چشم پودری حاوی مواد نگهدارنده هستند و نباید مرطوب بشن. پس اگه پالت سایه چشمی که دارید از حالت پودری خارج شده و سفت و محکم شده بهتره اونو دور بندازید!

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جذاب‌ترین ترکیب رنگ‌های لباس برای آقایان


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: برای داشتن ظاهر زیبا و منحصر بفرد، علاوه بر مدل لباس، باید در مورد ترکیب رنگ لباس هایی که به تن می کنید نیز اطلاعاتی داشته باشید. با وجود تنوع رنگی بالا، انتخاب این که کدام رنگ ها با هم به زیبایی ست می شوند، سخت است. اما نگران نباشید زیرا ما در اینجا بهترین ترکیب رنگی لباس آقایان را برایتان آورده ایم. با دنبال کردن آنها چون ستاره ای در جمع بدرخشید.

برای داشتن یک تیپ کلاسیک، رنگ های آبی تیره و قهوه ای را با هم ست کنید.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

همنشینی آبی کمرنگ و خردلی ظاهری چشمگیر و منحصر بفرد به شما می دهد.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

رنگ های خنثی مانند کرم، طوسی یا مشکی… در کنار رنگ بولدی چون زرد، بسیار خاص و چشمگیر خواهد بود.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

تونالیته های مختلف قهوه ای را با رنگ گرمی چون جیگری ست کنید.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

یکی دیگر از تیپ های کلاسیک، ترکیب رنگ هایی چون بژ، آبی آسمانی و خاکستری ست.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

سبز تیره و قهوه ای به زیبایی هر چه تمام تر با هم ست می شوند.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

اگر کتی به رنگ بژ دارید، آن را با تونالیته های مختلف آبی ست کنید. این تیپ همیشه تاثیرگذار خواهد بود.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

قرمز در کنار خاکستری روشن بسیار توی چشم است.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

پوشیدن رنگ های گرم در کنار هم مانند قهوه ای، جیگری، خاکستری… برای روزهای سرد سال مناسب است.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

با پوشیدن لباس های راه راه به ظاهرتان حالتی اسپورت و غیر رسمی می دهید.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان(ناقص)

با پوشیدن آبی به همراه بژ در جمع چون ستاره ای خواهید درخشید.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان(ناقص)

یک کت قرمز رنگ تمام چشم ها را به سمت شما جلب می کند.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

اگر دوست دارید که از چند رنگ در لباس تان استفاده کنید، این ترکیب ها انتخاب فوق العاده ای برایتان خواهد بود.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان(ناقص)

این ست رنگی هم نمونه دیگری برای افرادی ست که دوست دارند توی چشم باشند.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

رنگ های تیره مانند جیگری، سورمه ای و مشکی به زیبایی با هم ست می شوند. البته اگر می خواهید تنوع و جذابیتی به آن دهید، کمی رنگ نارنجی و خاکستری را به آن اضافه کنید.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

اگر به دنبال رنگی مناسب برای پیراهن تان هستید تا آن را با شلوار جین تان ست کنید، ما رنگ طوسی را به شما پیشنهاد می دهیم. برای اینکه ظاهرتان از حالت کسل کننده خارج شود، کفش تان را به رنگ چرم قهوه ای انتخاب کنید.

جذاب‌ترین ترکیب رنگ لباس برای آقایان

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

وگان بودن یا نبودن؛ مساله این است!


ماهنامه دانشمند: گیاه خواری تا پیش از این، یک شیوه اخلاقی برخورد با جهان نبود بلکه یک سلیقه یا صرفا دلسوزی شخصی برای حیوانات بود. آیا ما باید گیاه خوار شویم و این گیاه خواری چه معنایی برای سیاره، سلامت و زندگی ما دارد. در این مقاله با تشریح اجمالی پیدایش وگانیسم و تفاوتش با دیگر جنبه های گیاه خواری به تاثیر آن بر سلامتی پرداخته و نتایج برخی پژوهش های علمی در این خصوص را بررسی می کنیم.

وگان بودن یا نبودن؛ مساله این است! (اسلایدشو)

گیاه خواری (vegetarian)

به فردی که تغذیه خود را عاری از هر نوع گوشتی؛ از جمله گوشت قرمز، گوشت سفید ماهی و غذاهای دریایی کرده باشد، گیاه خوار گفته می شود. با این حال فرد گیاه خوار تخم مرغ، محصولات لبنی و عسل مصرف می کند. البته در بین این دسته گیاه خواران نیز تمایلات متنوعی وجود دارد؛ از جمله پسکو – وجترین ها (pesco-vegetarian) و فلکسیترینها (flexitarian). دسته اول افرادی هستند که غذاهای دریایی مانند ماهی و میگو را از رژیم غذایی خود حذف نکرده اند و دسته دوم هر از گاهی مانند میهمانی ها و دورهمی ها گوشت مصرف می کنند.

گیاه خواری مطلق (vegetalian)

گیاه خوار مطلق کسی است که لب به فرآورده های حیوانی نمی زند و فقط از دنیای گیاهان تغذیه می کند. در این نوع رژیم غذایی هر ماده ای که به طور مستقیم یا غیرمستقیم از حیوانات تامین شده باشد، حذف شدنی است به همین دلیل گیاه خوار مطلق از مصرف محصولات لبنی، تخم مرغ و حتی عسل خودداری می کند.

وگان بودن یا نبودن؛ مساله این است!

و اما وگان (Vegan)

وگان یا وگانیسم (veganisme) مرحله نهایی و سختگیرانه گیاه خواری مطلق است که امروزه بحث های جدی پیش کشیده و نوعی جنبش به راه انداخته است. وگانیسم فراتر از حذف گوشت و پیروی کردن از یک رژیم غذایی است. وگانیسم یک سبک زندگی خاص بوده و بر یک فلسفه اساسی نهادینه شده است؛ اینکه انسان باید بدون آزار هيچ نوع حیوانی به حیات خود ادامه دهد. بنابراین هر گونه بیگاری کشیدن، استثمار، آزار و اذیت و بی رحمی نسبت به حیوانات (به طور عام) ممنوع است. به این ترتیب فردی که ادعا می کند وگان است علاوه بر امتناع از مصرف گوشت و فرآورده های حیوانی، دور پشم، چرم (لباس، کیف، کمربنده دستبند و …)، پر، کشمیر (بافتی تهیه شده از پشم بز کشمیر) و ابریشم خط قرمز می کشد و حتی از لوازم آرایشی و بهداشتی که روی حيوانات تست شده باشد، استفاده نمی کند.

طرفداران سفت و سخت وگانیسم حتی سیرک يا باغ وحش نیز نمی روند، مخالف داشتن حیوانات خانگی هستند و از مروارید اصل استفاده نمی کنند و تمام این کارها را به خاطر منافع انسان، حمایت از حیوانات و حفظ محیط زیست انجام می دهند. در واقع وگانیسم همان گیاه خواری مطلق است که فلسفه ای به مراتب جدی تر را دنبال می کند. این سبک تغذیه ای به دهه ۵۰ میلادی باز می گردد. برای نخستین بار در سال ۱۹۴۴ بود که دونالد واتسون (Donald Watson) انگلیسی واژه «وگان» را مطرح کرد و خود نیز نخستین وگانیست محسوب می شود. در سال ۱۹۴۸ اولین انجمن و گان در ایالات متحده آمریکا تاسیس شد، اما تا دهه ۷۰ طول کشید تا وگانیسم در آمریکای شمالی معروف شود.

وگان بودن یا نبودن؛ مساله این است!

چرا بر وگان بودن اصرار بورزیم

فائزه پورمتشکر: بر اساس تحقیقات، یک وگان بر این باور است که اولین قدمی که او را از خوردن گوشت و لبنیات بازداشته، این بوده که تولید و مصرف انواع گوشت و محصولات لبنی برای آب و هوا و در نهایت محیط زیست تاثیرات مخربی دارد. به عبارتی باید گفت مطالعات حاکی از این است که اگر همه ساکنان کره خاکی به گیاه خواری روی بیاورند، دو معضل بزرگ انتشار گازهای گلخانه ای و پاکسازی زمین از مواد دست کاری شده برای کشاورزی تقریبا از بین می روند.

به گفته «جاناتان فلوی»، مدیر آکادمی علوم کالیفرنیا؛ میزان بسیار عظیمی از مزارع جهان صرف نگهداری و پرورش حیوانات یا غذای آنها می شود. بنا به گزارش سازمان جهانی خواربار و کشاورزی (فائو)، یک چهارم زمین های خالی از یخ کره زمین به چریدن احشام اختصاص می یابد و حتی بالاتر از آن نیز از یک سوم زمین های کشاورزی برای تولید غذای اضافی حیوانات استفاده می شود. چه می شود اگر به جای استفاده از این زمین ها برای حیوانات، غذای انسان تولید کنیم؟

احشام بسیار بیشتر از آنچه پروتئین تولید کنند، آن را مصرف می کنند؛ چیزی حدود ۳ تا ۲۰ برابر بیشتر. از همین روست که فلوی معتقد است یکی از به صرفه ترین راه ها برای غذا دادن به جمعیت میلیاردی انسان ها، مصرف بیش از پیش گیاهان و کمتر حیوانات است.

گله داری و پرورش دام خود یکی از دلایل عمده تولید گازهای گلخانه ای است. به همین خاطر است که امروزه با رویکرد حفظ محیط زیست، بیش از گذشته جایگزینی چراگاه ها و مزارع به جای جنگل ها دیده می شود؛ چرا که به طور طبیعی کربن دی اکسید کمتری جمع آوری و ذخیره می شود. به علاوه اینکه مانند بسیاری از صنایع، دامپروری نیز مقادیر بسیاری سوخت فسیلی و گاز متان به وجود می آورد. مطابق آمارهای فائو، یک چهارم زمین های بدون یخ جهان در حال حاضر برای چرای دام استفاده می شوند. همچنین یک سوم زمین های کشاورزی جهان برای تغذیه حیوانات استفاده می شود و ۱۴٫۵ درصد گازهای گلخانه ای جهان توسط صنعت دامداری تولید می شود که قابل مقایسه با گاز گلخانه ای تولیدشده توسط صنعت حمل و نقل است.

وگان بودن یا نبودن؛ مساله این است!

وگان ها و عقاید سفت و سخت آنها

وگانیسم (به فرانسوی Veganism) یا گیاه خواری مطلق یک روش تغذیه و این روزها شیوه ای برای زندگی است که هدف آن حذف هر نوع محصول حیوانی؛ چه در غذا و چه در مواد مصرفی است. مهمترین دلایل وگان شدن افراد (کسانی که به وگانیسم اعتقاد دارند) مسائل اخلاقی یا رعایت حقوق حیوانات، حفاظت از محیط زیست و حفظ سلامتی است. پایه و هدف اصلی وگان ها مبارزه با مفهوم عرضه و تقاضا در محصولات صنعتی است که در روند تولید آنها به سبب دستکاری های مختلف و متعدد به حیوانات و محیط زیست آسیب وارد می کند.

روز جهانی هم به همین نام وجود دارد؛ مناسبتی که همه ساله در اول نوامبر (مصادف با ۱۰ آبان) توسط گیاه خواران سراسر جهان گرامی داشته می شود.

گیاه خواری را فقط به چشم یک نوع رژیم غذایی نبینیم!

از دید بسیاری، گیاه خواری تنها یک نوع رژیم غذایی خاص به حساب نمی آید. گیاه خواران متعصب به این رژیم، به شدت از مصرف مواد گوشتی و بسیاری از مشتقات آن خودداری می کنند؛ چرا که در این مسیر حیوانات خواسته یا ناخواسته حیوان آزاری شده و این امر از دید و گان ها اصلا منصفانه و اخلاقی نیست. این ممنوعیت، بسیار سفت و سخت و حتی گاهی تعجب برانگیز است.

تاتو یا خالکوبی های روی پوست

از دید یک گیاه خوار برخی جوهرهای مصرف شده در تاتو یا خالکوبی حاوی چربی حیوانات یا حتی فسیل استخوان آنها هستند و استفاده از آنها قدغن است.

قلم موهای آرایشی

جالب است بدانید موی نرم بسیاری از قلم موهای آرایشی از موی بدن سمورها یا حتی سنجاب هاست و قطعا از دید یک گیاه خوار و دوستدار محیط زیست این لوازم دوست داشتنی نیستند.

شامپوها و نرم کننده ها

تست مواد روی حیوانات از موارد اکیدا ممنوعه از نظر گیاه خواران است. حتی برخی از شرکت ها که دیگر خیلی وقت است از تست محصول شان روی حیوانات اجتناب می کنند. هم هنوز گاهی ژلاتین (ژلاتین ماده ای جامد، نیمه شفاف، بی رنگ، ترد و کم و بیش بی مزه است که از کلاژن درون پوست و استخوان جانوران به دست می آید) یا محصولات فرعی حیوانی را استفاده می کنند.

ابریشم

کرم ابریشم در پروسه جمع آوری پیله ها، زنده زنده درون پیله به التهاب و گاهی له شدن می افتد؛ دردناک؛ اما واقعیت است.

خمیردندان

بافت خمیردندان عمدتا متشکل از گلیسیرین است که از گیاهان گرفته می شود؛ اما ناگفته نماند که می توان آن را از چربی حیوانات هم به دست آورد.

نرم کننده های لباس

برخی از نرم کننده های لباس حاوی پیه گوسفند یا سایر احشام دامی هستند.

زنبورهای بخت برگشته

بسیاری از گیاه خواران حتی عسل هم نمی خورند؛ زیرا حاصل دسترنج زنبور؛ از دسته حشرات و در نهایت حیوان است و در این مسیر زنبورهای بی گناه دستخوش دستکاری ها شده و از دید و گان ها آسیب و آزار می بینند. به عنوان نمونه، هنگام برداشت عسل از کندو، برای آرام کردن زنبورها اندکی دود وارد کندو می کنند و این امر گاهی موجب له شدن و از بین رفتن زنبورها می شود.

بال های ملکه زنبور را می چینند تا نتواند از کندو بیرون رفته و به پیروی از آن، دیگر زنبورها نیز از کندو خارج شوند. هنگامی که عسل از کندو برداشته می شود، مقداری محلول شکر سفید که فاقد مواد مغذی کافی است، درون کندو ریخته می شود و همین برداشت بدون جایگزین سبب صدمه وارد کردن به توان و نیروی زنبورها و حتی کاهش طول عمر آنها می شود. خب شاید تمام این دلایل توجیه مناسبی برای یک گیاهخوار صرف (وگان)، شکننده و حساس باشد تا با وجود خواص بیشمار عسل هرگز به مصرف آن میلی نداشته باشد.

وگان بودن یا نبودن؛ مساله این است!

مزایای حذف فرآورده های حیوانی برای سلامتی

به عقیده وگان ها باور به اینکه گوشت و فرآورده های حیوانی برای سلامتی ضروری هستند، افسانه ساخت ذهن بشر است و این مواد غذایی عامل افزایش خطر ابتلا به بیماری هایی از جمله دیابت نوع ۲، پوکی استخوان، حملات قلبی – عروقی و سرطان ها محسوب می شوند. چون گوشت و به طور کلی فرآورده های حیوانی دارای ترکیبات و اثرات مضری است که در ادامه به آنها اشاره می شود.

خاصیت اسیدی بالایی دارد

پروتئین های حیوانی بسیار اسیدی هستند و تعادل pH بدن را به هم می زنند. بالا رفتن حالت اسیدی بدن زمینه ساز تشکیل سنگ کلیه، تحلیل توده عضلانی، پرفشاری خون، پوکی استخوان و بیماری های دیگر می شود. برعکس از آنجایی که در بدن وگان ها تعادل اسیدی – بازی برقرار است، احیای سلولی سریع تر انجام می شود و در نتیجه علاوه بر برخورداری از سلامت بالاتر، راندمان فیزیکی بالاتری نیز دارند.

حاوی اسیدآمینه های گوگرددار است

پروتئین های حیوانی حاوی میزان زیادی اسید آمینه های گوگرددار هستند. نتایج پژوهشی که در American Journal of kidney diseases به چاپ رسیده است، نشان می دهد که این اسید آمینه ها یکی از عوامل مهم ابتلا به بیماری های قلبی – عروقی محسوب می شوند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

رایج‌ترین جراحی‌های زیبایی صورت و قیمت‌ آنها


مجله سیب سبز: انسان‌ها از دیرباز در پی برگرداندن شادابی و طراوت از دست رفته دوران جوانی و حتی زیبایی بیشتر  بوده‌اند.  امروزه روش‌های بسیاری برای جوان کردن پوست و برطرف کردن تغییر رنگ و افتادگی پوست صورت، رفع عیوب و… ابداع شده‌است. زیبایی یک فرد به دلایل مختلفی می‌تواند دستخوش تغییر شود از جمله: افزایش سن و کاهش فعالیت کلاژن‌ سازی در پوست، تصادف، جراحت، نقص مادرزادی و … بسیاری هم هستند که هیچ مشکلی ندارند و تنها دوست دارند سراغ جراحی‌های زیبایی بروند به دلایلی کاملا شخصی.  جزو هرکدام از این دسته‌ها باشید که آشنایی کلی با اقدامات و جراحی‌های زیبایی احتمالا برایتان جالب خواهد بود.

 

رایج‌ترین جراحی‌های زیبایی صورت و قیمت‌ آنها

جراحی بینی (رینوپلاستی)

  • به دو روش باز و بسته
  • تنها مزیت روش بسته نبود برش در پره وسط بینی است ولی دقت و نتیجه عمل با روش باز بیشتر است و در تصحیح انحراف بینی تنها روش باز از کارایی کافی برخوردار است.
  • دختران بعد از ۱۶ سالگی و پسران بعد از ۱۸ سالگی انجام دهند
  • زمانی حدود یک‌سال باید بگذرد تا فرم نهایی بینی مشخص شود.

عوارض:

  • احتمال عوارضی چون خونریزی، تنگ شدن راه بینی، آبریزش یا اشكال در بویایی
  • احتمال به وجود آمدن اشكال در ظاهر بینی و نیاز به جراحی مجدد
  • احتمال تشدید علایم آلرژیک در کوتاه‌مدت وجود دارد ولی در درازمدت اثری بر آن ندارد.

حدود قیمت: ۲ تا ۱۰ میلیون تومان


جراحی زیبایی پلک (بلفاروپلاستی)

  • برای پلک‌های پف‌آلود یا برجسته یا پلک‌هایی که افتادگی و پوست اضافی دارند.
  • در این عمل می‌توان پلك‌های فوقانی و تحتانی را به طور مجزا یا همزمان مورد عمل قرار داد.
  • از طریق عمل پلک بالا می توان عضلات اخم را قطع كرد و نیز ابرو را تا حدی بالا برد.
  • با این عمل سیاهی دور چشم‌ها و نیز تورم پلك‌هایی که به دلیل بیماری‌های متابولیكی ایجاد شده، برطرف نمی‌شود (مثل تورم پلك ناشی از پركاری تیروئید).
عوارض:

  • احتمال پیش آمدن عوارضی چون باقی ماندن جای برش، افتادگی پلک یا آسیب به قرنیه وجود دارد.

 حدود قیمت: ۵۰۰هزار تا ۳میلیون تومان


جراحی زیبایی‌ گوش (اتوپلاستی)

  • از بین بردن بدشکلی‌های لاله‌گوش مثل برجسته بودن(گوش خفاشی) یا نامساوی بودن دو گوش یا….
  • برای بزرگی بیش از اندازه گوش کودکان (گوش میکی‌ماوسی یا بادبزنی) توصیه می‌شود.
  • در بعضی موارد برای بازسازی بعد از جراحی.
عوارض:

  • درد که البته با مسکن‌های قوی بهبود می‌یابد.
  •  در مواردی کمی‌ عفونت در محل جراحی ایجاد می‌شود.
  • در مواردی عدم تقارن بین دو گوش دیده می‌شود که نیاز به جراحی مجدد است.
 حدود قیمت: ۳ تا ۶ میلیون‌تومان


اصلاح چانه

  • در نمای نیم‌رخ باید برجستگی لب پایین و چانه در یک خط باشند چنانچه چانه از این خط بیش از اندازه جلو یا عقب باشد، صورت زیبایی خود را تا حدی از دست می‌دهد.
  • برای کوچک و عقب بودن چانه پروتز می‌گذارند.
  • برای برجستگی بیش از حد چانه یا کوچکی و عقب بودن بیش از اندازه، جراحی فک توصیه می‌شود.

عوارض:

  • برای پروتز روی استخوان چانه احتمال  پس زدن یا عفونت و گاهی جابه‌جایی وجود دارد.
  • در جراحی و جلو آوردن استخوان درموارد کمی‌ احتمال عفونت و بی‌حسی چانه به دلیل آسیب به اعصاب چانه، وجود دارد.

 حدود قیمت: یك تا ۲ میلیون تومان


برجسته‌سازی گونه

  • استفاده از مواد طبیعی یا مصنوعی برای افزایش برجستگی گونه‌ها
  • مناسب برای کسانی که نقص مادرزادی دارند یا به دلیل پیری چربی‌های طبیعی زیر پوست آنها کاهش یافته است.
  • با افزایش برجستگی گونه‌ها صورت جوان‌تر و زیباتر می‌شود.
  • پروتزهای گونه سایزها و شكل‌های مختلفی دارد كه پزشك برای هر بیمار پروتز مناسب را انتخاب خواهد كرد.

عوارض:

  • انتظارات بیش از حد و تصورات ایده‌آلیستی قطعا قابل دسترس نیست.
  • ممنوع برای افرادی با بیماری‌های حاد مثل سینوزیت و عفونت‌های دندانی و بیماری‌های مهمی‌ همچون دیابت کنترل نشده، فشار خون بالا و اختلالات انعقادی.
  • گاهی ممکن است خونریزی، عفونت یا پس زدن پروتز پیش آید.
  • گاهی ممکن است پروتز جابه‌جا شده یا عدم تقارن به وجود آید.

 حدود قیمت: ۲ تا ۴ میلیون تومان

 

رایج‌ترین جراحی‌های زیبایی صورت و قیمت‌ آنها

 کشیدن صورت (لیفتینگ یا رایتیدکتومی)

  • روش‌های متعددی دارد که هرکدام در موارد خاص خودش کاربرد دارد.
  • مناسب برای صورت‌هایی با ساختار استخوانی خوب که فقط نسج نرم صورت خود را ول كرده‌اند و در ضمن چروک‌های ریز فراوان ندارند.
  • سن مناسب بین ۴۰ تا ۶۵ سالگی
  • این جراحی برای از بین بردن چروک‌هایی با عمق متوسط و عمیق و همچنین افتادگی پوست مناسب‌تر است.
  • چین وچروك‌های سطحی پوست كمتر می‌شود.
عوارض:

  • در مواردی همچون خط خنده، خط پایین دو گوشه دهان، چروک‌های ریز اطراف چشم و لب این جراحی موثر نیست.
  • جراحی نباید در کسی‌ که از نظر روانی‌ مشکل دارد انجام شود چون این گونه افراد هیچگاه به رضایت نمی‌رسند.
  • شایع‌ترین عارضه خونریزی یا جمع شدن خون زیر پوست است که باید به سرعت و با دقت برطرف شود. این مساله در حدود ۸ تا ۱۰درصد موارد اتفاق می‌افتد.
  • آسیب به اعصاب صورت از عوارض مهمی‌ است که خوشبختانه در دست جراح باتجربه بسیار نادر است.

 حدود قیمت: ۳ تا ۶ میلیون تومان


تزریق ژل و چربی

  • برای برجسته و کلفت کردن لب و از بین بردن چروک‌های سطحی و خط خنده البته موقتی است.
  • از بین بردن جای زخم‌های عمیق و گودافتاده.
  • ماندگاری چربی تزریق‌شده وابسته به تکنیک تزریق و همچنین ناحیه گیرنده از چند ماه تا چندسال متغیر است.

عوارض:

  • عوارض تزریق چربی حداقل و از آن جمله کبودی و تورم کوتاه‌مدت است.
  • عفونت هم جزو عوارض احتمالی است.

 حدود قیمت تزریق چربی: یك تا ۲ میلیون تومان

 حدود قیمت تزریق ژل: ۸۰۰ هزار تا ۱٫۵ میلیون تومان

بالا بردن ابرو و پیشانی (لیفتینگ)

  • برای از بین بردن تمام خطوط و چین‌های روی پیشانی و بین ابروها.
  • رفع افتادگی و شل‌شدگی پوست پیشانی.
  • بیشتر مناسب برای افراد ۴۰ تا ۶۰ ساله
  • برای بالا بردن ابروی بیشتر خانم‌های جوان‌تر

عوارض:

  • برای کسانی‌ که خط موی بالا یا طاسی‌ دارند (مثلا در آقایان) روش مناسبی نیست.
  • دائم نیست، بسته به نوع عمل، پایداری آن بین ۲ تا ۱۰ سال است.
  • مسائلی‌ چون خونریزی، عفونت و آسیب به اعصاب حسی و پوست به ندرت ممکن است پیش آید.

 حدود قیمت لیفت ابرو: یك تا ۳ میلیون تومان
 حدود قیمت لیفت کامل پیشانی: حدود ۱۵ میلیون تومان

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

لاک موقت یا ژلیش چیست؟


هفته نامه سلامت – ترجمه سمیه مقصودعلی: این روزها در آرایشگاه قبل از مانیکور کردن ناخن‌ها این سوال از مشتری پرسیده می‌شود؛ لاک معمولی بزنم یا ژلیش؟ کمتر کسی در مورد این لاک‌های موقت و کاربردی که دارند و البته مزایا و معایبشان می‌داند. به همین دلیل مطلبی در این مورد تهیه کرده‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

لاک‌های موقت چه هستند؟

لاک‌های موقت که به نام ژلیش معروف شده‌اند، در واقع همان لاک کلاسیک هستند که با ژل اکریلیک مخلوط شده است. این نوع لاک بعد از گذاشته شدن روی ناخن باید با اشعه UV خشک شود. لاک‌های موقت مانند لاک‌های کلاسیک مایع هستند، با این تفاوت که براق‌ترند و به سادگی و به کمک استون پاک نمی‌شوند. دوام این نوع لاک‌ها حداقل ۱۸ روز است.

 

لاک موقت یا  ژلیش چیست؟ 

چطور باید از لاک موقت استفاده کرد؟

معمولا در آرایشگاه بعد از پاک کردن و مرتب کردن ناخن‌ها و گرفتن کوتیکول ناخن‌ها ژلیش را مانند لاک کلاسیک روی ناخن می‌زنند. بعد از زدن لایه نخست باید دست را برای ۳۰ ثانیه داخل دستگاه UV یا LED گذاشت و بعد لایه دوم را روی ناخن زد و مجدد ناخن‌ها را داخل دستگاه LED یا UV گذاشت. کل مراحل زدن ژلیش روی ناخن، حدود ۲۵ تا ۳۰ دقیقه طول می‌کشد.

چطور می‌توان ژلیش را از روی ناخن پاک کرد؟

۲ هفته بعد از زدن ژلیش روی ناخن با بلند شدن ناخن فاصله‌ای بین ریشه ناخن و لاک ایجاد می‌شود. در این هنگام باید ژلیش را از روی ناخن برداشت یا دوباره رنگ آن را تجدید کرد. برای این کار بهتر است به آرایشگاه مراجعه کنید. آرایشگر پنبه‌ای را با استون صددرصد، نمناک می‌کند و روی ناخن می‌گذارد و با فویل آلومینیومی آن را می‌پوشاند. بعد از ۱۵ دقیقه ژلیش پاک می‌شود. با کمک کیت‌های مخصوصی که در بازار به فروش می‌رسد هم می‌توان این کار را در خانه انجام داد.

آیا ژلیش بهتر از لاک کلاسیک است؟

ژلیش برای افرادی که مایل‌اند همیشه لاک داشته باشند و در عین حال خانم‌های پرمشغله‌ای هستند و فرصت کافی برای لاک زدن مرتب ندارند یا خانم‌هایی که مرتب با آب و مواد شوینده سر و کار دارند و از دستکش استفاده نمی‌کنند، انتخاب خوبی است چون تا ۱۵ روز مانند روز نخست براق و زیباست و به مرور لاک نوک ناخن‌ها پاک نمی‌شود و زیبایی‌اش را از دست نمی‌دهد.

آیا ژلیش بدون عارضه است؟

ژلیش برای خانم‌هایی که ناخن‌های ضعیف و حساسی دارند اصلا توصیه نمی‌شود چون به صورت ۴ لایه روی ناخن می‌خورد و مانع از رسیدن اکسیژن کافی به ناخن می‌شود. در ضمن بهتر است هرازگاهی به ناخن فرصت استراحت داد و قبل از زدن لاک جدید ناخن را از لحاظ سلامت کاملا بررسی کرد. حتی کسانی که لاک‌های معمولی می‌زنند هم باید گاهی به ناخنشان استراحت بدهند چون نرسیدن اکسیژن باعث زرد شدن آن می‌شود. نکته دیگر اینکه هرگز نباید ژلیش را به زور و با وسایل تیز و برنده یا حتی سوهان از روی ناخن پاک کرد زیرا این کار به شدت به صفحه ناخن آسیب می‌زند.

اگر از برندهای معتبر ژلیش استفاده کنید و به درستی آن را روی ناخن بزنید و پاک کنید، این نوع لاک کم‌عارضه است. فراموش نکنید هر بار بعد از پاک کردن ژلیش از روغن‌های تغذیه‌کننده دور ناخن استفاده کنید. برای افرادی که ناخن می‌جوند یا کودکان که ناخن را به دهان می‌برند، استفاده از ژلیش به هیچ عنوان توصیه نمی‌شود.

دستگاه UV یا LED کدام بهتر است؟

در آرایشگاه‌ها از دو نوع دستگاه UV یا LED استفاده می‌شود که مخالفان و مدافعان خاص خود را دارد. به گفته برخی افراد، لامپ UV ناخن را براق‌تر می‌کند و در مقایسه با لامپ‌های LED ارزان‌تر هم است، اما خشک شدن ناخن در دستگاه UV بیشتر از دستگاه LED طول می‌کشد و لامپ UV باید هرازگاهی تعویض شود. نکته مهم دیگر اینکه اشعه UV در درازمدت می‌تواند سبب بروز لک روی پوست شود.

UV برای بدن مضر نیست؟

در سال ۲۰۱۳ در مورد با استفاده از دستگاه‌های UV برای ناخن در آرایشگاه‌ها از سوی بنیاد سرطان پوست آمریکا مطالعه‌ای انجام شد. نتایج این تحقیق نشان داد احتمال ابتلا به سرطان پوست در درازمدت وجود دارد، گرچه میزان آن بسیار کم است. به همین دلیل متخصصان پوست توصیه می‌کنند قبل از قرار دادن دست در این نوع دستگاه‌ها حتما از کرم ضدآفتاب روی پوست دست استفاده کنید.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: مهم نیست که سایت ها یا طراحان مد و فشن چه می گویند، آنچه شما برای پوشش خود انتخاب می کنید، باید با سلیقه تان جور باشد. هر فردی سبک لباس پوشیدن خاص خود را دارد. به عنوان مثال برخی ها تیپ کلاسیک را می پسندند، در حالی که برخی دیگر اسپورت را ترجیح می دهند. در واقع، هیچ چیز خوب یا بدی در دنیای مد وجود ندارد و این شمایید که باید با توجه به فرم بدن و علاقمندی هایتان استایل خاص خود را انتخاب کنید. برای این منظور، ما نکاتی را برایتان آورده ایم تا با دنبال کردن آنها، راحت تر به سبک شخصی لباس پوشیدن تان برسید.

۱٫ چه چیزی شما را شاد می کند؟

آیا می دانید که چه تیپی شما را شاد می کند؟ وقتی داخل فروشگاهی می شوید، چه چیزی اول از همه توجه تان را به خود جلب می کند؟ یا این که چه مدل لباسی بیش از همه در کمد لباس هایتان وجود دارد؟ با دنبال کردن این نشانه ها می توانید به ساده ترین شکل سبک لباس مورد علاقه تان را بیابید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۲٫ در چه مدل لباسی احساس بهتری دارید؟

حتما شما هم در کمدتان لباس هایی دارید که به خوبی روی تن تان می نشیند و باعث می شوند که در مورد اندام تان حس بهتری داشته باشید. به عنوان مثال شلوار جینی که با همه لباس ها به خوبی ست می شود یا پیراهنی که برای هر میهمانی، از رسمی گرفته تا دوستانه، مناسب است و زمانی که نمی توانید در مورد انتخاب لباس تان تصمیم بگیرید، به کمک تان می آید. بنابراین شما باید بدانید که در چه لباس هایی حس بهتری نسبت به خودتان دارید؛ این لباس ها می توانند یک تی شرت ساده، لباسی با طرح های گرافیکی، پیراهنی اسپورت یا کفش کتانی باشد. 

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۳٫ چه مدل لباسی را نمی پسندید؟

فهمیدن این مورد نیز کار ساده ای ست. به عنوان مثال برخی از افراد هیچ علاقه ای به پوشیدن لباس های رسمی یا انداختن جواهرات ندارند یا برخی دیگر از پوشیدن لباس های تنگ بیزارند و لباس های راحت و گشاد را ترجیح می دهند. این بدین معنی نیست که آن مدل لباس ها بد است، بلکه بدین معنی ست که با ظاهر شما جور در نمی آید. بنابراین از پوشیدن مدل های لباسی که حس بدی نسبت به آنها دارید خودداری کنید، حتی اگر مد سال باشند.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۴٫ استایل خود را بیابید

حتما با ایریس آپفل، مادر بزرگ دنیای مد، آشنا هستید. او عاشق اکسسوری های بزرگ و چشمگیر است. عینک های گرد، النگوهای بزرگ و گردنبندهای بلند… از از ویژگی های استایل اوست. اگر به تیپ ستاره ها نگاه کنید، متوجه می شوید که هر فردی استایل مخصوص به خود را دارد. موهای دم اسبی آریاندا گراندی، یا لباس های چسبان با رنگ های خنثی کیم کارداشیان… شما نیز باید به سبک لباس پوشیدن خود شخصیت دهید، به طوری که دیگران با دیدن آن  ویژگی به یاد شما بیافتند. این شخصیت سازی می تواند در مورد یک مدل یا حتی رنگ لباس باشد. آن را انتخاب کنید و بدان پایبند باشید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۵٫ به دنبال مد نباشید

مد می تواند به سبک شخصی شما در لباس پوشیدن لطمه بزند. در واقع، اگر شما مدام به دنبال این باشید که چه مدل های جدیدی از کفش، لباس، کیف یا غیره.. در بازار است تا آنها خریداری کرده و به تن کنید، پس تکلیف استایل شخصی یا آنچه خودتان می پسندید چه می شود؟ در این شرایط، این شما نیستید که استایل تان را تعریف می کنید، بلکه دنیای مد و فشن است که برای شما تصمیم می گیرد و ظاهر شما را شبیه به ظاهر بسیاری از افراد دیگر می سازد. بنابراین، اگر می خواهید که به ظاهرتان شخصیتی منطبق با آنچه خود می پسندید بدهید، از مدهای لحظه ای دوری کنید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


۶٫ فرم بدن تان را بشناسید

بهترین قسمت بدن شما کدام است؟ روی بخش هایی از بدن تان که فرم دلخواه تان را دارد، تمرکز کنید. به عنوان مثال اگر چشمان تان آبی ست، با کشیدن خط چشم و سایه، روی آنها تاکید بیشتری کنید یا اگر پاهای کشیده و زیبایی دارید، شلواری چسبان یا دامنی کوتاه به پا کنید تا بیش از دیگر بخش های بدن تان توی چشم باشد.

بیشتر خانم ها اندامی گلابی شکل دارند، به این صورت که کمرشان باریک و باسن شان بزرگ است. در این شرایط توصیه می شود که توجه را به قسمت بالایی بدن ببرید. شما می توانید از لباس های رنگ روشن یا پیراهن های اپل دار که تاکید را به سمت بالاتنه تان می برند، کمک بگیرید. از پوشیدن لباس های راه راه برای پایین تنه نیز خودداری کنید. و بر عکس، اگر می خواهید که روی بالاتنه تان تاکید کنید، می توانید از لباس هایی با یقه v یا حتی اکسسوری هایی چون گردنبند برای تاکید بیشتر استفاده کنید.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟


 

۷٫ از این مدل لباس ها غافل نشوید

برخی از لباس ها هستند که نه تنها هیچگاه از مد نمی افتند، بلکه بسیار هم کاربردی اند. مهم نیست که استایل شخصی تان چگونه است، داشتن برخی لباس ها در کمدتان، همیشه ضروری است که در اینجا به برخی از آنها اشاره می کنیم:

شلوار مشکی: یکی از ساده ترین و سریع ترین روش های آماده شدن پوشیدن شلوار مشکی ست. در این شرایط شما می توانید به سادگی آن را با هر تی شرت یا پیراهنی که می خواهید، ست کنید.

بلوز مشکی: شما می توانید آن را به تنهایی یا همراه با هر رنگ کتی که دوست دارید، به تن کنید.

بلوز یقه اسکی مشکی: مطمئنا شما در روزهای سرد سال، به یک بلوز یقه اسکی احتیاج پیدا خواهید کرد. چه چیزی بهتر از یک بلوز یقه اسکی مشکی که به سادگی با هر نوع لباسی ست می شود؟ این مدل لباس برای لایه ای لباس پوشیدن نیز بسیار کارساز است.

بلوز سفید: یک بلوز سفید، هیچگاه از مد نمی افتد. علاوه بر آن، به سادگی با لباس های دیگر ست می شود.

چگونه استایل شخصی خود را پیدا کنیم؟

جین: شلوار جین عضو ثابت هر کمد لباسی ست. فرقی نمی کند که جین آبی دارید یا مشکی، در هر شرایطی، یکی از بهترین و ساده ترین انتخاب هایتان خواهند بود. فقط حواس تان باشد که شلوار جینی که انتخاب می کنید درست سایز تن تان باشد.

پیراهن کوتاه مشکی: این که هر خانمی در پیراهن مشکی کوتاه زیبا و جذاب به نظر می رسد، کلیشه نیست، واقعیت است. نه تنها جذابیت این مدل لباس، بلکه کارایی بالای آن نیز باعث شده که هر زنی یک پیراهن کوتاه مشکی در کمد لباس خود داشته باشد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

قهر‌های خانوادگی، نه کم‌شمارند و نه بی‌دلیل


وب سایت ترجمان: تصویر کلاسیک تعطیلات به این صورت است: پدر و مادر، خواهرها و برادرها و بچه‌هایشان در خانۀ پدری جمع می‌شوند تا جشن بگیرند و از زندگی یکدیگر باخبر شوند. اما واقعیت همیشه هم اینطور نیست. برخی بزرگسالان پس از سال‌ها نارضایتی تصمیم می‌گیرند دیگر با پدر و مادرشان صحبت نکنند، یا در دورهمی‌های خانوادگی حاضر نشوند. والدین هم ممکن است چنان از یکی از فرزندان ناراضی باشند که دیگر به حضور او در خانه علاقه‌ای نشان ندهند.

قهرهای خانوادگی نه کم‌شمارند و نه بی‌دلیل

در پنج سال گذشته، تصویری روشن‌تر از قهرهای خانوادگی به دست آمده است، چرا که پژوهشگران بیشتری به این نوع شکاف‌های خانوادگی توجه کرده‌اند. یافته‌های آن‌ها این باور عمیق را که روابط خانوادگی ناگسستنی است به چالش کشیده و نشان می‌دهد که قهرهای خانوادگی چندان هم نامرسوم نیست.

به طور کلی، قهر خانوادگی به شرایطی گفته می‌شود که یک یا چند خویشاوند به خاطر یک رابطۀ منفی مستمر، با میلِ خود تصمیم می‌گیرند قطع رابطه کنند. (خویشاوندانی که به خاطر شرایط بیرونی، نظیر تقسیم نیروهای نظامی یا حبس، مدت‌ها حالی از هم نمی‌پرسند در این تعریف نمی‌گنجند).

کریستینا شارپ، استادیار ارتباطات در دانشگاه ایالتی یوتا در لوگان می‌گوید: «وقتی به طور فعال سعی کنید از کسی فاصله بگیرید و این فاصله را حفظ کنید، این کار قهر محسوب می‌شود».

ماه گذشته، لوسی بلیک، مدرس دانشگاه اج‌هیل در انگلستان، مروری نظام‌مند از ۵۱ مقاله با موضوع قهرهای خانوادگی را در ژورنال فَمیلی تئوری اند ریویو۱ منتشر کرد. دکتر بلیک می‌نویسد که این مجموعه ادبیات فرصتی در اختیار پژوهشگران خانواده قرار می‌دهد تا «روابط خانوادگی را آن‌طور که هستند درک کنند، نه آن‌طور که می‌توانند یا باید باشند».

معمولاً تصورات نادرستی دربارۀ قهرهای خانوادگی وجود دارد، اما امروزه که افرادِ بیشتر و بیشتری تجربیاتشان را به‌طور عمومی به اشتراک می‌گذارند،

برخی باورهای غلط در حال زدوده‌شدن هستند. بسیار ساده‌لوحانه است اگر فرض کنیم همۀ روابط میان والدین و فرزندانشان در تمام طول عمر ادامه دارد، درست مثل این که تصور کنیم هیچ زوجی از هم جدا نخواهند شد.

افسانۀ اول: قهر ناگهانی رخ می‌دهد

معمولاً قضیه بلند و طولانی است، نه یک اتفاق تکی. رابطۀ مادر یا پدر با فرزندش به مرور زمان خراب می‌شود، نه یک‌شبه.

کایلی آگلیاس، مددکار اجتماعی ساکن استرالیا و نویسندۀ کتاب قهرهای خانوادگی۲ (۲۰۱۶) است. او دریافته که قهرها «طی سال‌ها و دهه‌ها رخ می‌دهند. تمام جراحت‌ها و خیانت‌ها، تمام چیزهایی که انباشت می‌شوند، حس اعتماد یک فرد را از بین می‌برند».

دکتر شارپ در پژوهشی که در ماه ژوئن منتشر شد، با ۵۲ فرزند بزرگسال مصاحبه کرد و دریافت که آن‌ها به مرورِ زمان به شکل‌های مختلف از والدینشان فاصله گرفته‌اند.

مثلاً بعضی از آن‌ها محل زندگیشان را تغییر دادند. برخی دیگر هیچ تلاشی نمی‌کردند تا انتظارات والدینشان را برآورده کنند. نمونۀ این حالت، زنی ۴۸ ساله بود که پس از ۳۳ سال قطع رابطه با پدرش، حاضر نشد به عیادت او در بیمارستان برود یا در مراسم تدفین او حضور یابد.

قهر‌های خانوادگی، نه کم‌شمارند و نه بی‌دلیل

برخی دیگر هم تصمیم گرفته بودند گفت‌وگوهایشان را با یک عضو خانواده به صحبت‌هایی جزئی محدود کنند، یا میزان ارتباطشان را کاهش دهند. مردی ۲۱ ساله توضیح می‌داد که پس از رفتن به دانشگاه، از طریق پیامک و تماسِ تلفنی با مادرش در ارتباط بوده، اما با پدرش نه. او می‌گفت «اونا هنوزم با هم زندگی می‌کنن، پس حتماً اون مرد متوجه می‌شه و این آزارش می‌ده».

به گفتۀ دکتر شارپ، قهر یک «فرایند طولانی‌مدت است». او توضیح می‌دهد «در فرهنگ ما، نبخشیدنِ اعضای خانواده با عذاب‌وجدان زیادی همراه است». به‌همین خاطر، «فاصله گرفتن سخت است، اما حفظ فاصله از آن هم سخت‌تر است».

شکاف کامل ممکن است طی سال‌ها شکل بگیرد. سه سال از آخرین باری که نیکلاس ماک ۴۷ ساله با بعضی اعضای خانواده‌اش ارتباط داشت می‌گذرد. اما فاصله گرفتن از والدین و خواهر و برادرانش از یک دهه قبل شروع شده بود. آقای ماک که مددکار اجتماعی ساکن اوتاواست می‌گوید «خودم را از آن‌ها دور نگه می‌داشتم». به گفتۀ او، رفتار پدرش همیشه او را عصبی می‌کرد و غذاخوردن‌های دورهمی در تعطیلات بیش از همه باعث آزار و تحقیر او می‌شد. بالاخره آقای ماک تصمیم گرفت که کلاً از حضور در جشن‌های کریسمس خودداری کند.

پدر آقای ماک که برایش ایمیلی فرستاده بودیم، حاضر به مصاحبه نشد، فقط به آقای

ماک ناسزا گفت و اعلام کرد که دیگر او را پسر خود به حساب نمی‌آورد.

افسانۀ دوم: قهر خانوادگی مسئله‌ای نادر است

«استند الون»، موسسۀ خیریۀ حامی افراد جداشده از خانواده، در سال ۲۰۱۴ پیمایشی را در سطح ملی انجام داد. بر اساس این پژوهش، هشت درصد از حدوداً ۲۰۰۰ بزرگسال بریتانیایی با یک عضو خانوادۀ خود قطع رابطه کرده بودند که این به عبارتی در کل کشور برابر است با بیش از ۵ میلیون نفر.

همچنین ۱۹ درصد از شرکت‌کنندگان گزارش دادند که خودشان یا یک خویشاوند دیگرِ آن‌ها با خانواده‌شان در ارتباط نیستند.

افسانۀ سوم: قهر میان افراد دلیل روشنی دارد

ظاهراً عوامل متعددی دخیل هستند. دکتر آگلیاس در پژوهشی در سال ۲۰۱۵، با ۲۵ پدر یا مادرِ استرالیایی مصاحبه کرد که حداقل یک فرزندشان با آن‌ها قطع ارتباط کرده بود. سه دلیل اصلی برای این شکاف وجود داشت. در برخی موارد، پسر یا دختر میان والدین و کسی یا چیزی دیگر (مثلاً یک شریک زندگی) یکی را انتخاب کرده بود. در برخی دیگر از موارد، والدینْ یک فرزند بزرگسال را به‌خاطر «خطای آگاهانه» یا تفاوت در ارزش‌ها تنبیه کرده بودند. اکثر والدین همچنین به عوامل استرس‌زای جانبی و ادامه‌دار همچون خشونت خانگی، طلاق و بدشدن وضع جسمانی اشاره کردند.

زنی به دکتر آگلیاس گفته بود که هفت سال است با پسر و عروس خود صحبت نکرده، چون یک‌بار از عروسش خواسته بود برای یک دورهمی خانوادگی، دسری خاص را بیاورد، اما عروس او عمداً همان دسری را آورده بود که او خودش برای آن روز پخته بود. به گفتۀ دکتر آگلیاس، مادرشوهرْ این کار را نماد «بی‌احترامی تمام‌عیار» می‌دانست، اما او عوامل دیگری را نیز برملا کرده بود که به رابطه‌شان ضربه زده بود، عواملی نظیر اینکه او احساس می‌کرد عروسش نوه‌هایش را از او دور نگه می‌دارد و نیز اینکه به خوبی مراقب پسرش نیست. دکتر آگلیاس می‌گوید که این دسر به نماد «بی‌احترامی انباشته‌شده‌ای» تبدیل شده بود که او احساسش می‌کرد.

افسانۀ چهارم: قهر با یک تصمیم آنی رخ می‌دهد

در پژوهشی که در ژورنال مددکاری اجتماعی استرالیا منتشر شد، ۲۶ بزرگسال گزارش دادند که به سه دلیل اصلی با والدینشان قهر کرده‌اند: سوءاستفاده (همه‌چیز از تحقیر گرفته تا سواستفادۀ جسمی یا جنسی)، خیانت (حفظ یا لودادن راز) و نگرش نادرست به فرزندان (انتقاد بیش از حد، شرمسار کردن فرزندان یا مقصردانستن آن‌ها برای همه‌چیز). به گفتۀ دکتر آگلیاس، مدرس دانشگاه نیوکاسل در استرالیا، این سه عامل معمولاً با یکدیگر همپوشانی داشتند.

بیشتر شرکت‌کنندگان اعلام کردند که قهرشان پیامد دوران کودکی‌ای بوده که در آن، روابط ضعیفی با والدینشان داشته‌اند، والدینی که حضور فیزیکی یا احساسی‌شان کمرنگ بوده است.

مثلاً آقای ماک از این امر آزرده بود که همیشه او را مسئول مراقبت از دو خواهر و برادر کوچکترش می‌کردند. این امر آنقدر افراطی رخ داده بود که او تصمیم گرفت هیچگاه بچه‌دار نشود.

پس از سال‌ها دور شدن از والدین، ضربۀ نهایی مراسم ازدواج او بود.

در سال ۲۰۱۴، او و دختری که سال‌های سال نامزدش بود تصمیم گرفتند بنا به مصلحت در تالار شهر با یکدیگر ازدواج کنند: آن‌ها دریافته بودند که درغیراین‌صورت، آن زن نمی‌تواند حقوق بازنشستگی آقای ماک را به ارث ببرد. او خانواده‌اش را به مراسم دعوت نکرد، چون یک دورهمی خودمانی بود. اما دلیل دیگر هم این بود که یکی از برادران او چندی پیش در مراسمی سنتی ازدواج کرده بود و پدرش در آن مراسم حاضر به سخنرانی نشده بود. او نگران بود که پدرش چنین عمل شرم‌آوری را تکرار کند. به همین خاطر نمی‌خواست او را دعوت کند و می‌گفت که به نظرش، بدون حضور او، کس دیگری هم حضور نمی‌یابد.

آقای ماک می‌گفت: «مدت‌ها دوراهی دعوت‌کردن یا دعوت‌نکردنِ آن‌ها زجرم می‌داد، اما در آخر تصمیم گرفتم که نمی‌توانم آن‌ها را به اینجا بیاورم».

خانواده‌اش از طریق فیس‌بوک متوجه شدند که او ازدواج کرده. یکی از برادرانش اعلام کرد که از اینکه به او نگفته‌اند شدیداً ناراحت است. خواهر و پدرش نیز به روشنی گفتند که دیگر با او صحبت نخواهند کرد. این را خود آقای ماک و همسرش گفتند و دو نفر دیگر از خویشاوندان هم حرفشان را تأیید کردند.

اکنون یکی از برادران آقای ماک با او صحبت می‌کند، که آن هم غالباً از طریق فیس‌بوک است، اما آن‌ها حرفی از بقیۀ اعضای خانواده نمی‌زنند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خانم‌های لاغر چگونه لباس بپوشند؟


وب سایت دونفره: یه مساله ی مهمی که خانوم ها باهاش درگیرن، چاقی یا لاغری اندام هاشونه. این موضوع ممکنه خیلی اذیت کننده باشه و با رژیم های سخت هم به اندازه ای تغییر نکنه که راضی باشن. بعضی از این چاقی و لاغری ها ممکنه ارثی باشه و نشه برای رفعش کار زیادی انجام داد. اینجا نوع لباس پوشیدن و ترفندهایی که در ست کردن لباس ها بهتون کمک میکنه تا ایرادهای اندامیتون رو بپوشونین خیلی مهمه.

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟
شلوار های راسته یا گشاد

اول از همه باید بگم که بهتره همیشه لباس هاتون رو از رنگ های روشن انتخاب کنین چون رنگ روشن باعث میشه اندام بزرگتر از حد واقعیش دیده بشه. خانوم هایی که پاهای خیلی لاغری دارن و یا پاهاشون از هم فاصله داره، حتما باید از شلوار هایی که یکم آزاده استفاده کنن. شلوار های پارچه ای پیلی دار که راسته هستن یکی از بهترین انتخاب ها میتونه باشه. شلوار های جین و لگ های اسکینی و جذب رو فراموش کنین و به جاش از شلوار های جین راسته یا کتون استفاده کنین که به پاهاتون نچسبه و لاغری پاهاتتون رو نشون نده.

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

شلوار پارچه ای راسته

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

شلوار جین راسته

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

تی شرت راه اه افقی

مانتو و ژاکت های آزاد بپوشین

اگه بدنتون و بالا تنتون لاغره، بهتره که از مانتوهایی که یکم گشادن انتخاب کنین و با شلوار راسته ست کنین. این ست تمامی اندام شما رو پوشش میده و نمیذاره لاغریتون به چشم بیاد. کار دیگه ای هم که میتونین بکنین اینه که روی لباس هایی که میپوشین، از ژاکت های حریر آزاد و گشاد استفاده کنین تا لاغریتون پوشیده بشه و به چشم نیاد.

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

ژاکت گلدار

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

ست مانتو شلوار سفید گشاد

پیراهن های گلدار انتخابی ایده آل برای خانم های لاغر

پارچه گلدار برای افراد لاغر خیلی معجزه میکنه و به خاطر شلوغی پارچه، توجه رو از کلیت اندام بر میداره و لاغریتون رو میپوشونه. بهترین روش برای استفاده از این پارچه ها، پیراهن های گلداره. پیراهن رو میتونین یکم گشاد و آستین دار انتخاب کنین و دیگه هیچ نگرانی ای بابت دیده شدن اندامتون نداشته باشین.

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

پیراهن گلدار آستین بلند

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

پیراهن گلدار روشن

خانم های ریز نقش شومیز های گشاد بپوشن

برای انتخاب شومیز بهترین کار اینه که مدل های گشاد رو انتخاب کنین. دقت کنین که مدل لباس گشاد باشه نه این که سایز بزرگ رو انتخاب کنین. چون اینجوری بدتر لباس براتون بزرگتر میشه و بد جلوه میکنه. شومیز های رنگ روشن با پارچه های طرح دار که باعث بشه توجه رو به خودش جلب بکنه و لاغریتون رو بپوشونه، میتونه خیلی موثر باشه. مدل های آستین کلوش که جدیدا مد شده برای این افراد خیلی کمک کنندست و میتونین از این شومیز ها بیشتر استفاده کنین.

خانم های لاغر چگونه لباس بپوشند؟

شومیز گشاد روشن

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

افسردگی، تنهاییِ پر هیاهو


روزنامه قانون – شیروان یاری: مرگ، واژه‌ای در تقابل زندگی یا امتداد زندگی؟ این مفهوم به درازای تاریخ ذهن بشر را به خودمشغول کرده است؛اما آنچه در این گفت‌وگو با امجدغلامی، کارشناس ارشد جامعه‌شناسی،داستان‌نویس ومنتقد ادبی به تحلیل نشسته‌ایم، واژه مطلق مرگ عینی نیست بلکه واژه رایج افسردگی یا همان انسان زنده متحرک است که امروزه انسان تنهایی پرهیاهو را در زبان بدن بازنموده می‌کند و رفتار و کردار آدم‌ها زیر سایه این چتر سیاه می‌برد.

 

بررسی آمار پزشکی قانونی کردستان نشان می‌دهد که آمار نزاع در ۹ ماهه امسال با هشت هزار و ۱۸۱ پرونده نسبت به مدت مشابه سال گذشته، چهار درصد در این استان افزایش یافته است که این ریشه درچرایی و چگونگی سقوط آستانه تحمل انسان ها در عصر مدرن دارد. آنچه در این مصاحبه می‌خوانید، تحلیل جامعه شناختی دال، مدلول و دلالت‌های افسردگی جمعی است که نظام معرفتی و شناختی ما را از این واژه به ظاهر ساده در مکانيسم روان‌شناسی، جامعه شناسی تعریف كرده و به چالش می‌کشد.

 

 افسر دگی تنهایی پر هیاهو
انسان عصر مدرن سعی کرد مرگ را از خود دور کند، گورستان‌هايی که در دل شهرها و روستا‌ها بودند، به خارج از شهر منتقل شدند تامرده‌ها را کم‌تر ببیند اما احساس مردن غیر از واقعیت مرگ است، این دلمردگی و افسردگی که بر روح و روان انسان معاصر به ویژه جوانان سایه افکنده است، از منظر جامعه شناختی ناشی از چیست؟

انسان در یک سیر دیالوژیک، مرگ را روزانه در یک‌یک سلول‌هایش تجربه می‌کند؛ مرگی که عامل ادامه زندگی او است. از این لحاظ مرگ در سازمانی بازگشت‌پذیر هم پایانی بر زندگی و هم عامل ادامه زندگی است. بنابراین مرگ جزو لاینفکی از وجود انسان است که به زندگی وی معنا می‌بخشد. در واقع هراس از مرگ همچون پایان کار، زمینه و سرحد زندگی است. این چیزی است که همواره در فلسفه اگوستین و هایدگر بر آن تاکید شده است.

 

این هراس و اضطراب از مرگ است که شناختی از زندگی و وجود به ما می‌دهد یا چنانکه هایدگر می‌گوید: این هراس است که بودن انسانی را از ورطه «خود فراموش کردن شتابنده‌اش» به رویت کلیت خود، یعنی شناخت خود همچون «بودن برای مرگ» می‌رساند. ستیز مهرآگین میان مرگ و زندگی در دنیای مدرن با آنجایی کردن مراسم مرگ و گورستان‌ها از زندگی مردم، ضمن به فراموشی سپردن هراس معنایی از مرگ، به خلق روح‌هایی سرگردانی از جنس پدر هملت انجامیده که در مرز بین مرگ و زندگی سرگردانند؛یعنی مرگی در کمال ناآمادگی، ناکامی، بی‌تلقینی و تدهینی (آن‌گونه که در نمایشنامه هملت آمده است).

به عبارت دیگر انسان مدرن با مرگ تنهایی دست به گریبان است که از غیاب هراس از معانی مرگ و آنجایی‌کردن آن، سرچشمه می‌گیرد. او بی آنکه به اندازه کافی ببیند یا تجربه کند، برای حفظ کنونیت خویش، «درست در لحظه‌ شکفتگی گناهانش» (به تعبیر شکسپیری آن)، بی آنکه «زندگی راستينی» از جنس تولستوی را تجربه کند و به سرحد زندگی برسد، تن به مرگی محتضرانه می‌دهد. این موجود اتمیزه شده و دلزده با اضطراب جدیدی از جنس گفتمان‌های پزشکی روبه‌رو است که از مرگ تصویر دهشتناکی از قبیل بیماری، خودکشی، جنگ، خشونت، مرگ هراسی و نمودهای روانی آن، اعم از سادیسم و مازوخیسم به‌او ارائه می‌دهند. چنین تصویری همواره با نوعی از فقدان همراه است که به گمان نوربرت الیاس در کتاب «محتضران دم مرگ»، برسازنده انسان‌های تک‌افتاده‌ای است که هیچ روزنه‌ای او را به جهان بیرونی و واقعی پیوند نمی‌زند.

برخی روان‌شناسان در تحلیل‌های علمی خود، بیکاری، تورم و نوسانات شدید اقتصادی را از دلایل بروز افسردگی اجتماعی قلمداد می‌کنند، در حالی که در کشورهای توسعه‌یافته از جمله دانمارک با رفاه کامل اقتصادی، میزان افسردگی و خودکشی بیش از سایر کشورها ست. افسردگی اجتماعی نمی‌تواند ناشی از کمبودهای مادی باشد بلکه کمبودهای مادی، افسردگی اجتماعی را تشدید می‌کند. تحلیل جامعه‌شناختی شما از این موضوع پیچیده چیست؟

روان‌شناسان عوامل متعدد و پیچیده‌ای در رابطه با علل افسردگی بيان کرده‌اند. از عوامل زیست‌شناختی همچون توارث و نارسایی فیزیولوژیکی گرفته تا آنچه فروید خشم انجماد یافته یا خشم علیه خویشتن می‌نامد که در عکس‌العمل به درماندگی یا وابستگی به دیگران یا از دست‌دادن عزیزی، شکل گرفته است؛ از عوامل تاریخی افسردگی در دوران کودکی گرفته تا فقدان‌های واقعی و خیالی در افراد یا مکانیسم‌های تقویتی و شناختی. بنابراین بسته به نظام معرفتی و روش‌شناختی حاکم بر هر رویکرد می‌توان تعابیر و تفاسیر مختلفی از منظر روان‌شناسی برای افسردگی ارائه داد. در واقع هر کدام از این عوامل می‌توانند به شکلی منظومه‌ای، بر شکل‌گیری افسردگی دخیل باشند.

 

منظومه‌ای بودن این عوامل به معنی آن است که هر عامل در عین داشتن رابطه علت و معلولی با سایر عوامل، خود به شکلی مستقل بر شکل‌گیری سندرم افسردگی اثرگذار است. در این میان موضوعیت فقدان تنها به کمبودهای مادی محدود نمی‌شود، بلکه گاهي به شکل مطلوب میل بروز می‌یابدکه طی آن فرد افسرده از امکان غلبه بر تعارضات و کشکمش‌های باطنی ناتوان است و توان سوگواری بهنجار بر مطلوب از دست رفته را ندارد. این همان چیزی است که فروید از آن به مالیخولیا نام می‌برد. در واقع همین مالیخولیا در سطحی بالاتر و اجتماعی زمانی بروز می‌یابد که ساختارها و نهادها اجتماعی دست اندرکار تکرار و اجبار به ماندن در وضعیت آسیب‌ها و فشارها و بحران‌ها باشند. اینجاست که تکرار و بازتکرار آسیب‌های اجتماعی از قبیل نزاع سنت‌ و مدرن، جنگ، خشونت، بحران‌ها و شرایط نابسامان اقتصادی- اجتماع و غیره به جای برطرف کردن‌ آن‌ها، تلاشی است برای زخمی ماندن و امتناع از درمان.

بنابراین بیکاری، نوسانات شدید اقتصادی و تورم بیش از آنکه عامل افسردگی باشند، بازنمایی جامعه‌ای زخمی هستند که هنوز نتوانسته است برای گذار از وضعیت نابسامان و آنومیک تن به سوگ نابیمارگونه‌ای بدهد، بلکه با گیر افتادن در کنونیت ایدئولوژیک، از ایجاد پل ارتباطی میان گذشته جامعه و سیر تکوینی رویدادها ابا دارد.

در چنین وضعیتی باید در کنار عوامل روان‌شناسانه، جامعه‌شناسانه و اقتصادی، به زمینه‌های تاریخی افسردگی در یک جامعه اعم از روایت‌ها، کهن نمودها و روابط تاریخی یک جامعه اعم از زمینه‌های مرگ‌اندیشی، جنگ‌های آیینی، خشونت‌های ایدئولوژیکی و جنگ‌های جهانی در تسری افسردگی در جوامع غربی و بالاخص در بلوک شرق اروپا دست بالا داشته‌اند نیز استناد کرد، تا بتوان با فاصله گرفتن و تأمل و بازاندیشی در خاطره زخمی جامعه افسرده، آن را مداوا کرد. این چیزی است که «گریس جنتسن» از آن به فرهنگ مرگ‌دوستی و مرده‌بازی غربی یاد می‌کند.

به نظر من آنچه در فرآیند زمانی موجب انباشت دلزدگی و افسردگی اجتماعی انسان به ویژه قشر جوان می‌شود، نابرابری اقتصادی،اجتماعی و فرهنگی در جامعه است که دیوار شکاف و طبقات اجتماعی را مرتفع می‌كند؛ نه مولفه تک بعدی تورم و گرانی. تحلیل جامعه‌شناسی شما در این زمینه چیست؟

‌چنانکه در سوال قبل گفتم، عوامل دخیل در شکل‌گیری افسردگی را باید به شکلی منظومه‌ای تحلیل كرد. در واقع افسردگی را بیماری‌ عصر مدرن می‌دانند و برای این بیماری‌درکنارتجویزهای‌پزشکی،خوانش‌های روان‌شناختی،جامعه‌شناختی و فلسفی بسیاری در چند قرن اخیر ارائه شده است. همین خود به پیچیده‌تر شدن موضوع افسردگی دامن زده است. انسان مدرن به تعبیر وبری، موجودی است که در تاروپودی از معنا اسیر شده است.

 

چنین موجودی از طریق گفت‌وگو در موقعیت‌های اجتماعی و فرهنگی ضمن سهیم شدن در مناسبات معنایی، از خود تصویری مقبول ارائه می‌دهد. حال اگر انسان از توانایی روایتگری وجودی و معنایی خود در مناسبات با دیگری ناتوان باشد و تن به همان روایت‌های کهنی بدهد که مغایر با مطلوب میل وی و انتظارات وی از جهان پیرامون است، به دام درماندگی و افسردگی می‌افتد. در واقع این همان تعریفی از افسردگی است که جریان شناختی بر آن تاکید دارد، برای مثال آرون بک معتقد است فرد افسرده خود را ناقص، فاقد صلاحیت، ناکام و نامطلوب می‌بیند و یا مارتین سیلگمن، الگوی انتسابی افسردگی مزمن و شدید را به تفسیر منفی از شكست‌های شخصی، پایدار و كلی ربط می‌دهد.

تلاش برای برگذشتن از واقعیت تحمیل شده و بازنمودهای کهن و منسوخ و در عین حال، ارائه تفسیر و تصویری از خود و دیگران را اگر به زبانی هابر ماسی بازگو کنیم، نیازمند نظامی زبانی- معانی جدید در بستر عقلانیتی ارتباطی- تاریخی است که در درون زیست جهان‌ها رخ می‌دهند اما همین بستر طی روند عقلانی شدن به استعمار نظام‌ (دولت و اقتصاد) درآمده است. بنابراین مساله تنها نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی نیستند که جامعه را به سمت دلزدگی و افسردگی سوق داده‌اند (اگرچه خود این نابرابری‌ها و تشدید آن‌ها برآیند ساختارهای ایدئولوژیکی و گفتمانی حاکم بر نظام هستند)، بلکه تلاش برای انسداد توقعات جامعه از سوی نظام حاکم است که مارکس آن را «خودتخریبگری ابداعی» می‌نامد. این مساله نیز به نوبه خود طی روندی بیگانه‌ساز، به تولید و بازتولید نابرابری، خشونت و بیگانگی مضاعف می‌انجامد. در چنین وضعیتی جامعه با نوعی از روایت‌های توجیه‌گرانه و ملاحظه‌انگارانه روبه‌رو است که در عین ایجاد محدودیت ارتباطی و گفتمانی، نابرابری‌ها را توجیه و توانش روایی-معنایی افراد را سلب می‌کند و آن‌ها را به سمت افسردگی، گفتمان بقا و مرگ‌پرستی سوق می‌دهد.

امروزه شکل خانواده‌ها ازگسترده به هسته‌ای و ارتباط بین فردی و فرافردی از همگرایی به فردگرایی تبدیل شده است. ارتباطات خانوادگی قطع شده و جوانان سر در لاک خود فرو برده‌اند، او می‌خواهد از آخر شروع کند تا به اول برسد، این قضیه فقر نیست؛ بلکه داستان افزایش توقعات مردم به ویژه قشر جوان از زندگی است، راهکار شما برای برون رفت جوانان از وضعیت موجود چیست؟

این گذار از خانواده گسترده به هسته‌ای و به تبع ازدواج‌های سفید و پارتنری در امروز جهان و با نگاهی واقع بینانه در اطراف خود ما، از چند منظر قابل بررسی است. اول آنکه این تغیير، به گمان گیدنز، تغیيری است از مدل مبتنی بر تولید مثل به مدل عاطفی جنسی و گسستن از مدل غالب در گفتمان سنتی – دینی. در نتیجه این گذار، ضمن پا به عرصه نهادن «زن نو» و ایجاد فضای گسترده‌تری پیش‌روی زن در جوامع انسانی، مخالفت شدید ساختارهای دینی و سنتی و مردسالار را در پی داشته است؛ تا جایی‌که می‌توان مساله «زن نو» را در کانون توجه تمامی جریانات ارتدوکس، سلفی و تکفیری در ادیان و مذاهب مختلف جهان سراغ گرفت.

 

این تغيیر نهادی اگر در جامعه‌ای ناپذیرنده و ناهماهنگ و بدون مشارکت سایر نهادها اتفاق افتد، نتیجه طبیعتا همانی می‌شود که شما به آن اشاره کردید. اینجاست که جامعه با پدیده‌های جدیدی از نوع افسردگی، افراد خانواده، دختران فراری و بزهکاری‌های همسوی با آن مواجه می‌شود. درست مانند آنچه دکتر اباذری در مصاحبه «فروپاشی خانواده» به آن اشاره می‌کند. چرا که به گمان وی، یکی از تبعات عینی غفلت سایر نهادها، تبدیل خانواده از مکانی عاطفی به کانون خشونت و سرکوب است

 

در واقع سویه آسیب‌زای این امر، همان گذار آنومیکی است که طی آن نظام، حاضر به همراهی خانواده در تغیيرات موجود در بطن آن نیست. خانواده‌ها در چنین جامعه نامخاطره‌پذیری نه تنها از سوی نظام برای تغیيرات پیش‌رونده خود بیمه نمی‌شوند، بلکه همواره تبدیل به منبعی برای تغذیه امر سیاسی و ایدئولوژیک شده‌اند. به دیگر عبارت در کنار ترس از فروپاشی خانواده، عدم ابتکار مخاطره‌جویانه، قربانی شدن عواطف و آزادی افراد خانواده، تبدیل خانواده به فضای پادگانی و سرکوب و موارد دیگری که به گمان دکتر اباذری به دلیل عدم کارایی سایر نهادها از سوی نظام و بر سر خانواده خراب شده است، می‌توان به تجاوز امر سیاسی به حریم خانواده اشاره کرد.

 

این مساله ضمن امحای خط فارق میان حیطه عمومی و خصوصی، میان جهان مشترک و فعالیت‌های مربوط به حفظ حیات و امرار معاش، موجب سوق دادن و ادغام خانه در قالب تدبیر منزل ملی و جهانی شده است. بارها می‌شنویم که رخدادهای داخل کشور به شکلی استعاری در قالب «خانه ما»، «خانواده ما» و … ارائه می‌شود. این موضوع به گمان هانا آرنت ،موجب سازماندهی جامعه برروش تدبیر منزل در هیاتی ابرانسانی است که در درون آن افراد تنها با داشتن خانه و کاشانه می‌توانند در امور جامعه مشارکت کنند. انتشار مطالبی در فضای مجازی درباره مقطوع النسل کردن کارتن خواب‌ها ،خود گواهی بر این مساله است. بر همین اساس مدلی که امر سیاسی از خانواده انتظار دارد، مدل پارادکسی از نظام مصرف بوده که اساس خودتدبیرگری و استقلال منزل را هدف گرفته است.

در چنین شرایطی خانواده در حصاری شیشه‌ای محصور شده است که امر سیاسی با سرک کشیدن مداوم در آن و دخالت در انتظاراتی که از ضرورت و حوايج زندگی قابل تحقق است، خانواده را به سمت نوعی خوددرگیری و بیزاری سوق داده است که باز به گمان آرنت، خود امر سیاسی از یک‌یک افراد یک خانواده انتظار دارد. بنابراین باید اساس خانواده و تحولات آن و تعامل این نهاد با سایر نهادهای اجتماعی را دوباره مورد بررسی قرار داد و نباید تنها به یک گذار اسمی از مدل گسترده به مدل هسته‌ای در تبیین رفتاری خانواده‌ها اکتفا کرد.

از دیدگاه جامعه‌شناسی پیامدهای جنگ تا سالیان متمادی بر روح و روان انسان‌ها تاثیر می‌گذارد؛ از منظر شما با توجه به اینکه استان‌های مناطق کردنشین در جنگ هشت ساله تحمیلی بیشترین آسیب‌های مادی و جانی را متحمل شده‌اند و نسل بعد از آن گرچه با پدیده‌های عینی جنگ درگیر نبوده‌اند؛ اما مفروضات ذهنی جنگ، چنگ بر اندیشه و روح آنان زده است. برای ترمیم این زخم کهنه بر روان مردمان این دیار باید چه‌کار کرد؟

جنگ به گفته فروید، فرصتی است پیش‌روی زندگی تا خود را برای مرگ آماده کند. اینجاست که مرگ برخلاف آنچه در سوال دوم گفته شد، نه تنها انکار نمی‌شود، بلکه ما را ناچار از پذیرش این واقعیت می‌کند که مردم واقعا می‌میرند، آن‌هم به شکلی دهشتناک. این نحوه برخورد با مرگ به مثابه عاملی برای درک وجودی خویش، گاهي از سوی متفکرانی همچون هگل مورد تحسین قرار گرفته است، چرا که به باور وی تنها در دوران جنگ فردانیت‌ها از بین می‌رود و جامعه به شکل یک کل ظهور می‌یابد.

 

با این حال جنگ به زعم جامعه‌شناسان، یک پدیده اجتماعی است که در کنار ایجاد بسیج عمومی، تبعات ویرانگری از قبیل مرگ و میرها، از جا کندگی‌ها، تخریب و ویرانی‌ها و … را در پی دارد. تبعات فاجعه‌بار جنگ زمانی احساس می‌شود که در فردای جنگ و با نگاهی نوستالوژیک به گذشته پیش از جنگ به آن دوخته شود؛ زمانی که ادامه جنگ به شکلی طاقت‌فرسا برای افراد یک جامعه از توانش ایدئولوژیکی آن تهی شده باشد و گره‌زدن ویرانی‌های جنگ با گذشته پیش از آن ناممکن شود. در چنین زمانی انسان‌ها به دو دسته قربانیان و بازماندگان تقسیم می‌شوند. خود بازماندگان نیز ترکیبی از شاهدان نزدیک و درگیر و شاهدان دور‌ند.

 

شاهدانی که با تجربه‌های متفاوت روانی و انسانی پا در فردای پایان جنگ‌ها می‌نهند. شاهدان نزدیک همان‌هایی هستند که با زخمی تروماتیک در زمان عایق شده جنگ و بحران انسانی آن گیر کرده‌اند. اینان کسانی هستند که تجربه خاصی از مرگ دهشتناک را با خود یدک می‌کشند و گوش و درکی برای فهم آنچه بر آن‌ها اتفاق افتاده است، نمی‌یابند. ناتوانی روایت کردن فاجعه زیسته شده و افتادن در گیرودار دو زمان که اولی به شکلی تیک تاکی به سمت آینده می‌رود و دیگری با پا پس کشیدن در زمان فاجعه مسخر شده است، چیزی است که شاهدان نزدیک هر روز آن را تجربه می‌کنند. در مقابل شاهدان دور کسانی هستند که زیر بار دین اخلاقی رساندن پیام قربانیان و کشته‌شدگان جنگند.

 

فارغ از دشواری کار آنان در جلوگیری از فراموش کردن قربانیان، اصرار و تشدید این وضعیت از سوی شاهدین، گاهي سمت و سوی ایدئولوژیکی به خود می‌گیرد. وضعیتی که امروزه با بازنمایی جنگ در کتب درسی کودکان، در میادین شهرها، دیوارنگاشت‌ها و در شعارهای هر روزه شاهد آنیم به شکلی نشانه‌شناختی از جنگ تصویری زیبا ساخته است که نسل به نسل انتقال می‌یابد.

به یاد دارم که در اوایل دهه ٨٠ خانمی ایلامی در یکی از فصلنامه‌های زنان مطلبی درباره تاثیر لاشه یک هلیکوپتر جنگی از دوران جنگ ٨ ساله، که به عنوان تزيین میدانی در ایلام استفاده شده بود، بر ازدیاد نرخ خودکشی و خودسوزی زنان این شهر کار کرده بود. این مطلب خود گواهی بر تبعات سوء زیباشناسی کردن جنگ در زندگی نسل‌هایی است که حتی جنگ را از نزدیک ندید‌ه‌اند.

اگر چه وجود وضعیت اضطراری جنگ به لحاظ اخلاقی می‌تواند نوعی ادای دین و تلاش برای مواجهه با فراموشی قربانیان جنگ تحمیلی باشد، اما تکرار بیمارگونه آن، مبالغه‌انگاری و مصادره ایدئولوژیک چنین موضوعی می‌تواند بر روان بازماندگان و نسل‌های بعدی تاثیر سوء داشته باشد و آن‌ها را به سمت نوعی از گفتمان بقا سوق دهد که برخلاف چیزی است که هگل از جنگ توقع داشت. در چنین شرایط اضطراری همه بدون آنکه به همنوعان خود بیندیشند، فقط در فکر حفظ خویشند.

این در حالی است که پس از گذشت نزدیک به سه دهه از پایان جنگ، هنوز آثار عینی آن را می‌توان در زندگی مردم استان‌های غرب کشور و به ویژه استان‌های کردنشین اعم از قربانیان حملات شیمیایی و عدم تلاش برای تاسیس درمانگاه‌های ویژه برای آن‌ها و مین‌های به جا مانده از دوران جنگ که هنوز قربانی می‌گیرد، مشاهده کرد. انگار قربانیان جنگ در کنار عایق شدگی زمانی فاجعه به لحاظ روانی، هنوز در فضای عینی و هر روزه جنگ را در کنار خود احساس می‌کند.

آقای غلامی امروزه بیشتر جوانان تحصیل‌کرده دانشگاهی کرد زبان که درحوزه تحلیل ادبی، اجتماعی و فرهنگی فعال هستند گفتمان غالب افسردگی اجتماعی در ادبیات شفاهی و نوشتاری آنان پدیداراست، این قشر که به لحاظ سنخ‌شناسی سبک‌های زندگی به سبک زندگی علمی گرایش دارند و با نگاه عقلانی به تحلیل داده‌های درون و برون متن زندگی می‌پردازند، چرا در دایره هژمونی افسردگی اجتماعی گرفتار آمده‌اند؟

ـ این وضعیت از سه حالت خارج نیست؛ یا اینکه این قشر خود وارثان فضا و جامعه‌ای هستند که با تجربه مرگ‌پرستی تاریخی، جنگ، بحران‌های اقتصادی و اجتماعی دست به گریبان بوده‌اند و با تجربه شهروند درجه دوم و پایین دست بودن پا به عرصه نهاده‌اند و با درک نظامی از تبعیضات اجتماعی به تولید و بازتولید هژمونی افسردگی همت گمارده‌اند. یا اینکه هنوز جامعه علمی به آن سطح اجتماعی و دموکراتیک لازم خود دست نیافته و نتوانسته است به شکلی نهادی ابراز وجود کند. جامعه‌ای که به زعم هوارد بکر باید واجد دیالکتیکی از پیوند و گسست، مخاطره‌جویی، مخاطب سازی، نظام رسانه‌ای مدرن، نظام آموزشی مدرن و … است.

این در حالی است که عمده مطالعات آکادمی ما در دایره سخت افزاری دانشگاه محدود شده و نتوانسته است ارتباطی متقابل با بدنه بیرونی خود برقرار سازد. این درماندگی و بی‌کاربرد بودن دانش در حوزه عمومی، عامل کلیدی در بیهوده‌انگاری و بیهوده‌نویسی این طیف محسوب می‌شود. طیفی که خود را وارث گذشته‌ای بکر و دست نخورده می‌بیند، اما از امکانات و توانایی کافی برای مطالعه و عرضه آن بی‌بهره‌ است، حتی خریداری برای مطالعات خود نمی‌یابد.

 

در چنین شرایطی، مطالعات میدانی جای خود را به مطالعات نظری و فلسفه‌ورزانه می‌دهند. خروجی چنین مطالعاتی ظهور نوعی مالیخولیای سرآمدگرایی و دستاویز قرار دادن نگره‌هایی است که عمدتا سمت و سویی نوستالوژیک به خود می‌گیرند. حتی این وضعیت نوستالوژیک و ماخولیایی زمانی که از امکان کنار آمدن و ابراز آن بی‌بهره است، شکلی بیمارگونه به خود می‌گیرد. در واقع بیش از آنکه انتخاب ارزشی موضوع همسو با گفتمان افسردگی در این نحله مطالعات مساله‌ساز باشد، عدم وجود مخاطبی که به زعم ارسطو در کامل کردن فرآیند پالایش ایفای نقش می‌کند، موجب افسردگی این جوانان شده است.

 

حالت سوم پذیرش نقش جدا افتادگی، خود تبعیدگری و غریبه‌شدگی حاکم بر میدان روشنفکری از سوی جامعه است. جامعه‌ای که همواره روشنفکران خود را به مارماهی، غربزدگی، زبان زرگری و … متهم می‌کند، دست‌اندرکار برساختن روشنفکرانی است که به محض پذیرش نقش روشنفکرانه، آن‌ها را به شکل غریبه، به تبعیدی ناخواسته وامی‌دارد. این چیزی است که دکتر فشاهی در کتاب ارسطوی بغداد و در پاسخ به اقبال لاهوری درباره متفکران ایران از آن به عنوان «فیلسوف شهید» یاد می‌کند.

به زعم لوکاچ اگر سرگشتگی، تنهایی، دلزدگی و افسردگی انسان معاصر را کلاف سردرگمی بدانیم که در نتیجه شکاف سوژه و ابژه زندگی انسان معاصر را به نوعی مرگ بی معنا سوق می دهد آیا شما در این شرایط ادبیات و رمان را فرصتی برای خود استعلایی و احیای دوباره زندگی می دانید، چنین چیزی با توجه به اکتیو نبودن انجمن های ادبی و کانون های همنشینی نویسندگان میسر است؟

ـ همچنانکه گفتید، لوکاچ دوران معاصر را دورانی می‌داند که در آن ارزش‌های راستین در جهان ناراستین تباه شده‌اند و امر کلی نمی‌تواند دیگر در جان جزيی متحقق شود. لوکاچ برخلاف هگل، حرکت تاریخی را نه از زاویه‌ای سیاسی، اجتماعی، بلکه از نقطه نظری ادبی واجد نزول و انحطاطی تصور می‌کند که انسان بی‌خانمان و رها شده در وادی «شیءگونه»، در پایان کار دوران همبودگی و حماسه خود به شکلی استعلایی با آن روبه‌روست، تا در هیات «روح‌های مرده‌«، منجمد و تنها بر از دست دادن کلیت انضمامی پیشین خود اشک بریزد. از این رو پروبلماتیک بودن انسان به زعم لوکاچ، واجد شکلی از افسردگی و دلزدگی و بی‌خانمانی است که در نتیجه تغلب عینیت‌گرایی محض حیات مدرن، زندگی را تهی از بار معنایی همراه با از بین رفتن بنیان عینیت‌گرایی در سوژه کرده است.

انسان افسرده و بی‌خانمان بنابر چنین تعبیری از کلیت انضمامی خود برکنده شده و جز مرگ جایی برای سکنی‌گزینی روح سراغ ندارد، با این تفاوت که چنین انسانی برای آگاهی از روح بی‌خانمان خویش ناچار از جست وجو و آغاز سفر از همان آغازی است که وی را به دام دلزدگی و اسارت در واقعیتی تهی از معنا افکنده است. لوکاچ به شکلی تلویحی، ادبیات را فرجام چنین جستجویی برای برگذشتن از بی‌خانمانی استعلایی می‌داند و رمان همان بصیرتی است که به شکلی خوداستعلایی، مانع از نفوذ کامل معنا در عینیت زندگی می‌شود. رمان بارقه‌ای از جهان وحدت یافته است که در قالب عمیق‌ترین و اصیل‌ترین ابزار رسیدن به کلیتی ظاهر شده است که انسان بی‌خانمان امروز در پی آن است و این یعنی بازگشت دوباره ذهن به خانه خویش.

اینکه آیا رمان و ادبیات توانسته است چنین نقشی را ایفا کند، باید توجه داشت که نه تنها لوکاچ، بلکه قریب به اتفاق متفکران معاصر بر وضعیت معناباختگی دوران مدرن صحه می‌نهند، اما این ادبیات و رمان است که وضعیت انسان معاصر را درست در حد و قواره خویش بازگو می‌کند. انسانی که در مرتبه انسانی دون‌تر از سایر انسان‌هاست، به عنوان قهرمان رمان درست در جایی می‌میرد که به زعم لوکاچ هیچ معنایی برای مرگ و زندگی خود نمی‌یابد. ادبیات در این راه به جای آنکه به خدمت ساختار حاکم درآید، راهی را در پیش گرفته است که از عهده واقعیت تجربی خارج است. چنین راهی به ساخته شدن جمهوری‌ای از نویسندگان جهانی انجامیده است که دور و نزدیک در یک شبکه نوشتاری با همدیگر در ارتباطند.

اما همین میدان ادبی برای فراتر رفتن از مبدا سوبژکتیویته خود نیازمند جامعه‌ای از ایده‌پردازان و گروه پشتیبانانی است که زمینه تحقق آن را پیشتر از زبان هوارد بکر عرض کردم. این در حالی است که هنوز این زمینه ساختاری برای زایش ادبیاتی که گفته شد در بعضی از نقاط ایران تحقق نیافته است. ادبیاتی که ما با آن کار می‌کنیم شکلی از بومی گرایی کوچکی است که یگانه مخاطبانش، خود مولفان آن هستند. مکان ابراز آن به انجمن‌ها و محافل محدود شده و از فرصت‌های پیرامتنی و تحقیقی و … بی‌بهره است. خود نویسنده ایفاگر تمامی نقش‌هایی است که باید در بین گروه پشتیبان تقسیم می‌شد. درست مانند آنچه هملتون آلمانی درباره حسین حزن مکریانی از روزنامه‌نگاران و تاریخ‌نویسان به نام کرد، می‌گوید: «شخصی را دیدم که خود مطالب روزنامه‌اش را می‌نوشت، خود حروفچینی می‌کرد، خود صفحه‌آرایی می‌کرد و خود آن را در سطح شهر توزیع می‌کرد». بنابراین با وجود نویسندگان بزرگ، این ادبیات نتوانسته است در غیاب گروه پشتیبان، میدان منحصر به خویش را که واجد اکت سیاسی و اجتماعی باشد، ایجاد کند.

در تحلیل درونمایه برخی از اشعار و داستان ادیبان کرد، افسردگی ادبی در ورای واژه‌ها و بیان احساس شعری و روایت ها و عناصر داستانی موج می زند؛ اين امر ناشی از چیست و آیا معتقد به فراوانی میزان افسردگی ادبی در بین آثار کرد زبان هستید. چرا؟

ـ نگاه کنید این مساله که گفتید قدمتی بسیار دیرین‌تر از ادبیات کردی یا ادبیات ایرانی دارد، برای مثال ارسطو تراژدی را والاتر از دیگر انواع ادبی حماسه و کمدی می‌داند و می‌گوید که تراژدی بازنمود کنش و زندگی و نیکبختی و حتی بدبختی است. در فصل یازدهم کتاب «فن شعر» رویداد سوگناک و ترحم برانگیز را به عنوان یکی از مشخصه‌های طرح تراژدیک معرفی می‌کند که موضوع آن کنشی درباره رنج و مرگ قهرمان است. در واقع همین ترحم و همدردی با قهرمان به زعم ارسطو موجب بازشناخت و کاتارسیس در فرجام تراژدی می‌شود. این موضوع پس از ارسطو و در عصر کلاسیک به عنوان یکی از ارزش‌های راستین ادبیات تحکیم شده است. تا جایی‌که به زعم میشل ووینی تراژدی عصر کلاسیک، تراژدی سقوط انسان‌ها از فراز به نگون‌بختی است که در پایان به خودکشی و حذف قهرمان می‌انجامد.

البته نباید فراموش کرد که در قرون میانه، نظام کلیسا نیز در تسری این نگاه سوگناک و پرهیز از خنده و شادی به عنوان نمود بی آبرویی و فروختن خود به شیطان، دست بالا داشته است. این چیزی است که امبرتو اکو در رمان«نام گل سرخ»به آن می‌پردازد. این نوع خنده به عنوان ویژگی عامه گرایی حتی از سوی خود ارسطو نیز مذمت شده است و از بابت اینکه مخاطبان تراژدی جماعت عوام و فروتر هستند، حماسه را از این لحاظ از تراژدی والاتر می‌داند، چرا که مخاطب حماسه جماعت والا و متمایز هستند. این اساس رنج به عنوان ارزش والای ادبی همواره در طول تاریخ ادبیات مروج اسلوبی از نوشتار ادبیات فاخر بوده است. در مقابل براي باختين خنده مي‌تواند احياگر رويدادي معترضانه و انتقادی باشد كه در قالب خرده‌فرهنگي به نام «كارناوال»تجلی يافته است.

این تمایز میان ادبیات جدی و ادبیات عامه از طریق مذمت خنده اتفاقی است که در ادبیات رومانتسیسم، گوتیک و ادبیات پلیسی – جنایی معاصر از طریق تکریم عشقی مشابه مرگ، زیباشناسی رنج و شر، همزادها، ارواح، قتل و کشتارها و … به حیات خود تا به امروز ادامه داده است. درونمایه رنج و مرگ از این حیث یکی ا ز ویژگی‌های بارز ادبیات غرب و چیزی است که کوندرا از آن به«بومی‌گرایی بزرگ»یاد می‌کند.

بنابراین این اتفاق همزمان با دیگر نحله‌های ادبی خاورمیانه از طریق نظام استعماری وارد ادبیات کردی نیز شد، با این تفاوت که نسل‌های اولیه ادبیات مدرن کرد بیش از آنکه رنج را با مذمت خنده در آمیزند، از دل رنج‌ها تصاویری گروتسک‌وار و مضحک بیرون می‌کشیدند که شاید بتوان این نوع از نوشتار را ناشی از تاثیر ادبیات فولک و شفاهی بر نوشتار این نسل دانست. با این حال تجربیات تلخ جنگ‌ها، سرکوب‌ها، استعمار و امثالهم این خنده را بر لب نویسندگان کرد خشکاند و به غلبه یاس و افسردگی بر اسلوب نوشتار این منطقه انجامید. این مدل از نوشتار در عین تلاش برای سرآمدنگاری و خلق ادبیات فاخر در مقایسه با شیوه‌های رایج و عامه، سعی کرده است که با قلب دردها این رنج تاریخی را در آثار خود بازنمایی کند و از این حیث عمدتا به مدل‌های از نوشتار رجوع می‌کند که به نیازهای او پاسخ مثبت بدهند، رجوع به«الیور تویست‌»ها و نه «هاکلبری فین»ها به کافکاها، هدایت‌ها، کاموها و … تلاشی است برای به تصویر کشیدن این رنج قومی.

 

در عین حال به کارگیری فرم‌های زاوید دید اول شخص اکسپرسیونیستی و درون‌گرایانه، پراکنشی مونولوگ‌محور و … به علت شرایط تاریخی و ایدئولوژیکی غالب همواره نوشتار داستانی و شعری را مسحور خود و به تکثیر آن کمک کرده است. بنابراین ادبیات داستانی کردی و گاهي خود ادبیات فارسی با راوی درون‌گرا، مهجور، مالیخولیا (از نوع سرآمدگرا)، بی‌هویت و بی‌مکان و سرگردانی دست به گریبان است که همچنانکه گفته شد به عنوان اسلوب نوشتار غالب مورد استقبال کاربران این نسل از نویسندگان کرد نیز قرار گرفته است. بنابراین مهم نیست که آیا خود کاربران به درد افسردگی دچار آمده باشند، بلکه مساله نظامی از تقلید و تکریم اسلوبی نوشتار است که در راستای ستایش گریه و مذمت خنده تلاش کرده است.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید: