سهم تحولات داخلی و خارجی در مهاجرت ایرانیان


سالنامه شرق – فریدون مجلسی: مهاجرت، اقدامی خطیر و گاه قمارگونه است که نیاز به همت و تهوری دارد که مهاجر نگران، بی پناه و نیازمند به احساس امنیت مادی و معنوی در زمین بیگانه را محکوم به تلاش بیشتر برای کسب موفقیت و آرامش می کند. این حکمی کلی برای همه مهاجران نیست، بلکه بستگی به دلایل مهاجرت آنان دارد. بستگی به این دارد که با خود حساب کنند با مهاجرت چه از دست می دهند و چه به دست می آورند.

اگر چیزی برای از دست دادن نداشته باشند و مطمئن باشند فرصت های بهتر و بیشتری در دسترس خواهند داشت، این گزینش که دیگر امری خطیر نیست و نیاز به تهور ندارد. مهاجرت صدها هزار کارگر ساده افغان برای کسب درآمد و تامین زندگی خودشان در ایران و ارسال پول برای معاش خانواده در افغانستان، از این نوع است. یکی از دلایل مهاجرت جنگ است. جنگ، فقر و بی کاری در پی دارد و کسانی که چیزی برای باختن ندارند، به مهاجرت و گریز روی می آورند. مثال آن، مهاجرات هزاران ایرانی حدود ۳۰ سال پیش به سوی ژاپن و کره جنوبی بود که برای کار قاچاقی در مزارع و صنایع و خدمات غیر تخصصی گوناگون به ژاپن می رفتند و مسائل فرهنگی، زبان و تفاوت های اجتماعی موجب می شد که بیشتر به فکر گرد آوردن سرمایه ای و بازگشت به کشور و راه انداختن کسب و کاری برای خود باشند.

سهم تحولات داخلی و خارجی در مهاجرت ایرانیان

برخی از آنها به تدریج تخصص هایی هم کسب می کردند یا دست کم با انضباط و فرهنگ کاری و اجتماعی دیگری آشنا می شدند. کم نبوده اند کسانی از این گروه که در ژاپن به تبهکاران ژاپنی معروف به «یاکوزا» پیوسته بودند و ماجراهایی در پی داشتند. بیشتر آنها مهاجران موقتی بودند که آنها را می توانیم مهاجران عضلانی بنامیم که از بحث ما خارج هستند. گروه دیگر مهاجرانی هستند که به دلیل تخصص های علمی، فنی و کاری خود در ایران از رفاه برخوردار بوده اند اما به دلایل شایان بررسی، عرصه را بر خود تنگ می بینند و با توسل به هرگونه امکاناتی که در اختیارشان قرار گیرد، زندگی بومی و خانه و کاشانه خود را بر هم می زنند و در شرایطی که تجسم آن هم غم انگیز است، حراج می کنند

و بی آن که مطمئن باشند چه آینده ای در پیش خواهند داشت، علقه های دوستی و خویشاوندی و پیوندهای بومی را می گسلند و دلواپسی ها و تنش های مهاجرت را به جان می خرند و می روند. اینان می روند که رفته باشند. اگر تهوری قمارگونه در کار باشد، مربوط به این گروه است وگرنه برای دانشجوی با استعدادی که برای تحصیل به خارج رفته و در آنجا زبان و تخصصی آموخته و کاری یافته و ماندگار شده، چندان ریسک و تهوری مطرح نیست و شاید در چنین شرایطی بازگشت به میهن برای کسی که نداند چه آینده کار و درآمدی در پیش خواهد داشت، اقدامی متهورانه است.

مهاجرانی نیز هستند که در شمار برگزیدگان جامعه خودشان بوده، در بهترین دانشگاه های کشور درس می خوانند و بیشتر از همان زمان دانشجویی درصدد یافتن جای پایی، اخذ پذیرش از دانشگاه معتبری، به دست آوردن نوعی بورس تحصیلی و رفتن اند. اینان از قبل با فرا گرفتن امل زبان که ابزار اصلی کار است، دورخیز می کنند و استعدادهای فکری، تخصصی و علمی خود را همراه می برند. کار ایشان نیز چندان خطیر و قماری نیست؛ می دانند وقتی پای شان به آن مراکز علمی رسید، نیازی به کاریابی ندارند و بهترین مراکز صنعتی، عالی، علمی، پزشکی و دانشگاهی شکارشان می کنند. اتفاقا بحث اصلی بر سر اینان است که آینده به آنان تعلق دارد و بحث بر سر این است که چرا نباید یا نتوانند این آینده را در ایران جستجو کنند.

برخی از آنها را در شرکت هایی جذب می کنند و به دلیل آشنایی های فرهنگی به نمایندگی های خود در قطر و عمان و امارات اعزام می کنند؛ یعنی اگر در کشور خودشان چنان امکاناتی فراهم بود، لابد ترجیح می دادند بمانند. چرا در گذشته چنین شوقی برای مهاجرت وجود نداشت؟ چرا بیشتر دانشجویانی که می رفتند از همان آغاز حساب می کردند چه بخوانند که فرصت بهتر و بیشتری در بازگشت به ایران در اختیارشان قرار بگیرد. در آن زمان، به دلایل سیاسی مرسوم بود که بسیاری از دانشجویان به سازمان های مبارز با رژیم بپیوندند و اتفاقا بیشتر مهاجران آن عصر، همین گروه وطن پرستان منتقدی بودند که بعدا به بهانه یا به دلیل مشکلات امنیتی، حتی یک روز هم برای وطن قابل انتقاد خودشان کار نکردند و همانجا ماندند و زندگی را به سر آوردند و هنوز هم خود را با همان افکار مشغول می کنند.

اگر جنگ، فقر و بی کاری ناشی از آن، میلیون ها کارگر ساده افغان را روانه ایران و نیروهای کارآمدشان را راهی اروپا و آمریکا کرد، اگر جنگ و ترس میلیون ها عراقی را به ایران پناهنده کرد، دلایلش آشکار است. اما برای ما این پرسش مهم است که چرا ایرانیان فرهیخته در دوران پس از جنگ عراق، شوق مهاجرت دارند. در این زمینه دو نیرو در کارند، یکی جاذبه قدرت های علمی و صنعتی و اقتصادی است و دیگری دافعه فرهنگی و اجتماعی داخلی است که دلایل آن شایان بررسی است. به نظر نگارنده که بیش از ۳۰ سال روی این موضوع بررسی کرده و از نزدیک شاهد موارد بسیار آن بوده است، دست کم یک دلیل این گسست مهم، ایجاد نوعی گسل و دو قطبی شدن اجتماعی در سال های پیش از انقلاب بوده است.

سهم تحولات داخلی و خارجی در مهاجرت ایرانیان

در واقع در دوران پهلوی نوعی تلاش شتابنده برای ایجاد شباهت های هر چه بیشتر میان ظواهر و روش زندگی فرهنگی و اجتماعی ایرانیان با روش و ارزش های زندگی غربی انجام شد. این تلاش ها در میان طبقات میانی مردم شهرهای ایران بی تاثیر نبود. در ۱۰ سال پیش از انقلاب، افزایش ناگهانی بهای نفت و اجرای برنامه های پرشتاب توسعه صنعتی و خدماتی و احتمالا تاثیرگذاری اصلاحات ارضی، باعث جابجایی های عظیم و مهاجرت های روستاییان به شهرها شد. این مهاجران با آن فرهنگ تلفیقی شهری و نوع زندگی، پوشش، تفریحات و در کل شیوه زندگی آن احساس بیگانگی می کردند، در حالی که مردم قشرهای مدنی پیشین که اکنون اقلیتی را تشکیل می دادند، به شیوه بار آمده و زندگی خود طوری خو گرفته بودند که آن را روش عمومی ایرانیان می پنداشتند.

این در حالی بود که اولا شهرنشینان کمتر از یک سوم مردم کشور بودند و تازه حداکثر نیمی از جمعیت شهری نیز متعلق به طبقات میانی با فرهنگ تلفیقی ایرانی – غربی بودند. چالش ها و مبارزات سیاسی نیز از چپ و راست در میان همین قشر جریان داشت و در دوران انقلاب بر شدت آن نیز افزوده شد و بعضا پس از انقلاب نیز به موقعیت هایی نیز دست یافتند، اما بسیار دیر متوجه شدند که عملا در مقابل فرهنگ اجتماعی گسترده و سر بر آورده و ظواهر ارزشی متفاوت و مبتنی بر برداشت دینی مد نظرشان بود، نه در کنار آن. پس از پیروزی انقلاب نوعی برخورد خصمانه و عداوت آمیز در جامعه دو قطبی پدید آمد. وقتی جنگ در گرفت، تعداد زیادی از این قشر، داوطلبانه به جبهه ها رفتند. وقتی مسئله درگیری های ایشان با گروهک های مسلح پیش آمد، آن گروه از متعلقان به فرهنگ مدنی تلفیقی پیشین، احساس می کردند با ارزش های جدید ناسازگاری ندارند.

این احساس در آن شرایط حاد موجب شد حتی فرزندان متعلق به فرهنگ تلفیقی پیشین که پس از قبولی در کنکور پذیرش آنها در دانشگاه نیز منوط به تاییدیه کمیته بود، امید تعالی علمی و اشتغال نسل بعدی را نیز از دست بدهند. چنین بود که امواج بزرگ مهاجرت های خانوادگی آن قشر آغاز شد. اینان بودند که نام شهر لس آنجلس را به طنز به تهرانجلس تبدیل یا اورنج کانتی را تبدیل به محله ای تقریبا ایرانی کردند. یکی از نزدیکان که در سفری به اورنج کانتی برای کاری به بانک رفته بود می گفت پس از آن که دیدم در گیشه ها در دو طرف به فارسی گفتگو می شود، وقتی نوبت به من رسید از کارمند بانک پرسیدم که در این بانک همه کارکنان ایرانی هستند؟ گفت: «نه. کارمندان خدمات و دربان ها مکزیکی هستند.

کارمندان عموما ایرانی هستند و فقط روسای سطح بالا «خارجی» هستند.» به تدریج که تقسیم بندی ها در جامعه ایران رنگ عملی تری به خود گرفت، احساس شهروند درجه دو بودن به دلیل تفاوت علایق، شیوه و رفتار زندگی و بعضا دلایل دیگر، امواج مهاجرت اولیه و سپس امواج دیگری را در میان جوانان دانشگاهی شدت داد. جنگ و التهاب ناشی از تداوم درگیری در مسائل بین المللی از امید بهبود اوضاع اقتصادی، توسعه و اشتغال می کاست و نوعی احساس نادیده گرفته شدن، موجب افزایش تمایل نسل های تازه ای از نخبگان به مهاجرت می شد. بعد از تحمل فشارهای ناشی از تحریم های دوجانبه علیه ایران و تحریم های گسترده هسته ای که به دلیل قطعنامه های شورای امنیت به ایران تحمیل شد و سرانجام به مذاکرات طولانی و امضای برجام و تعلیق تحریم ها انجامید،

پیش بینی می شد با بازگشت ایران به عرصه بین المللی امید به توسعه اقتصادی و افزایش اشتغال و رفاه از نیروی دافعه کاسته و بر جاذبه داخلی افزوده شود، اما پافشاری برخی جریان ها بر شعارهای خود، ناسازگاری که از همان آغاز با برجام داشتند و هم زمانی آن با روی کار آمدن دولت ترامپ در آمریکا که او نیز شعارهای متقابل می دهد، در میان کسانی که امید به توسعه اقتصادی را در شرایط بیم و هراس جنگی از دست داده اند، نوعی تزلزل و ناپایداری پدید آورد که موجب افزایش اشتیاق نسلی دیگر به مهاجرت شد. اکنون که نسل های تازه به عرصه می آیند، با توجه به تخلیه کشور از بخش مهمی از متعلقان به فرهنگ تلفیقی و رانده شده و پدیداری نسلی گسترده از جوانان که ضمن اختلاف و شکاف فرهنگی با نسل پیشین خود در حد معتدلی در میان فرهنگ های تلفیقی و سنتی پیشین قرار دارند،

از آن دوگانگی و دو قطبی بودن پیشین و ناسازگاری های ناشی از آن کاسته شده است. همچنین با کنار رفتن تدریجی نسل سنت گرایان کهنسال که تمایلی به سازگاری با مقتضیات اجتماعی جدید از خود نشان نمی دهند، احتمال بحران دو قطبی شدید کاهش یافته و وضعیت مناسب تری برای پیروی بیشتر از اعتدال و عقلانیت و پرهیز از التهاب، تنش و بحران پدید آمده است. امید می رود با انعکاس آن در شرایط سیاسی بین المللی – اگر برخورد حادی پیش نیاید – شرایط مناسبی برای توسعه اقتصادی و اشتغال و ایجاد نکردن مزاحمت در امور خصوصی شهروندان تحقق یابد و با تبدیل نیروی دافعه به نیروی جاذبه، امید توسعه و اشتغال جهت مهاجرت ها را معکوس کند.

سهم تحولات داخلی و خارجی در مهاجرت ایرانیان

دو قطبی شدن فرهنگی و رادیکالیسمی که در نیم قرن پیش در ایران پدید آمد و منجر به انقلاب شد، منحصر به ایران نیست. شاید تجلی زودرس آن در ایران به این دلیل بوده است که ایران پس از تجربه مشروطیت، تحولات فرهنگی و اجتماعی را سریع تر پیموده بود. اکنون اوضاع اجتماعی جوامعی مانند پاکستان، افغانستان، عربستان، مصر، اندونزی، مراکش، الجزایر، ازبکستان و تا حد ملایم تری ترکیه، مالزی، برمه و تایلند، حکایت از دو قطبی شدن های اجتماعی مشابه نیم قرن پیش ایران دارد که بعضا به صورت شورش ها و بحران های اجتماعی خود را نشان داده است.

آنچه در افغانستان، عراق و سوریه رخ داد و ظهور پدیده هایی مانند طالبان، القاعده و داعش را با وجود حمایت های بیگانه می توان ناشی از زمینه های همان نوع جدایی و دوگانگی در آن جوامع دانست که اگر هم نتوانند با برخورد حاد از بروز آن جلوگیری کنند، اما از میان رفتن آن دوگانگی نیاز به سازگاری فرهنگی بیشتر در جوامع دارد. مراحل گذار فرهنگی و تمدنی در جوامع، همواره این گونه بحران ها را در پی داشته است اما در زمانی که بیشتر از ۹۰ تا ۹۵ درصد مردم زیر ۵۰ سال با سواد باشند، به ویژه زمانی که درصد باسوادی زنان افزایش یابد، از امکان دو قطبی شدن های حاد کاسته شده و راه برای اصلاحات و تحول آرام باز می شود. درباره ایران گسترش سواد عمومی به ویژه سواد بانوان که حتی بیش از ۶۰ درصد دانشجویان دانشگاه ها را به خود اختصاص داده اند،

نتیجه گیری نویدبخش این است که جامعه ایران مرحله گذار فرهنگی خود را برای اجتناب از دو قطبی شدن و آثار زیان بخش آن در ۴۰ سال اخیر پشت سر گذاشته است و از کشورهای اطراف خود چندین قدم جلوتر است. اکنون لازم است مسئولان کشوری سیاستگزاری های خود را با آگاهی از این امر اصلاح کنند تا با افزایش احساس مشارکت و عدم تبعیض، از احساس جدایی و بیگانگی کاسته شود و ثبات و آرامش و احساس مسالمت که لازمه افزایش سرمایه گذاری داخلی و خارجی و توسعه اقتصادی و رفاه و آسایش اجتماعی است، فراهم شود و ایران بتواند به جایگاهی که سزاوار و در شأن آن است، در منطقه دست یابد و نیازی به الگو و سرمشق قرار دادن دیگران نداشته باشد.

درباره نویسنده: در دانشکده نفت پذیرفته شد اما پس از قبولی در دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران به این دانشگاه رفته و در سال ۱۳۴۵ کارشناسی خود را دریافت کرده است. کارشناسی ارشد از دانشگاه ملی (شهید بهشتی) دارد. پس از ورود به وزارت خارجه در سمت های مختلفی حضور داشت؛ فعالیتی که پس از انقلاب به پایان رسید. کار در بخش خصوصی و همکاری با رسانه ها، از دیگر سوابق اوست.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برای همیشه با ترک پاهای‌‌تان خداحافظی کنید


مجله سیب سبز – رزیتا اشتری:  شایع‌ترین علت ترک پاشنه پا، خشکی پوست است. کسانی که به‌طور عمومی خشکی پوست دارند، مستعد این هستند که دچار ترک کف پا، به‌خصوص ترک پاشنه پا  هم شوند، اما در بعضی افراد شانس بروز این مشکل نسبت به بقیه بیشتر است.

به گفته متخصصان ترک پاشنه پا در خانم‌ها بیشتر از آقایان دیده می‌شود که یکی از دلایل اصلی آن تفاوت‌های هورمونی بین زن‌ها و مردهاست. اگر شما هم جزو کسانی هستید که از ترک پا رنج می‌برید و تا حالا هرچه کرده‌اید، نتوانسته‌اید از شرش خلاص شوید حتما این مطلب را بخوانید. دکتر مسعود داودی، متخصص پوست و مو و عضو هیات علمی دانشگاه بقیه‌الله در این زمینه بیشتر توضیح می‌دهد.

چرا کف پا خشک می‌شود؟

عواملی مانند اضافه‌وزن، شرایط شغلی و… باعث به‌وجود آمدن ترک‌های کف پا می‌شوند. افرادی که مشکل اضافه‌وزن دارند و در دسته افراد چاق قرار می‌گیرند به‌دلیل فشاری که روی پوست کف پا تحمیل می‌شود پاشنه پای‌شان مستعد به‌وجود آمدن ترک‌های عمیق می‌شود. به‌علاوه شغل‌هایی وجود دارند که به طریقی پوست کف پا در معرض خیسی و رطوبت (پا به‌طور مکرر در معرض خیس شدن و خشک شدن قرار می‌گیرد) یا مواد شوینده قرار می‌گیرد مانند مربیان شنا یا افرادی که در کارخانه‌های قالیشویی کار می‌کنند بیشتر مستعد خشکی پاشنه یا کف پا هستند.

بیماری‌هایی که با خشکی پا اشتباه گرفته می‌شوند

همان‌طور که گفته شد یکی از علت‌های شایع ترک‌های کف پا، خشکی پوست است. اما برخی بیماری‌ها وجود دارد که علائم‌شان خشکی و ترک پاشنه و کف پاست، به‌همین دلیل در ذیل به چند مورد از این بیماری‌ها اشاره می‌کنیم:

بیماری صدف یا پسوریازیس

یکی از مشهورترین بیماری‌هایی که با ترک‌های عمیق و دردناک کف پا همراه است، بیماری صدف یا پسوریازیس است. البته این بیماری به‌طور نادر در کف دست یا کف پا مشاهده می‌شود اما چطور ترک‌های کف پای ساده را که ناشی از خشکی پوست است را از بیماری پسوریازیس تمایز دهیم، باید گفت اگر ترک‌‌های پا همراه با پوست قرمز و ملتهب باشد، این ترک‌ها ناشی از بیماری پسوریازیس است. پوست حالت چرمی شکل دارد و چون قابلیت ارتجاعی خود را از دست می‌دهد، پوست کف پا دچار ترک می‌شود که همراه با درد است.  این دسته از ترک‌های پا درمان متفاوتی نسبت به ترک‌های معمولی کف پا دارند. یعنی علاوه بر نرم‌کننده‌ها باید از کرم‌های مخصوص برای درمان ضایعات پسوریازیست استفاده شود.

بیماری قارچی

ضایعات قارچی یکی دیگر از بیماری‌هایی است که ممکن است با مشکل ترک و پاشنه پا اشتباه گرفته شود. این بیماری بیشتر در سنین بالا و افراد مسن دیده می‌شود. در نگاه اول ممکن است فرد فکر کند به مشکل خشکی پوست ساده دچار شده است، اما اگر ترک‌ها با پوسته‌ریزی‌های چشمگیر همراه باشد و علاوه بر کف پا ناخن و اطراف ناخن را هم درگیر کند، آن زمان است که باید به بیماری قارچ پایی مشکوک شد. در این مواقع یک بررسی آزمایشگاهی برای کشف علت انجام می‌شود و اگر بیماری قارچی تایید شود، آن وقت داروهای مناسب تجویز می‌شود و بعد از مصرف طی مدت کوتاهی فرد بهبود پیدا می‌کند.

 اگزمای پوستی

اگزمای پوستی در بعضی مواقع ممکن است باعث به‌وجود آمدن ترک در کف پا شوند. اما در صورت وجود اگزما ابتدا باید علت اصلی ریشه‌یابی شود و بعد از به دست آوردن نتیجه درمان درست را به کار برد. البته یکی از علت‌های ایجاد اگزما می‌تواند ناشی از شغل فرد باشد. مثلا افرادی که پاهای‌شان دائما داخل مواد شیمیایی قرار دارد، در این مواقع باید پاها از این مواد دور نگه داشته شوند.

بیماری کراتودرمی

بیماری مادرزادی به‌نام کراتودرمی‌های کف پا وجود دارد که همان‌طور که اشاره شد علت اصلی به‌وجود آمدن این بیماری‌ها ژنتیک است. راه رفتن این افراد را می‌توان به کسانی که روی شیشه یا سنگلاخ راه می‌روند تشبیه کرد. برای همین پیاده‌روی و راه رفتن طولانی‌مدت برای این افراد مناسب نیست، چراکه با درد زیاد همراه است. این بیماری هم جزو بیماری‌هایی است که نباید با ترک‌های پاشنه پا عادی اشتباه گرفته شود. با این حال چون این یک بیماری ارثی است، نمی‌توان انتظار بهبودی کامل را داشت، اما با کمک داروهای تجویزی می‌توان این بیماری را تحت کنترل گرفت.

 دردهای کف پا ناشی از چیست؟

ترک پاشنه و کف پا در فصل پاییز و زمستان بیشتر بروز می‌کند و تنها دلیلش هم خشکی هواست، اما نکته حائزاهمیت این است افرادی که دچار مشکل خشکی و ترک کف پا هستند ممکن است در بعضی مواقع در عمق این ترک‌ها عفونت‌های میکروبی هم مشاهده کنند. در چنین وضعیتی شخص ممکن است از درد پا به‌دلیل وجود عفونت‌های میکروبی شکایت داشته باشد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برای درمان موخوره چه کار کنم؟


مجله سیب سبز – محیا شامحمدی: موخوره ايجاد شكاف طولي در مسير موها يا چند شاخه شدن انتهاي آزاد موهاست که استفاده از شامپوي نامناسب، خشكي بيش از حد مو و كوتاه نكردن طولاني مدت مو، از عوامل به وجود آورنده آن است. جداي از اين موضوع كه چرا موخوره به وجود مي‌آيد، موضوع مهم اين است كه چگونه موخوره از بين مي‌رود و راه‌حل چيست؟

 

بسياري از پزشكان مي‌گويند كوتاه كردن موها تنها راه از بين بردن موخوره‌ است؛ ولي استفاده از راه‌هاي طبيعي هيچ‌گاه ضرر ندارد و مي‌تواند بسياري از مشكلات را هم حل كند و به موهاي ما جاني تازه ببخشد. احتمالا سريع‌ترين راه‌حلي كه به ذهن همه ما مي‌رسد همين چيدن موهاست. ما در اينجا قصد داريم، راه‌حل‌هاي ساده و طبيعي ديگري غير از كوتاه كردن مو را به شما معرفي كنيم. پس با ما همراه باشيد.

اجازه دهيد موها به روش طبيعي خشك شوند

گرما و حرارت بيش از حد بزرگ‌ترين دشمن موي شماست. تا جايي كه ممكن است از گرما دوري كنيد. درست است كه كنار گذاشتن سشوار و اتو براي خانم‌ها دشوار به نظر مي‌رسد، اما بهتر است استفاده از اين وسايل را به بعد از خشك شدن موها موكول كنيد. حتما قبل از سشوار كشيدن از يك سرم مقاومت‌كننده در برابر گرما استفاده كنيد تا آسيب كمتري به موهاي‌تان وارد شود. فراموش نكنيد كه استفاده از سشوار، اتو و بابليس به عادت هر روزه شما تبديل نشود.

دوشاخه را به پريز نزن!

ماساژ مو با روغن

براي حفظ چربي و رطوبت مو، پوست سرتان را با روغن ماساژ دهيد، ماساژ دادن مو باعث مي‌شود رطوبت موهاي‌تان حفظ شود. مي‏‎توانيد از روغن زيتون، روغن بادام، روغن نارگيل يا تركيبي از اين روغن‌ها را استفاده كنيد. مقداري روغن روي مو ريخته و به آرامي ماساژ دهيد، مدت يك ساعت بگذاريد روي موها بماند سپس با شامپو موهاي‌تان را بشوييد.

ماسك تخم‌مرغ

تركيب زرده تخم مرغ، روغن زيتون و عسل درمان خوبي براي موخوره محسوب مي‌شود. يك زرده تخم مرغ را با سه قاشق سوپخوري روغن زيتون و يك قاشق سوپخوري عسل مخلوط كنيد تا يكدست شود. اين ماسك را به آرامي روي موهاي‌تان ماساژ دهيد به‌طوري كه كل مو را در بر بگيرد. براي تاثير بيشتر بهتر است موهاي‌تان را با يك كيسه يا كلاه حمام بپوشانيد تا مواد جذب موها شود. پس از يك ربع تا ۲۰ دقيقه، موهاي‌تان را با شامپو ملايمي بشوييد.

کرم روغن زيتون و سركه سيب

موخوره بيشتر در موهاي خشك ديده مي‌شود، براي اينكه خشكي مو را از بين ببريد. سه قاشق غذاخوري روغن زيتون، دو قاشق غذا خوري سركه سيب، سه قاشق غذاخوري عسل و دو قطره افشره خوراكي رزماري را با هم مخلوط كنيد. تركيب اين مواد پس از مدتي شما را از شر موخوره خلاص مي‌كند.

ماسك تهيه شده را روي موهاي‌تان بگذاريد و كمي ماساژ دهيد سپس موهاي‌تان را با يك حوله يا دستمال ببنديد. اجازه دهيد ماسك به مدت ۲۰ دقيقه روي سرتان بماند سپس موهاي‌تان را شست‌وشو دهيد.

از برس مناسب استفاده كنيد

توصيه مي‌شود از برس و شانه‌هايي استفاده كنيد كه نوك نرمي دارند. برس و شانه‌هاي فلزي باعث صدمه ديدن مو‌ها مي‌شوند. به همين دليل توصيه مي‌شود از برس‌ها و شانه‌هايی از جنس طبيعي مثل چوب استفاده كنيد. فراموش نكنيد كه يك بار در روز شانه زدن مو كافي است. از برس كشيدن موهاي خيس خودداري كنيد. چون سبب كشيدگي موها و آسيب به آنها مي‌شود. علاوه بر اينها از گيره، سنجاق سر و كش‌هاي بيش از حد محكم هم استفاده نكنيد.

 لوسیون شيرين‌بيان

يك ليوان شيرين بيان را در سه ليوان آب جوش بريزيد و به مدت ۱۰ دقيقه بجوشانيد. پس از سرد شدن آن را صاف كنيد. اين مايع را به نوك موهاي خود بماليد و اين عمل را هر روز تكرار كنيد تا موخوره از بين برود.

ماسك پاپايا

انبه هندي يا پاپايا سرشار از پروتئين است و نيازهاي مو را از جهت درخشش، رطوبت و رشد تامين مي‌كند. دو تكه از پاپايا را داخل مخلوط كن بريزيد تا به صورت خمير درآيد. دو قاشق سوپخوري ماست به آن اضافه كنيد، سپس آن را روي موهاي‌تان بريزيد به‌طوري كه كل كف سر را بپوشاند. نيم ساعت بعد موهاي‌تان را با آب و شامپو بشوييد.

برای درمان موخوره چه کار کنم؟

شست‌وشو با عسل

عسل يك نرم‌كننده طبيعي و فوق‌العاده براي مو محسوب مي‌شود. دو قاشق سوپخوري عسل را در ۴ فنجان آب گرم بريزيد و مخلوط كنيد. بعد از شامپو كردن، آن را روي موهاي‌تان بريزيد تا مدتي روي موها بماند و موهاي‌تان را نرم كند.

معجون شمبليله و دال عدس

يك قاشق غذاخوري شنبليله را با نصف فنجان دال عدس مخلوط و آسياب كنيد، بعد نصف فنجان كشك به آن اضافه كنيد و كاملا هم بزنيد. حالا اين معجون را به كل موها و پوست كف سرتان بماليد و حدود دو ساعت صبر كنيد و در نهايت موهاي‌تان را با يك شامپوي ملايم بشوييد. همچنين مي‌توانيد نصف فنجان كشك را با يك قاشق غذاخوري عسل مخلوط كنيد، خوب به هم بزنيد و به موها و كف سرتان بماليد. حدود ۲۰ دقيقه صبر كنيد. آن را بشوييد و ببينيد كه موهاي‌تان چقدر نرم، لطيف و درخشان مي‌شود.

مخلوط درخشان‌كننده انبه و ماست

يك انبه رسيده متوسط را پوست بكنيد، دانه‌ آن را جدا كرده و آن را قطعه قطعه كنيد، بعد آن را درون مخلوط‌كن بريزيد و خوب هم بزنيد تا كاملا حالتي خميري پيدا كند. حالا يك فنجان ماست تازه به انبه اضافه كنيد و موها و پوست كف سرتان را كاملا با اين مخلوط بپوشانيد. حدود ۳۰دقيقه بعد موها را آب بكشيد و با شامپو بشوييد. اين دستورالعمل را تا چهار هفته به كار‌گيريد تا ببينيد هم موهاي‌تان درخشان‌ مي‌شود و هم موخوره‌ها از بين مي‌روند.

اگر می‌خواهید با موخوره خداحافظی کنید:

–  نوك موها را چند سانتي‌متر كوتاه كنيد.

– از برس‌ها و شانه‌هايى از جنس مواد طبيعى (چوب و. . .) استفاده كنيد.

– از روغن‌هاى گياهى براي مو‏هاي‌تان استفاده كنيد.

– شامپو‏هاى طبيعى كه اسيدى و قليايى نيستند را به كار ببريد.

– هنگام شست‌وشوى موها از آب خيلى گرم استفاده نكنيد.

– به صورت مداوم از سشوار يا اتو مو استفاده نكنيد.

– گاهى موهاي‌تان را ببافيد.

دوشاخه را به پريز نزن!

چرا موخوره به وجود مي‌آيد؟

موخوره يا دو شاخه شدن مو، زنگ خطري است كه نشان مي‌دهد موهاي شما تغذيه مناسبي ندارند و رطوبت كافي به آنها نمي‌رسد. هر تار مو در سطح خود لايه بسيار ظريف محافظت‌كننده‌اي از رطوبت و چربي دارد كه از يك‌سو مقابل عوامل فيزيكي و شيميايي محيط يا صدمات وارده از مو محافظت مي‌كند و از طرفي ديگر موجب لطافت و انعطاف آن مي‌شود. موخوره وقتي ايجاد مي‌شود كه لايه محافظ در انتهاي فيبرهاي مويي نوك مو از بين برود و سر مو چند شاخه شود.

موهاي بلند، خشك، تحت فشار و كشش، بيشتر در معرض موخوره قرار مي‌گيرند. استفاده زياد از رنگ مو و دكلره در دوره زماني كوتاه، استفاده مداوم از سشوار و ديگر حالت‌دهنده‌هاي مو مثل اتو، شامپوهاي ناملايم و نامرغوب، قرار گرفتن مداوم در معرض نور خورشيد، كوتاه نكردن و مراقبت نكردن از موها همگي موها را خشك مي‌كنند و آمينو اسيدهاي مو را از بين مي‌برند. موهاي خشك و ضعيف حين مدل دادن يا برس كشيدن به‏راحتي خرد مي‌شوند. اگر فكر مي‌كنيد رشد موهاي‌تان خيلي كند شده است، ممكن است موخوره دليل اصلي آن باشد.

راه‌هاي پيشگيري از موخوره

– بهترين راه براي پيشگيري از موخوره اين است كه هر چند وقت يك بار موهاي خود را كمي كوتاه كنيد.

– كم آبي يكي علت‌هاي ايجاد موخوره است، بنابراين آب فراوان بنوشيد.

– تركيبات حاوي الكل نيز سبب موخوره مي‌شوند، از شامپوهايي كه در آنها الكل به كار رفته است، استفاده نكنيد.

– برس و شانه‌هاي فلزي باعث صدمه ديدن مو و ايجاد موخوره مي‌شوند به همين دليل توصيه مي‌شود از برس‌ها و شانه‌هاي از جنس طبيعي استفاده كنيد، در ضمن موهاي‌تان را به آرامي شانه و از برس زدن‌هاي خشن خودداري كنيد.

– استفاده از گيره و سنجاق سر و كش‌هاي محكم چون باعث كشيدن موها مي‌شوند و همين امر در ايجاد موخوره موثر است پس در انتخاب آنها بايد دقت شود.

– سشوار و اتو و به‌طور كلي حالت‌دهنده‌هاي مو چربي طبيعي مو را از بين مي‌برند و سبب موخوره مي‌شوند، بنابراين سعي كنيد از آنها كمتر استفاده كنيد.

– از برس كشيدن موهاي خيس خودداري كنيد چون سبب كشيدگي موها و آسيب به آن مي‌شود.

– موي خود را زمان زيادي در معرض نور خورشيد قرار ندهيد.

– هنگام شست‌وشوي موها از آب خيلي داغ استفاده نكنيد.

– روغن‌هاي گياهي مثل روغن بادام و روغن زيتون را به نوك موها بماليد. از لعاب كتيرا هم مي‌توانيد براي درمان موخوره استفاده كنيد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

وفاداری واقعی در زندگی مشترک یعنی …


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: چیزی که پیوند زناشویی بیشتر از هر چیزی به آن نیاز دارد، تعهد کامل نسبت به همدیگر است. یعنی شما نباید نگران باشید که مبادا همسرتان رفتاری خارج از تعهدی که به شما دارد داشته باشد یا او هم نباید نگران این باشد که ممکن است شما کاری بکنید که بر خلاف تعهدتان باشد. وفاداری در رابطه‌ی زناشویی فراتر از صرفا ارتباط برقرار نکردن با زن یا مردی دیگر است. وفاداری واقعی یعنی اینکه با همسرتان کاملا یکی و متحد شوید.

 

 معنای وفاداری فراتر از چیزی است که فکر می‌کنید

 

وفاداری یعنی با زن/مرد دیگری گرم نگیرید

هر گونه رفتاری که فراتر از یک تعامل ساده بین شما و فرد دیگری از جنس مقابل‌تان باشد، مصداق بی‌وفایی و خیانت است. شما می‌دانید که صرفا بی‌ضرر بودن این نوع ارتباط و تعامل با جنس مخالف، توجیه‌ کننده‌ی رفتار شما نیست.

وفاداری یعنی رابطه‌ی جنسی رضایت بخشی داشته باشید

وفادار بودن نسبت به همسرتان یعنی اینکه بتوانید نیازهای او را تامین کنید. البته زمان‌هایی وجود دارد که ممکن است نتوانید رابطه‌ی جنسی صد در صد موفقی داشته باشید و این کاملا طبیعی است، اما نباید اجازه بدهید این زمان‌ها، زیاد بشوند. وفاداری در زندگی مشترک یعنی تقویت پیوندتان با نزدیکی و صمیمیتی که خاص رابطه‌ی شما دو نفر باشد.

وفاداری یعنی در مورد همسرتان بد صحبت نکنید

به عنوان یک دوست وفادار حتما اجازه نمی‌دهید کسی در مورد دوست‌تان بد حرف بزند و شما هم پشت سر او حرف ناخوشایندی نمی‌زنید. در زندگی زناشویی هم باید در مورد همسرتان و پشت سر او، از هر گونه کلام منفی خودداری کنید. وفاداری یعنی اینکه تحت هر شرایطی پشت سر همسرتان خوب حرف بزنید. اگر مشکلی دارید که باید آن را مطرح کنید، فقط با همسرتان و در خلوت خودتان این کار را بکنید.

وفاداری یعنی رازهای ‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید

شما زندگی مشترکی با همسرتان دارید، بنابراین او تنها کسی است که باید روح مشترک با او پیدا کنید. اگر نیاز به شانه‌هایی برای گریه کردن دارید، بگذارید همسرتان تکیه گاه شما باشد. درست است که شما بیرون از خانه هم یک سیستم حمایتی از دوستان دارید، اما نباید رازهای‌تان را فقط با همسرتان در میان بگذارید.

 

معنای وفاداری فراتر از چیزی است که فکر می‌کنید

وفاداری یعنی رازدار همسرتان باشید

وفادار بودن نسبت به همسر یعنی رازدار او بودن. شما باید بدانید رازهای‌ همسرتان مانند رازهای خود شما هستند و نباید این مسائل را با کس دیگری مطرح کنید.

وفاداری یعنی چیزی برای پنهان کردن از همسرتان نداشته باشید

شما نباید نیاز به این پیدا کنید که ایمیل‌ها، پیام‌ها و … را از همسرتان مخفی کنید. وفادار بودن یعنی در غیاب همسرتان هرگز چیزی به کسی نگویید یا کاری نکنید که اگر او ببیند آزرده و ناراحت می‌شود.

وفاداری یعنی با جنس مخالف ارتباطی برقرار نکنید که رابطه‌ی زناشویی‌تان را تحت تاثیر قرار بدهد

اگر با کسی از جنس مخالف ملاقات دو نفره‌ای داشته باشید که احتمال عمیق‌تر شدن رابطه وجود دارد، یعنی بی‌وفایی به همسرتان. وفاداری یعنی اجتناب از هر رابطه‌ای که می‌تواند رابطه‌ی شما و همسرتان را تحت الشعاع قرار بدهد.

وفاداری یعنی هیچ کسی را به همسرتان ترجیح ندهید

زندگی شما پُر از افراد مهم و دوست داشتنی است، اما هیچ کس را نباید به همسرتان ترجیح بدهید. فرقی نمی‌کند پدر و مادرتان باشند یا فرزندتان و یا رئیس‌تان، همسر شما باید مقدم بر همه باشد. وفاداری با تمام وجود یعنی همسرتان الویت صد در صد شما باشد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

۵ قانون آرایشی از زبان میکاپ آرتیستِ «کیم کارداشیان»


وب سایت زیبامون: هر میکاپ آرتیستی، قوانین و نکات مهمی را در ذهن خود دارد که بر اثر سال ها تجربه و کار کردن آنها را به دست آورده است. استفاده از این قوانین آرایشی که آنها روی آن تاکید دارند، می تواند برای همه خانم ها بسیار مفید باشد و از اشتباهات آرایشی در صورتشان جلوگیری کند و یا باعث بهتر شدن نتیجه آرایششان شود.

به هر حال در این مطلب، قصد داریم ۵ قانون مهمی که میکاپ آرتیست کیم کارداشیان، یعنی “Mario Dedivanovic” آن را در اختیار طرفدارانش قرار داده است، به شما بگوییم. این میکاپ آرتیست با وجود اینکه بسیار جوان است، اما ۱۰ سال است که با این سلبریتی در زمینه های گوناگون و حتی محصولات آرایشی KKW همکاری دارد و غیر از کیم، با ستارگان بزرگ دیگری هم همکاری می کند.

5 قانون آرایشی برای حرفه ای شدن در میکاپ

۵ قانون آرایشی مهم برای حرفه ای شدن در آرایش صورت

۱٫ خلاقیت در آرایش

ماریو می گوید من سبک های آرایشی خود را از همه چیز در اطرافم الهام می گیرم و همین مسئله کمک می کند تا بسیار خلاق باشم و هرگز کارم به پایان نرسد. از هر چیزی که بتوانم، مانند “طراحی داخلی، رنگ پارچه، طبیعت و… الهام می گیرم و در آرایش ها به کار می برم.

شما هم می توانید از ترکیب رنگ های مختلف در اطرافتان، در سبک آرایش شخصیتان الهام بگیرید.

۲٫ کانسیلر قبل از فونداسیون!

با اینکه همیشه گفته می شود باید کانسیلر را بعد از فونداسیون بزنید اما روش ماریو فرق دارد، ضمن اینکه این تفاوت، یک رمز جالب هم دارد که به شما می گوییم. ماریو می گوید من بیشتر وقتم برای آرایش صورت را در ترکیب و محو کردن لوازم آرایشی روی پوست می گذارم. یعنی آرایش پوست باید دقیق و با حوصله انجام شود تا راضی کننده باشد و به همین خاطر، بیشتر وقت مرا می گیرد.

اول کانسیلر مورد علاقه ام که پوشانندگی بسیار خوبی دارد را زیر چشم می زنم و بعد با مقدار کمی فونداسیون مایع شروع می کنم چون مقدار زیاد باعث می شود پوست حالتی کیکی به خود بگیرد. از اینجا کار من شروع می شود، باید خیلی حرفه ای و با حوصله، تمام فونداسیون را blend کنم (ماریو این کار را با اسفنج قطره ای Beautyblender انجام می دهد). بعد از تما شدن کار فونداسیون و blend کردن آن، کار آرایش پوست را با کمی پنکک تمام می کنم.

۳٫ ابروها خیلی مهم هستند

ماریو همیشه روی ابروها خیلی حساس است و خودش می گوید که: سعی می کنم نقطه قوت هر چهره را روی ابروها قرار دهم (چیزی که کاملا در آرایش های کیم کارداشیان مشهود است). ابروها می توانند جای کار زیادی داشته باشند و نتیجه فوق العاده ای ایجاد کنند.

شما هم سعی کنید هر بار وقت بیشتری برای آرایش ابروها بگذارید و بالاخره مدلی که دوست دارید را بیابید.

۴٫ کانسیلر به جای پرایمر چشم

ماریو همچنین برای آرایش چشم هم سبک ویژه خود را دارد. انگار او به کانسیلر بیش از هر چیز دیگری اعتماد دارد و برای آماده کردن چشم ها و ماندگاری بیشتر سایه روی پلک، از کانسیلر استفاده می کند.

او می گوید کمی کانسیلر مایع به پلک بزنید و با اسفنج آن را پخش کنید و بعد روی آن، کمی پودر آرایشی بزنید.

۵٫ ترندهای خودتان را داشته باشید

ماریو می گوید سال ۲۰۱۸، سالی است که هایلایت های متالیک و طلایی و رژلب متالیک در آن بسیار مورد توجه است، اما شما علاوه بر اینکه باید به این ها توجه کنید، خوب است که ترندهای خودتان را هم داشته باشید. مثلا با یک برق لب ساده، رژلب مورد علاقه تان را هنوز هم استفاده کنید.

سایه چشم آبی هم امسال دوباره برگشته است، اما شما رنگ های دیگر را هم استفاده کنید.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

پلاستیک بخوریم یا ماهی؟!


روزنامه شهروند – فرهاد مرتاض: توده‌های زباله‌ای شناور همچون وصله‌های بزرگی در اقیانوس آرام جابه‌جا می‌شوند. آنها از ساحل‌های شهری تا جزیره‌های دورافتاده با امواج اقیانوس‌ها بالا و پایین شده و مسافت بسیار زیادی را پیموده‌اند تا ناخواسته دوباره به آن سواحل بازگردند.

تحقیقات نشان می‌دهد این پلاستیک‌های سرگردان در معده بیش از نیمی از لاک‌پشت‌های دریایی و تقریبا در معده همه مرغ‌های دریایی وجود دارند. اگر این پلاستیک‌ها را در سراسر سواحل دنیا جمع‌آوری کنیم با کل آنها می‌توان در تمام سواحل دنیا یک دیوار خیالی پلاستیکی حایل میان خودمان و دریا بسازیم.

پلاستیک بخوریم یا ماهی

از طرفی این میزان پلاستیک با مقداری که سازمان جهانی اقتصاد معتقد است تا میانه قرن جاری در اقیانوس‌ها شناور است، قابل مقایسه است. بنابر گزارش سازمان‌های مردم‌نهاد اگر ما به همین منوال کنونی پلاستیک تولید کنیم و راهکار مناسبی برای بازیافت نداشته باشیم تا‌ سال ٢٠٥٠ وزن پلاستیک‌های اقیانوس‌ها از وزن ماهی‌های دنیا پیشی خواهد گرفت. براساس این گزارش در ٥٠‌سال گذشته میزان استفاده از پلاستیک‌ها ٢٠ برابر شده است. پیش‌بینی می‌شود این میزان تا ٢٠‌سال آینده هم دو برابر شود. همچنین تا‌ سال ٢٠٥٠ میزان پلاستیک‌های تولیدی نسبت به ‌سال ٢٠١٤ سه برابر خواهد شد.

بر این اساس، انسان‌ها برای اطمینان از بازیافت یا خلاصی از زباله‌های محصولات پلاستیکی راه را به کلی اشتباه رفته‌اند. در حدود یک‌سوم از زباله‌های محصولات پلاستیکی در فرآیند جمع‌آوری نادیده گرفته می‌شوند که سرانجام‌شان جایی جز امواج دریاها یا معده مرغ‌های دریایی نیست. این میزان حدود ٨‌میلیون‌تن در هر ‌سال است یا آن‌گونه که جنا جمبک از دانشگاه جورجیا به‌تازگی در واشینگتن‌پست نوشته به اندازه ١٥ گونی پر از پلاستیک در هر متر از سواحل دنیا.

این گزارش درست یک روز قبل از برگزاری پر زرق‌وبرق اجلاس جهانی اقتصاد منتشر شد. همایش امسال اقتصاد در دائوس سوییس با تاکید خاص به آنچه WTF (انقلاب صنعتی چهارم) می‌خواند، گشایش یافت. آنها اهداف انقلاب صنعت چهارم را پیشرفت در عرصه فناوری‌های پیچیده مثل ربات‌ها و تأثیر آن در افزایش شکاف میان ثروتمندان و فقرای جهان تعریف می‌کنند.

اما موقعیت پلاستیک‌ها (صنعتی نه‌چندان پیچیده که نزدیک به یک قرن قدمت دارد) یک یادآوری هشداردهنده است بر این‌که ما هنوز نتوانسته‌ایم بسیاری از اثرات و عواقب انقلاب‌های قبلی صنعتی را مدیریت کنیم. براساس این گزارش، مقصد بیشتر از ٧٠درصد تولیدات پلاستیکی جایی جز زمین‌ها یا راه‌های آبی دنیا یا مکان‌های عمومی نیست.

برای تولید محصولات پلاستیکی ٦درصد از نفت جهان مصرف می‌شود (میزانی که تا ‌سال ٢٠٥٠ به ٢٠درصد خواهد رسید) و همچنین یک‌درصد از بودجه کربن جهان صرف تولید این محصولات می‌شود (بودجه کربن حداکثر آلودگی‌ای که جهان می‌تواند تولید کند تا دمای کره‌زمین بیش از ٢ درجه سلسیوس بالا نرود).

این گزارش می‌گوید ١٥درصد از بودجه کربن را تا ‌سال٢٠٥٠ صرف ساخت بطری‌های پلاستیکی نوشابه‌ها، کیسه‌های خرید پلاستیکی و مشابه آن خواهیم کرد.
صنایعی چون گردشگری، حمل‌ونقل و ماهیگیری زیان‌دیدگان اصلی ورود پلاستیک‌ها به آبراه‌های دنیا هستند که سالانه ١٣‌میلیارد دلار متضرر می‌شوند. همچنین این آلودگی پلاستیکی توازن زیست‌بوم دریایی را برهم می‌زند تا جایی که خطری جدی برای امنیت غذایی مردمانی است که به غذاهای دریایی وابسته هستند.

از طرفی دیگر، همه پلاستیک‌های داخل آب‌ها برای جانداران دریایی نیز خطرات جدی ایجاد می‌کنند.

اطلاعات این گزارش نتیجه بیش از ٢٠٠ مصاحبه و مقاله از ١٨٠متخصص و پژوهشگر در همایش «اقتصاد پلاستیک» است. همزمان با انتشار این گزارش همچنین مجلهNature Communication یادآوری کرده که سازمان فائو (سازمان غذا و کشاورزی ملل متحد) به صورت بنیادی نقشه صیادی بی‌‌رویه را نادیده گرفته است. سرپرست‌های این پژوهش «دانیال پائولی» و «دریک زلر» از دانشگاه بریتیش کلمبیا هستند که به این مطالعه «پروژه دریای اطراف ما» نام نهاده‌اند و براساس آن صید ماهی در جهان میان سال‌های ١٩٥٠ تا ٢٠١٠ احتمالا ٥٠درصد بیشتر از آنچه قبلا فرض می‌شده، انجام شده است. به این معنی که ضربه به ذخایر ماهی‌های دنیا بیش از آن است که قبلا تصور می‌کردیم. اما در هر دو مطالعه نشانه‌هایی از خوشبینی هم یافت می‌شود. پائولی و زلر به روزنامه واشینگتن‌پست گفته‌اند دست‌کم‌گرفتن میزان صید ماهی از طرف سازمان ملل نشان‌دهنده این واقعیت است که در تخمین تعداد ماهی‌ها هم دچار اشتباه بوده‌اند.

آنها معتقدند: «اگر ما منابع ماهی دریاهای دنیا را بازسازی کنیم، بیشتر از آنچه قبلا فکر می‌کردیم می‌توانیم در این بازسازی موثر باشیم، به عبارت دیگر اقیانوس‌ها بیش از آنچه قبلا فکر می‌کردیم، می‌توانند غذای مارا فراهم کنند.»

از طرف دیگر، گزارش جلسه جهانی اقتصاد چندان مثبت نیست، اما راه‌هایی را برای جمع‌آوری همه محصولات پلاستیکی که تولید و مصرف می‌کنیم، پیشنهاد می‌کند.

کشورها می‌توانند قوانینی را اجرا کنند تا زباله‌هایی که جمع‌آوری می‌شوند، با بهره‌وری بیشتر بازیافت شده و همزمان با تولید دوباره، در بسته‌بندی‌های جدید به کار گرفته شوند، نتیجه آن تقویت زیرساخت‌هایی است که طی آن زباله‌های کمتری تولید و در نتیجه به دریاها وارد می‌شوند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دوری از استرس با تغییر در سبک زندگی


روزنامه آرمان امروز: به اعتقاد روانشناسان اين سبك زندگي و باورهاي ماست كه زندگي شاد و بدون استرسي ايجاد مي‌كند؛ يعني گاه فقط كافي است تا سبك زندگي ما عوض شود. گاه تغييرات به ظاهر كوچك، اتفاقات شيريني به دنبال خواهد داشت. مانند:

درباره اينكه چه چيزي شما را خوشحال مي‌كند، به دقت فكر كنيد: در اين دنياي بزرگ چيزهاي متعددي هستند كه مايه خوشحالي ما مي‌شوند. فقط كافي است با دقت به آنها فكر كرده و براي رسيدن به آنها برنامه‌ريزي كنيد. رسيدن به اين اهداف، حس خوبي در شما ايجاد خواهد كرد.

دوری از استرس با تغییر سبک زندگی(فوری)

با افراد مثبت و شاد رفت‌وآمد كنيد:

حتما شما هم اين ضرب‌المثل را شنيده‌ايد؛ كمال هم‌نشين در من اثر كرد. اين نكته را به خاطر داشته باشيد كه حال خوب و بد، به‌ صورت مسري به اطراف سرايت مي‌كند؛ اگر با افرادي كه دائم از مشكلات گلايه مي‌كنند رفت‌وآمد كنيد، انتظار حال خوب انتظار زيادي است. پس از همين الآن سعي كنيد با افراد مثبت معاشرت كنيد تا سرزندگي آنها به شما هم سرايت كند.

هر روز براي خودتان وقت بگذاريد:

گاه كارهايي كه به ظاهر كوچك و بي‌اهميت هستند؛ مثل پياده‌روي، يك شام خوب، صحبت با يك دوست و… مي‌تواند حال ما را خوب كند. تاثير اين كارهاي به ظاهر كوچك بر شادماني ما، فوق‌العاده است. ليستي از اين كارهاي كوچك تهيه كرده و سعي كنيد هر روز حداقل يكي از آنها را انجام دهيد.

عقل سالم در بدن سالم است:

ورزش و تغديه سالم يكي از مهم‌ترين عوامل شادكامي است؛ از مصرف فست‌فودها تا جايي‌كه امكان دارد اجتناب كنيد و سعي كنيد حتما ورزش را در برنامه روزانه‌تان قرار دهيد.

خوش‌بين باشيد:

اجازه ندهيد ناراحتي و احساسات منفي وارد زندگي شما بشود. اين را بپذيريد كه مشكلات هم در كنار خوشي‌ها بخشي از زندگي ماست و ما در سختي‌ها ساخته شده و رشد مي‌كنيم؛ زماني‌كه با مشكلات برخورد مي‌كنيد با خود بگوييد اين روزها تمام مي‌شود و از جملات مثبتي مثل تو قوي باش، حتما مي‌تواني حلش كني و… استفاده كنيد.

خودتان را سرگرم كنيد:

طبق تحقيقات، افرادي‌كه براي زندگي خود برنامه دارند و هر روز كارهايي دارند تا آنها را انجام دهند، در مقايسه با سايرين زندگي شادتري را تجربه مي‌كنند. يك كار جديد، يادگيري مهارت‌هاي متنوع و… مي‌تواند ذهن شما را درگير كرده و موجب نشاط شود.

در كارهاي خير شركت كنيد:

كمك به ديگران و مايه تسكين و آرامش ديگران بودن، تاثير فوق‌العاده‌اي بر آرامش و نشاط ما خواهد داشت. تقسيم شادي با سايرين، طعم شادي را بيشتر و طولاني‌تر مي‌كند. مهم نيست ما چگونه به ديگران كمك مي‌كنيم؛ گاه يك همدردي صميمانه، كلمات تسكين‌بخش و… باعث ايجاد نشاط در ديگران و به‌تبع آن در وجود خود ما خواهد شد.

بخشش را امتحان كنيد:

ناراحتي و دلخوري از ديگران، همانند باري سنگين بردوش ماست و تا زماني‌كه بخشش را امتحان نكرده و ديگران را از صميم قلب نبخشيده‌ايم، اين‌بار سنگين را زمين نگذاشته و همه‌جا با خود مي‌بريم. بخشش باعث كاهش فشار خون و ضربان قلب مي‌شود و به آرامش شما كمك بسياري مي‌كند.

سيستم حمايت اجتماعي قوي داشته باشيد:

دوستان خوب و خانواده گرم ازجمله عواملي هستند كه به نشاط ما كمك فراواني مي‌كنند. اطمينان از اينكه در شرايط سخت افرادي هستند كه به ما كمك خواهند كرد و حال ما براي آنها مهم است و مي‌توانيم از آنها تقاضاي كمك كنيم، تاثير زيادي در آرامش ما خواهد داشت.

مهارت‌هاي ارتباطي خود را افزايش دهيد:

توانايي ارتباط موثر، حل مساله، مديريت استرس، توانايي نه گفتن و… ازجمله مهارت‌هاي ارتباطي مهمي هستند كه با پيشگيري از بروز مشكلاتي در آينده، به حفظ شادماني ما كمك فراواني مي‌كنند.

فراموش نكنيد نگرش شما به مشكلات بسيار مهم‌تر از خود مشكل است:

به مشكل به عنوان يك فرصت براي رشد و بالندگي نگاه كنيد. بسياري از مشكلات، سرآغاز يك قدم بزرگ و زندگي جديد براي ماست. كافي است تا نكته پنهان در هر مشكل را يافت و آن‌وقت است كه مشكلات تبديل به شكلات مي‌شوند.

در حال زندگي كنيد:

از لحظه استفاده كنيد. حال انتخاب با شماست كه از اين به بعد چگونه زندگي كنيد؛ با نشاط و شادماني يا با ناراحتي و افسردگي.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

راه‌های مبارزه با کمال گرای درون


هفته نامه همشهری جوان – سعید بی نیاز:

از کجا می گوییم؟

موانع درونی که در این مطلب به آن می پردازیم، از نظریه علمی طرحواره درمانی گرفته شده است. این نظریه جدید و عمیق را روان درمانگر مشهور «جفری یانگ» طراحی کرده است.

برای کمال گرایی دادگاه تشکیل دهید

پشت کمال گرایی یک باور درونی است. معمولا کمال گراها حس می کنند اگر بهترین نباشند، دیده نمی شوند، کارشان بی فایده است یا نمی توانند به مرحله های بعدی زندگی شان برسند. فرض کنید این ادعا را وکیل مدافع کمال گرایتان کرده است. در پرونده وکیل مدافع کمال گرایتان چه شواهدی وجود دارد؟ احتمالا بخش زیادی از این شواهد در مورد سختگیری های والدینتان است. جاهایی که به خاطر بهترین نبودن دیده نشده اید، از محبتشان محروم شده اید یا سرزنش شده اید. ممکن است مدرسه کمال گرایتان به خاطر بهترین نبودن شما را ندیده باشد یا برعکس به خاطر ۲۰ گرفتن شما را بیش از حد دیده باشد اما آیا همه این شواهد یعنی این که کمال گرایی درست است؟

 

 راه های مبارزه با کمال گرای درون
بیایید ببینیم اگر علیه این وکیل مدافع حق به جانب، دادستانی هم در وجودتان باشد، او چه می گوید؟ واقعا زمان هایی در زندگیتان نبوده که بهترین نبوده اید اما دیده شده اید یا مهم تر از آن کارتان راه افتاده است و به مرحله های بعدی زندگی تان رفته اید؟ آیا یک کار که خوب است اما از نظر شما علی نیست، برای خودتان یا دیگران بافایده نبوده است؟ این شواهد خاک گرفته را از گوشه ذهنتان بیرون بکشید و ببینید و در این دادگاه ذهنی چقدر ادعای وکیل مدافع کمال گرایتان معتبر باقی می ماند. یادتان باشد همین که از صد در صد بارو به کمال گرایی به ۸۰ درصد باور به آن هم برسیم این مرحله را خوب جلو رفته ایم و باورتان یک لرزه کوچولو به خودش دیده است.

به عامل کمال گرایی نامه بنویسید

به کسی که فکر می کنید بیشترین تاثیر را در کمال گرا شدن شما داشته است، نامه بنویسید؛ مثلا به پدر و مادر یا معلم سختگیرتان در کودکی، البته لازم نیست نامه را به عامل کمال گرایی برسانید. در این نامه همه گلایه هایتان از کودکی تا الان را از او بنویسید. این نامه در درجه اول باعث می شود شما از نظر هیجانی خالی شوید اما مهم تر از آن این است که یک بار گلایه هایتان را مرور کنید. در مرور گلایه هایتان خودتان روان درمانگر مخاطب نامه شوید.

 

ببینید شرایط کسی که از او گلایه دارید، چقدر روی آن رفتارش تاثیر داشته است. شرایط یعنی چیزی که در دست ما نیست، مثل نسلی که در آن زندگی می کنیم، جایی که در آن به دنیا آمده ایم، فشارهای اجتماعی، شیوه تربیتی والدینمان و سطح اقتصادی. وقتی شرایط کسی را که از او گلایه دارید، در نظر می گیرید، آماده اید که در گام اول او را بفهمید و در گام دوم او را ببخشید. بخشیدن عاملان کمال گرایی مخصوصا پدر و مادر باعث می شود بند ناف روانی ما از آن ها جدا شود و زندگی روانی مستقلی داشته باشیم.

با کمال گرای درونتان گفت و گو کنید

کمال گرایی یادگار کودکی است. می توانیم نامش را بگذاریم کودک کمال گرا. کودک کمال گرا همیشه افسار ذهن ما را در دست نمی گیرد. او گاهی کودتا می کند و حکومت ذهنمان را می گیرد. اگر ذهن ما مثل یک صحنه نمایش باشد، کودک کمال گرا می آید و یک مونولوگ یا تک گویی در ذهنمان اجرا می کند. وقتی کودک کمال گرا در ذهن ما می آید ما فقط صدای او را می شنویم. او ما را مجبور می کند که بیش از حد تلاش کنیم یا به خاطر این که پیش بینی می کنیم بهترین نخواهیم بود، هیچ تلاشی نمی کنیم.

 

اوست که در ذهن ما فقط نداشته های دیگران را می بیند و ما را مجبور می کند از دیگران عیب بگیریم یا حرص بخوریم. وقتی که کمال گرا روی تک صندلی ذهن ما نشسته است و دارد فرمان می دهد، می توانیم یک صندلی دیگر در ذهنمان بگذاریم و از دیدگاه یک بخش عاقل تر ذهنمان با او گفت و گو کنیم. اسم این بخش وجودمان را می گذاریم بزرگسال. بزرگسال می تواند به کودک یادآوری کند که نامش چیست و از کجا آمده است، می تواند از ابعاد دیگری اتفاق را ببیند و می تواند حسن و عیب کمال گرایی را به او یادآوری کند. این یک نمونه از گفت و گوی کودک کمال گرا و بزرگسال درون ماست:

کودک: من حتما باید رتبه اول کلاس این ترم را بیاورم. باید امشب بیدار بمانم و درس بخوانم. اگر اول نشوم چه؟

بزرگسال: تو کودک کمال گرای منی. به این خاطر در وجود من شکل گرفته ای که از بچگی پدر و مادر روی درست زیادی حساس بوده اند. الان لازم نیست این قدر به خودت سخت بگیری. (یادآوری نام و ریشه های کودک به کودک)

کودک: اما اگر اول نشوم، شاید نتوانم ترم های بعد را هم اول شوم و نمی توانم مستقیم بدون کنکور بروم فوق لیسانس

بزرگسال: بله شاید. اما این فقط یک مرحله از زندگی توست و تو باید ببینی که در کل زندگیت این مرحله چقدر مهم است؟ برای فوق لیسانس رفتن راه های دیگری هم هست. (دیدن از جنبه های دیگر)

کودک: خیلی مهم است. درس همه زندگی من است.

بزرگسال: اول این که وقتی تو این قدر درگیر بهترین بودن باشی، دیگر روی همین درس هم تمرکز نداری. دوم این که وقتی روی یک جنبه از زندگیت این قدر تاکید می کنی، سلام جسمی ات به خطر می افتد، همیشه در استرس می مانی و هیچ وقت از خودت راضی نمی شوی. تو با کمال گرایی داری بهترین سال های عمرت را از دست می دهد (سود و زیان کردن)

 

راه های مبارزه با کمال گرای درون 

برای خودتان فلش کارت بنویسید

یک فلش کارت برای خودت درست کن و چند راه حل میانبر برای کمال گرایت بنویس. در این فلش کارت می توانی ریشه های کمال گرایی و سود و زیانش را هم بنویسی. هر وقت دیدی زیادی داری حرص می خوری یا استرس داری این فلش کارت را بخوان و ببین شاید کمال گرای درونت فعال شده باشد. برای غلبه بر کمال گرایی دو راه میانبر وجود دارد اول لذت بردن از روندها به جای لذت بردن از نتیجه هاست. کمال گرای فیلمساز فقط وقتی لذت می برد که جایزه جشنواره ای را ببرد یا فیلمش «ترین» شود؛ مثلا پر فروش ترین اما اگر به زندگی یک فیلمساز نگاه کنیم، لحظه ای که روی سن قرار می گیرد تا جایزه بگیرد یا لحظه ای که به او اعلام می کنند فیلمش پرفروش ترین شده به نسبت زمانی هایی که غرق فیلمسازی بوده، بسیار بسیار کوچک است.

 

اگر همین فیلمساز کمال گرا نباشد، از بیشتر لحظه های فیلمسازی لذت می برد و جایزه گرفتن یا پرفروش شدن لذت مضاعف ایجاد می کند، این که مهم مسیر است و نه مقصد، باید بارها به کمال گرا یادآوری کرد. دومین میانبر علیه کمال گرایی راضی شدن به متوسط به بالا به جای راضی شدن از عالی است. درواقع با این میانبر ما داریم کمال گرا را دور می زنیم؛ چیزی که از نظر کمال گرا متوسط یا خوب است، یعنی استانداردهای یک کار را دارد. یک فلش کارت علیه کمال گرا می تواند این شکلی باشد:

هر وقت دارم به خودم فشار می آورم تا بهترین باشم، یادم باشد این احساس از کودکی من آمده است. در کودکی والدینم آن قدر سختگیری کرده اند که من فکر می کنم اگر بهترین نباشم، راضی کننده نیستم. در حال حاضر کمال گرایی بیش از این که به من انگیزه دهد می تواند به من استرس دهد، من را از دیگران یا خودم ناراضی کند یا حتی باعث شود بعضی از کارها را انجام ندهم. پس می توانم به جای کمال گرایی کارهای دیگری انجام دهم مثل:

الف- لذت بردن از روند به جای لذت بردن از نتیجه
ب- راضی شدن از متوسط به بالا به جای راضی شدن از عالی

تصویری از کمال گرایی: در فیلم متولد ۶۵ که مجید توکلی آن را ساخته، شخصیت پسر یک شخصیت کمال گراست. یک پسر از پایین شهر که می خواهد به هر بهایی بهترین ها را داشته باشد. بهترین خانه، بهترین ماشین، بهترین گوشی و البته بهترین ازدواج از نظر خودش، البته در پایان فیلم زیان های این کمال گرایی را هم می بیند.

 

راه های مبارزه با کمال گرای درون 

  فیلم متولد ۶۵

 

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

محبوب ناشناس، آن فرشته‌ی نجاتِ زلزله‌زدگان کرمانشاه


روزنامه صبح نو: بعد از زلزله شهرهای غربی کشور، سلبریتی‌های زیادی برای کمک‌رسانی در کرمانشاه حاضر شدند. میلیاردها تومان کمک‌های نقدی و غیر نقدی، از طرف مردم به دست آنان رسید تا در شرایط بحرانی زلزله خرج زلزله‌زدگان شود. هر روز بسیاری از سلبریتی‌ها با استفاده از فضای مجازی، با مردم ارتباط می‌گرفتند و درخواست کمک می‌کردند. نتیجه کار کمک‌های نقدی و معنوی عظیم از کشور و جهان بود. در میان نمایش رسانه‌ای سلبریتی‌ها اما کسانی هم بودند که ناشناس و بی‌توقع دست پدرانه خود را بر روی شانه زلزله‌زدگان گذاشتند.

خود را آقای «شین» معرفی و تأکید می‌کند که دوست ندارد شناخته شود. اهالی شهر سرپل ذهاب اما او را خیلی خوب می‌شناسند. برای تشکر از او چند بیلبورد هم در سطح شهر آویزان کرده‌اند. روی یکی از بیلبوردها نوشته‌اند: «آقای … از زحمات جنابعالی و همکاران محترم شما که از ابتدای زلزله ویرانگر تابه‌حال در زمینه اسکان موقت و دائمی تلاش نموده‌اید، کمال تقدیر و تشکر را داریم.» قهرمان شهر زلزله‌زده، برای بیش از هزار خانواده شرایط اسکان مهیا کرده است، ویژگی اصلی او اما مهیا کردن اسکان نیست: «در روزهای ابتدایی وقوع زلزله، شرایط شهر، خیلی بغرنج بود. به بسیاری از اهالی کمک‌ها بیش‌از اندازه و به برخی دیگر، اصلاً نمی‌رسید.

محبوب ناشناس شهر

همین مسأله باعث شد که به فکر چاره‌ای بیافتم.» رساندن کانکس به دست کسی که واقعاً نیازمند است، هدف اصلی او شود: «درخواست‌ها را دریافت می‌کردم و بلافاصله بعد از آن به محل چادرش می‌رفتم. یک‌بار در روز، نوبت بعد در شب و دفعه بعدتر هم در شرایط دیگری به او سر می‌زدم. اگر صحت گفته‌اش ثابت می‌شد و جزو مشمولان به حساب می‌آمد، کانکس دریافت می‌کرد.» بعد از گذشت چهار ماه از زلزله، او هنوز به خانواده‌هایی که کمک کرده است، سر می‌زند و اگر خواسته دیگری داشته باشند اجابت می‌کند. قهرمان شهر، آدرس، تعداد خانواده و شرایط همه خانواده‌هایی را که به آ‌نها کمک کرده از حفظ است و همه را به نام می‌خواند.

سه ماه بعد ازدواج کردیم

هر دو جوان هستند. سمانه ۲۹ ساله و ایرج هم ۳۱ ساله است. زوج جوان یک هفته قبل از زلزله، در روز تولد حضرت زینب (س) عقد می‌کنند و قرار می‌گذارند که تا چند هفته بعد، جشن‌شان را برگزار کنند و به زیر یک سقف بروند. آرزویی که البته با وقوع زلزله به تحقق نمی‌رسد. تمام جهیزیه سمانه در زیر آوار می‌ماند و زن ‌و شوهر مجبور می‌شوند در خانه والدین‌شان بمانند. سه ماه بعد اما داستان طور دیگری رقم می‌خورد. سمانه توضیح می‌دهد: «اسم ایشان را زیاد شنیده بودیم، بنابراین تصمیم گرفتیم که مشکلمان را مطرح کنیم. انجام ملاقات با آقای «شین» سه ماه طول کشید، از بس که سرش شلوغ بود. مشکلمان را درمیان گذاشتیم.

چند روز بعد برایمان جشن عروسی گرفتند.» روز تولد حضرت زهرا ؟س؟ جشن عروسی‌شان را برگزار کردند و به عنوان هدیه عروسی هم یک کانکس پانزده متری، با وسایل اولیه به عنوان جهاز، هدیه گرفتند. در گوشه خانه کوچک، وسایل خانه‌شان را چیده‌اند. اجاق‌گاز، لباس‌شویی، آب‌میوه‌گیری و یخچال را در کنار هم قرار داده‌اند. وسایلی که البته هنوز از کارتن درنیامده است: «برق خانه‌مان هنوز وصل نشده است. به خاطر همین نمی‌توانیم به طور کامل اینجا زندگی کنیم.» مشکلی که البته برای حلش سریع اقدام می‌شود. تنها دغدغه سمانه بعد از شروع زندگی زناشویی‌اش بیکاری شوهر است:

«قبل از زلزله شوهرم کارگر بود. بعد از زلزله کار سخت پیدا می‌شود.» سمانه اما شاکر است و با نگاه پرعشق به همسرش نگاه می‌کند. با آنکه تازه چند هفته از شروع زندگی‌شان می‌گذرد، سمانه برای شوهرش غذا هم پخته است. ایرج دست‌پخت او را دوست دارد: «بهترین غذایش مرغ آب‌پز است.» از دست‌پخت همسرش که تعریف می‌کند، بر روی صورت استخوانی‌اش لبخند عمیق و پرمهری نقش می‌بندد.

محبوب ناشناس شهر

حمام کردنش سخت است

خانواده پرجمعیت هستند. هفت، هشت نفر بزرگ‌سال و دو، سه بچه کوچک اعضای خانواده‌اند. در کانکس کوچک یک تخت بزرگ بیمارستانی را هم گذاشته‌اند، تختی که چون به پهنا جا نمی‌شود، کج قرار گرفته و بیش از نیمی از فضای خانه را اشغال کرده است. پسر خانواده، امیر، قطع نخاع است. بر رویش یک ملافه تمیز سفید کشیده‌اند. از گوشه تخت، سوندش (کیسه‌ای که ادرار در آن جمع می‌شود) آویزان است. پنکه روشن است، جهت پنکه درست در پشت تخت، جایی که او خوابیده است، قرار دارد. پدرش توضیح می‌دهد: «پنکه را روشن کردیم، چون مدام می‌گوید که از درون دارم می‌سوزم.» امیر جوان به نظر می‌رسد، هرچند که تمام موهای سرش سفید شده است، چند سال قبل از وقوع زلزله، در یک تصادف رانندگی، قدرت راه رفتنش را از دست داد.

پدرش توضیح می‌دهد: «ماهی سه تا چهار بسته پوشک بزرگ‌سال استفاده می‌کند، هزینه این‌ها به ۷۰۰ هزار تومان هم می‌رسد.» البته او یک چمدان بزرگ هم دارو دارد. هزینه‌های دارو و مراقبت از او، تنها مشکلات خانواده نیستند: «مشکل بزرگ ما تخت امیر است. تختش خیلی بزرگ است و از در کوچک بیرون نمی‌رود. در زمان حمام کردنش به مشکل برمی‌خوریم. زمان زلزله تخت‌های کوچک بیمارستانی متحرک به ما نرسید. بعد از آن هم از هیچ مؤسسه خیریه یا حتی بهزیستی نتوانستیم تختی دریافت کنیم.» قهرمان شهر، قول مساعد می‌دهد که مشکل بزرگ خانواده را هم حل کند.

فرزندمان بعد از زلزله به دنیا آمد

با چشمان سیاه و درشتش به مهمانان زل زده است. رنگ صورتش به کبودی می‌زند. هرازچندگاهی ابروهای کلفت و تمام مشکی‌اش را درهم می‌کشد و نوک زبانش را آرام از دهان کوچکش بیرون می‌آورد. علی تازه بیست روزش است. بعد از وقوع زلزله و خراب شدن خانه‌شان، آ‌نها مجبور می‌شوند شب‌ها را در خیابان بخوابند. پدرش از روزهای زلزله می‌گوید: «شرایطمان خیلی بد بود. خانمم باردار بود و خانه‌مان هم خراب شده بود. نمی‌دانستیم که باید چه کار کنیم.» پدر علی اما خیلی زود با آقای شین آشنا می‌شود:

«من کارگر بخش دولتی یکی از ادارات شهر هستم. در زمان زلزله با ایشان به مشکلات زلزله‌زده‌ها رسیدگی و در بسیاری از محله‌ها سرکشی می‌کردیم.» پدر جوان بسیاری از خانواده‌هایی را که نیازمند کانکس و رسیدگی بودند به قهرمان داستان معرفی کرده است: «من بسیاری از مردم شهر را می‌شناسم و می‌دانستم که شرایط هر کسی چه طور است.» علی شیرش را خورده و زمان خوابش رسیده، او اما هنوز هوشیار است و با چشمان بی‌آلایش مهمانانش را بدرقه می‌کند.

آقای شین به خانواده‌های زیادی کمک کرده است. از خانواده آقای احمدی که برق‌کار است و در کمک‌رسانی به مردم شهرش، دستش به‌شدت آسیب دیده است تا خانواده آقای توکلی که کم‌کم ساختن خانه‌شان را شروع کرده‌اند و به همه مردم شهر که هنوز وقتی ماشین او را از دور می‌بینند، برای صحبت درباره مشکلاتشان به طرفش می‌روند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چطور محترمانه صحبت کسی را قطع کنیم؟


برترین ها – ترجمه از هدی بانکی: آیا تا به حال پیش آمده با کسی گفتگو کنید که یک ریز حرف بزند و حرف بزند و حرف بزند و شما نتوانید متوقفش کنید؟ حتما دوست ندارید کلام او را قطع کنید و این کار را دور از ادب می‌دانید اما اگر واقعا باید مکالمه را پایان بدهید چطور؟ خوشبختانه راههای ساده‌ای برای مدیریت چنین موقعیت‌هایی وجود دارد.

نکاتی را برای‌تان می‌گوییم که راحت‌تر بتوانید بدون اینکه بی‌ادب جلوه کنید حرف طرف مقابل را قطع کنید.

 

 چطور محترمانه صحبت کسی را قطع کنیم؟

روش ماهی

می‌دانیم که طبیعتا کسی که دهانش را باز می‌کند تا حرف بزند، زمانی هم باید حرفش را تمام کند. اما اگر چنین نشد کاری که می‌توانید انجام دهید این است که دهان‌تان را به شکل ماهی باز کنید:

وقتی دهان‌تان را باز می‌کنید نشان می‌دهید که چیزی برای گفتن دارید. حتی اگر هنگام حرف زدن فرد مقابل، کلمه‌ای از دهان‌تان خارج نشود، همین حرکت که کمی دهان خود را باز می‌کنید معمولا فرد مقابل را وادار می‌کند نوبت حرف زدن را به شما واگذار کند.

روش بوک مارک

شما دست خود را جوری نشان می‌دهید که انگار می‌خواهید چیزی به حرف‌های طرف مقابل‌تان اضافه کنید. حرکت دست شما باید توجه او را به شما جلب کرده و همین ژست ساده، نماد توقف یا درخواست انتظار است که طرف مقابل را وادار به مکث می‌کند. روش بوک مارک مخصوصا اگر همراه با روش ماهی استفاده شود، به خوبی جواب می‌دهد.

روش شاگرد

اگر روش ماهی و بوک مارک را بکار بردید و او هنوز در حال حرف زدن است، وقت آن است که سراغ روش بعدی بروید و علامت قوی‌تری به او بدهید. روش شاگرد یعنی اینکه دست‌تان را به مدل اجازه گرفتن بلند کنید، درست مانند شاگردی که در کلاس درس می‌خواهد چیزی بگوید و برای کسب اجازه از معلم دست خود را بلند می‌کند. دیگر همه می‌دانند کسی که دست خود را به علامت اجازه گرفتن بلند می‌کند، می‌خواهد چیزی بگوید. ضمنا ین حرکت، ژستی غیر کلامی و زیرکانه به معنی «ایست» است.

اگر کسی که با او مکالمه می‌کنید آنقدر متکلم وحده است که توجهی به ژست و علامت‌های شما ندارد، پس باید سراغ روش بعدی بروید.

روش تماس

وقتی واقعا باید صحبت‌های طرف مقابل را پایان بدهید و روش‌های گفته شده موثر نیست، می‌توانید دست یا بازوی او را لمس کنید و به او بگویید حرفهایش بسیار خوب بوده است. این کار طرف مقابل را از متکلم وحده بودن خارج می‌کند زیرا اگر به حالت‌های صورت و دست‌تان توجه نکند، مطمئن باشید متوجه لمس کردن‌تان خواهد شد. حتی کسانی که گرماگرم صحبت هستند و ظاهرا به هیچ روشی نمی‌توان آنها را متوقف کرد، وقتی لمس می‌شوند برای لحظه‌ای مکث می‌کنند. می‌توانید از همین لحظه‌ی سکوت برای خداحافظی کردن استفاده کنید!

روش معلم

مجبوریم این روش را هم به شما یاد بدهیم! روشی که خیلی تحمیلی و پویاست اما در میان جمع جواب می‌دهد. فرض کنید همه دارند با هم حرف می‌زنند و همهمه‌ای برپاست و شما هم نمی‌خواهید داد بزنید، پس از روش معلم استفاده کنید:

وقتی معلمی را می‌بینیم که این ژست را می‌گیرد یعنی: ساکت باشید یا یک لحظه صبر کنید! همه هم ساکت می‌شوند. بنابراین اگر می‌خواهید عده‌ای را ساکت کنید، می‌توانید انگشت خود را بالا ببرید تا توجه همه را به خود جلب کنید. حتما جایی بایستید که بیشتر افراد بتوانند شما را ببینند. در غیر اینصورت این روش کارایی نخواهد داشت.

یادتان باشد این تاکتیک‌ها مرحله بندی شده‌اند و به ترتیب شدت آنها را به شما توصیه کردیم؛ یعنی از روش اول شروع کنید و جلو بروید. شاید مثلا با روش شاگرد جواب بگیرید و لازم نباشد سراغ روش‌های تندتری بروید.
نکته!

اگر قرار است با کسی گفتگو کنید که می‌دانید ممکن است میان حرف‌تان بپرد، می‌توانید با گفتن اینکه چه مقدار حرف دارید که به او بزنید، جلوی این کارش را بگیرید. مثلا، اگر سه مورد هست که می‌خواهید درباره‌ی آنها حرف بزنید، به طرف مقابل‌تان بگویید که می‌خواهید در مورد سه چیز حرف بزنید. به این کار، «پرچم قرمز پیشگیرانه» می‌گویند و باعث می‌شود طرف مقابل‌تان با آگاهی از مدت زمانی که قرار است حرف بزنید، طبق عادتش میان حرف‌های شما نپرد و کلام‌تان را تا انتها قطع نکند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید: