گفت‌و‌گو با کلکسیونر سیگاری که لب به سیگار نزده!


روزنامه شهروند – زهره فراهانی:  ناصر صادقی چند سالی از زندگی‌اش را به جمع‌آوری سیگارهای قدیمی اختصاص داده است. او در تمام دوران زندگی‌اش لب به سیگار نزده، اما علاقه خاصی به جمع کردن بسته‌های سیگار قدیمی دارد. او در ادامه می‌گوید چه شد که تصمیم گرفت دوره‌ای از زندگی‌اش را صرف جمع‌آوری سیگار کند.

سیگار بدون دود

چند سال‌تان است و اهل کجایید؟

حدود ٥٠‌سال دارم. تهران به دنیا آمدم.

تحصیلات‌تان چیست؟

دیپلم دارم.

شغل اصلی شما چیست؟

شغل آزاد دارم.

چند‌سال سیگار جمع کردید؟

سال ٦٩، ٧٠ و ٧١ بسته سیگار جمع کردم.

نخستین باری که متوجه شدید سیگار برای‌تان جذاب است چه زمانی بود؟

جذابیت آن به زمانی که بچه بودم برمی‌گردد. در خانه‌مان هیأت داشتیم. قدیم‌ها رسم بود در این مراسم سیگار و جاسیگاری می‌گذاشتند تا هر کسی که به عزاداری می‌آمد و سیگاری بود بتواند سیگار بکشد. از آن‌جا یک جرقه‌ای در ذهنم آمد که سیگارها را نخ نخ جمع کنم.

خودتان هم سیگاری هستید؟

تا به حال لب به سیگار نزدم.

پس چرا سیگار برای‌تان جذاب است وقتی خودتان سیگاری نیستید؟

به دلیل ظاهر سیگار است چون قدیم‌ها سیگارها ظاهر جذاب‌تری داشتند نسبت به الان. بیشتر به خاطر ظاهر بود. اما عمویم کلکسیون چیزهای مختلفی را داشت و من چون به او علاقه داشتم و کارهایش را دوست داشتم، کلکسیونی برای خودم جمع کردم.

چه اتفاقی افتاد که باعث شد شما تصمیم بگیرید که کلکسیون سیگار جمع کنید؟

آن‌موقع شغل اصلی من کارمند بود. برای ماموریت زیاد شهرستان می‌رفتم. در یکی از این ماموریت‌ها سیگاری نظرم را جلب کرد که همین موضوع باعث شد به جمع کردن سیگار مشغول شوم.

شما سه‌سال سیگار جمع می‌کردید؟

بله. اما همان زمان هم سیگارهای بسیار قدیمی را جمع می‌کردم. سیگار روز نبود که همه از آن استفاده کنند.

این کار برای‌تان تفریح بود یا تبدیل به عادت شده بود؟

تفریح بود. من از تهران برای گرفتن سیگار به اردبیل می‌رفتم. این راه‌ها و رفت‌وآمد برای من جذابیت و تفریحاتی هم داشت.

چیزهای بهتری برای جمع‌آوری وجود دارد، چرا سیگار؟

زمان قدیم عمده کلکسیون‌هایی که وجود داشت تمبر و سکه بود که الان هم رواج دارد. اگر شما همین الان هم سری به چهار‌راه استانبول بزنید به راحتی می‌توانید این کلکسیون‌‌ها را بخرید.

چیزی است که دایمی تولید می‌شود و به مرور می‌توان آن را خرید و جمع کرد. اما سیگار این طور نیست. آن موقع خیلی کم بود. به همین دلیل رفتم سراغ سیگار.

برای من و افرادی که سیگاری نیستند، تمام سیگارها یک شکل هستند. خود شما هم سیگاری نیستید. تفاوت سیگارها را از کجا متوجه می‌شوید؟

قدیم سیگارها به دو گروه تقسیم می‌شد. سیگارهایی در پاکت‌های کاغذی و سیگارهایی که در جعبه‌های مقوایی بودند. سیگارهایی که در کاغذ بودند از نظر کیفیت درجه دوم محسوب می‌شدند. ولی مقوایی‌ها درجه ‌یک بودند. مارک برجسته‌ها سیگارهای خارجی بودند که برای انگلستان، سوییس و آمریکا بود که کیفیت‌شان فرق داشت.

تنوع‌شان را چگونه متوجه می‌شوید؟

تنوع‌شان بیشتر به ظاهرشان بستگی داشت. به‌طور مثال مارلبرو دو نوع سیگار تولید می‌کرد که پایه بلند بود. یک رنگ قرمز و یک رنگ سبز داشت. رنگ قرمزش اصطلاحا برای خانم‌ها بود که فیلترش هم قرمز بود برای این‌که خانم‌ها رژلب می‌زنند هنگام کشیدن سیگار رنگ رژلب روی فیلتر سیگارشان معلوم نشود. رنگ سیگار سبز برای آقایان بود.

در حال‌حاضر چند نوع سیگار دارید؟

٣٠٠بسته سیگار از شرکت‌های مختلف دارم که عمدتا سیگارهای خارجی هستند. از این بسته‌ها حدود ٢٥بسته سیگارهای ایرانی هستند. در میان سیگارهای قدیمی ایرانی تا‌سال ٧٠ چند نمونه دارم که به آنها سیگار ضایعاتی می‌گویند که روی سیگار بسته‌بندی شده کاغذ سفید زده شده.

به‌نظر شما چه کشورهایی بهترین سیگار را تولید می‌کنند؟

بهترین سیگار دنیا در‌ سال ٢٠٠١ برای وینستون است. بعد از وینستون سیگار مارلبرو که این دو بهترین سیگارهای دنیا هستند.

از نظر شما تولید سیگار ایرانی درحال حاضر نسبت به قبل چه تغییری کرده است؟

من سیگار نمی‌کشم خیلی نمی‌توانم از نظر کیفیت متوجه تغییر آن شوم. اما همیشه از افرادی که سیگاری هستند می‌پرسم که ببینم چه سیگاری بهتر است و آن‌وقت تا حدودی متوجه می‌شوم. اما از نظر ظاهری هیچ فرقی نسبت به ٢٠‌سال پیش نکرده است. بسته‌بندی‌ها و کیفیت هم تغییری نکرده است.

آیا اطرافیان شما تا‌به‌حال اعتراضی نسبت به این‌که سیگار جمع می‌کنید، نداشتند؟

جالب است بدانید که ما در خانواده هیچ فرد سیگاری نداریم. الان که سیگارها در کلکسیون است و به دیوار زدم. همسرم یک مقدار سختگیری می‌کند که اینها را از جلوی چشم بردارم، اما از نظر من یک کلکسیون است و ایرادی ندارد که جلوی چشم باشد.

تا‌به‌حال پیش نیامده که ترغیب شوید یک نخ از سیگارهایی که در کلکسیون دارید را استفاده کنید؟

نه، تا به الان پیش نیامده. به کسی هم اجازه ندادم که از بسته سیگارهایم استفاده کند، چون سیگار باید بسته‌بندی باشد و در بسته نگهداری شود، وگرنه خراب می‌شود.

چه چیزی باعث می‌شود که شما سیگار نکشید؟

من از کودکی در خانواده‌ای بزرگ شدم که هیچ‌کس سیگاری نبود. روی این حساب من علاقه‌ای نداشتم که سیگار بکشم.

تابه‌حال دیدید کسی غیر از خودتان سیگار جمع کند؟

نه کسی را ندیدم.

یک سیگار باید چه جذابیتی داشته باشد تا شما را ترغیب کند آن را به کلکسیون‌تان اضافه کنید؟

سیگارهایی که من جمع کردم، همه قدیمی بودند. جذابیتی که من را به سمت یک سیگار می‌کشد، قدیمی‌بودن آن است. سیگار وینستون و مارلبرو آن زمان و همین حالا هم زیاد است، اما من می‌گشتم و به‌طور مثال نخستین سیگار تولیدشده وینستون را پیدا می‌کردم.

قدیمی‌ترین سیگاری که دارید، برای چه سالی است؟

یک بسته سیگار ایرانی دارم که برای‌ سال ١٣٤٧ است. به نام آسیا. سیگار خارجی هم ویستون است که نخستین سیگار تولیدشده شرکت وینستون است.

ارزان‌ترین و گران‌ترین سیگاری که در مجموعه‌تان دارید، چه قیمتی دارد؟

آن زمان حقوق من ١٢‌هزار تومان بود و من یک بسته سیگار قدیمی را ١٥‌هزار تومان می‌خریدم. برای خریدن بسته‌های سیگار از تهران به شهرهای مرزی می‌رفتم و خب خرج رفت‌وآمد تا آن‌جا هم زیاد بود. آن زمان خرید یک بسته سیگار قدیمی دوبرابر حقوقم می‌شد.

آن زمان ازدواج کرده بودید؟

نه مجرد بودم.

خانواده‌تان چیزی به شما نمی‌گفتند که چرا همه درآمدتان را پای سیگار می‌دهید؟

نه مانعی برای من نبودند، چون می‌دانستند سیگارها را استفاده نمی‌کنم. از نظر هزینه هم‌کاری با من نداشتند، چون درآمدم برای خودم بود و از پدر و مادرم پولی نمی‌گرفتم. شاغل بودم و تمام درآمدم را صرف جمع‌آوری سیگار می‌کردم.

از کلکسیون‌تان چگونه نگهداری می‌کنید؟ چون سیگار چیزی است که اگر از آن نگهداری نکنید، به راحتی از بین می‌رود.

من تا دو‌سال پیش سیگارهایم را در بسته‌بندی در انباری که جای خنکی بود، نگهداری می‌کردم. بعد از این دو‌سال از انباری بیرون آوردم، چون می‌گویند اگر سیگار جای خنک باشد، کرم می‌زند. الان آنها را قاب کردم و در فضای آزاد و در مجاورت باد است که رطوبت به آن نخورد.

اگر یک‌روز متوجه شوید که کلکسیون‌تان از بین رفته است، چه حالی دارید؟

حس بسیار بدی است. نمی‌توانم آن را توصیف کنم، چون چندین‌سال کل ایران را می‌گشتم تا سیگار جمع کنم.

به ‌نظر شما سیگار چه جذابیتی دارد که باعث می‌شود افراد زیادی از آن استفاده کنند؟

به ‌نظر من، بیشتر ظاهر سیگار است که اشخاص به آن رومی‌آورند.

روی کلکسیون‌تان چه قیمتی می‌گذارید؟

قیمتی ندارد. اما چند‌سال پیش فردی قصد داشت کلکسیونم را به قیمت ١٢‌میلیون تومان بخرد. ارزش خیلی زیادی برایم دارد، چون برای جمع‌کردن آن زیاد زحمت کشیدم.

حاضرید کلکسیون‌تان را با چه کلکسیون دیگری عوض کنید؟

من حاضر نیستم کلکسیونم را با هیچ چیز دیگری عوض کنم.

شما برای پیداکردن یک بسته سیگار قدیمی شهرهای ایران را می‌گشتید، حتما در این راه‌ها خاطره‌ای دارید. می‌توانید خاطره‌ای برای ما تعریف کنید؟

من برای سیگار شهرهای مختلفی را می‌گشتم و همیشه عده‌ای به من می‌گفتند و هنوز هم می‌گویند که کمی خل‌وضع هستم.

به‌ نظرتان سیگارهای الان بهتر هستند یا سیگارهایی که در قدیم تولید می‌شدند؟

به ‌نظر من و براساس پرس‌وجوهایی که کردم، سیگارهای قدیمی هم از نظر کیفیت و هم ظاهر بهتر هستند، چون قدیم هر سیگاری در کشور خودش تولید می‌شد. الان تحت ‌لیسانس هستند و به همین دلیل هم کیفیت سیگارها کمی پایین‌تر آمده است.

شما فرزندی هم دارید؟

بله. یک دختر و یک پسر.

اگر روزی ببینید که آنها سیگار می‌کشند، چه برخوردی می‌کنید؟

پسر من بزرگ است و تا الان ندیدم که استفاده کند اما توصیه می‌کنم که همیشه دنبال آن نروند. دخترم هم کم‌سن‌و‌سال است و همین توصیه را به او هم می‌کنم.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جوانسازی پوست یا کاسب‌کاری؟


روزنامه آرمان امروز – نگین باقری: گرچه عمل زیبایی بینی در ایران حرف اول را می‌زند و همچنان به قوت خود باقی است، اما شاهد هستیم که مط‌ب پزشکان پوست هم در این روزها محل تردد بانوان پولدار بالای پنجاه سال است که به مدد روش‌های جدید و‌ پر هزینه زیبایی بعضا تا ۷۰ سالگی هم حفظ می‌شود. تازه این پایان ماجرا نیست. داروهایی نیز در این چرخه وارد می‌شوند که به‌واسطه بازار گرمی بعضا تا چند‌هزار برابر به دست بیماران پولدار می‌رسند و آنها هم برای حفظ زیبایی خود این هزینه گزاف را با افتخار پرداخت می‌کنند.

جوانسازی پوست یا کاسب‌کاری؟

عمق ماجرا تا جایی است که‌کار از لیفتینگ‌ گذشته و به پاکسازی رگ‌های واریس رسیده است. داروهایی که از انگلیس وارد می‌شوند و قیمتشان در لندن ۳۰‌ هزار تومان است، در مطب فلان آقا و‌ خانم دکتر پوست شش‌ میلیون تومان است. این داروها کلسیم موجود روی دریچه‌های لانه‌ کبوتری را پاک می‌کنند تا رگ‌واریس بلافاصله محو شود. جالب اینجاست که بیماران با یکبار تزریق به هدف می‌رسند، اما پزشکان کاسبکار دفعات درمان را به ماه‌های متمادی می‌کشانند.

چنین مساله‌ای موجب شده که برخی بیماران بدون داشتن آگاهی تنها هزینه‌های زیادی را متحمل شوند و سلامتی خود را نیز به خطر بیندازند، چرا که در این روزها همه به فکر زیبایی خود هستند و از طرف دیگر نظارت‌ها آن گونه که باید و شاید انجام نمی‌شود و این چنین می‌شود که شاهد تشکیل پرونده‌های بسیاری هستیم که از پزشکان زیبایی شکایت شده است. حال تصور کنید در چنین شرایطی گردش مالی زیبایی‌سازان حوزه سلامت به چه میزان است! مساله‌ای چالش‌برانگیز که به‌طور قطع تبعات فراوانی را با خود به همراه دارد. با این حال با توجه به بازار داغ عمل‌های زیبایی که این روزها مشتریان پر و پا قرص خود را دارد، باید به این فکر بود که میزان نظارت‌ها افزایش یابد. چون تا زمانی که چنین اتفاقی نیفتد، برخی سودجویان برای دستیابی به سود بیشتر موجب می‌شوند که بیماران بهای بیشتری بپردازند.

این در حالی است که تکرار اعمال جراحی زیبایی به ضرر بیماران تمام شده و مشکلاتی را برای آنها به وجود می‌آورد. از سوی دیگر، فرهنگسازی در این حوزه نیز بسیار کارآمد است و می‌تواند تا حدودی موجب کاهش آمار اعمال جراحی شود. آن چنان که با کمی جست‌وجو در فضای مجازی می‌بینیم که برخی با انجام عمل‌های زیبایی از چهره خود راضی نیستند و با تکرار آن روز به روز از چهره اصلی خود دور می شوند. گرچه زیبایی مساله‌ای حائز اهمیت است، اما با چه روشی؟ به چه قیمتی؟ بنابراین باید متولیان امر چاره‌اندیشی کنند و اجازه ندهند در برخی مطب‌ها داروهایی که بعضا گران‌قیمت هستند و معلوم نیست که سلامتشان مورد تایید است، برای بیماران استفاده شود.

داروفروشی در مطب‌ها ممنوع است

رئیس هیات‌بدوی سازمان نظام پزشکی در این باره می‌گوید: دیده شده که بیماران تحت عنوان جوانسازی پوست هزینه‌های زیادی را پرداخت می‌کنند که بعدا وضعیتشان به همان حالت اول برمی‌گردد. به‌گفته ایرج خسرونیا برخلاف قوانین سازمان نظام پزشکی داروفروشی در مطب‌ها ممنوع است، اما دوباره این داروها در مطب‌ها به فروش می‌رسند. او ادامه می‌دهد: مدتی بود که سازمان نظام پزشکی به جد دنبال این مساله بود و با تعداد زیادی از افرادی که در مطب‌ها داروفروشی می‌کردند، برخورد می‌کرد، اما شاهد هستیم که تعدادی از مراکز به‌عنوان جوانسازی پوست همچنان این کار را انجام می‌دهند.

او با بیان اینکه انجام تزریق‌ برای جوانسازی پوست دائمی نیستند، می‌افزاید: اثرات تزریق برای مدت کوتاهی است. اگر بیماران به‌دنبال این باشند که واریسشان درست ‌شود، باید گفت که با تزریق درست نمی‌شود. خسرونیا اظهار می‌کند: واریس برای مدتی با تزریق سفت می‌شود و دوباره از آن حالت بیرون می‌آید. بنابراین بنده اطمینان می‌دهم که تزریق به پوست برای رفع واریس کار مثمرثمری نیست. به این دلیل که یک رگ را سفت می‌کند و از بین می‌برد، ولی پوست و گوشتی که وجود دارد، به رگ محتاج‌اند و برای اینکه رگ خود را جبران کنند، یک رگ دیگر درست می‌شود که همان تکرار واریس است.

محبوب‌ترین عمل‌های زیبایی در دنیا

براساس گزارش سالانه انجمن بین‌المللی جراحی پلاستیک (ISAPS) که ژوئن ۲۰۱۷(خرداد ۱۳۹۶) منتشر شد، کشورهای آمریکا، برزیل، ژاپن، ایتالیا و مکزیک در رتبه‌های اول تا پنجم عمل‌های جراحی زیبایی تهاجمی و کم‌تهاجمی سال ۲۰۱۶ قرار داشته‌اند که۱/۴۱‌درصد از کل عمل‌های پلاستیک جهان را به خود اختصاص داده بودند. همچنین روسیه، هند، ترکیه، آلمان و فرانسه در رتبه‌های ششم تا دهم و ایران نیز در رتبه بیستم قرار داشتند. پروتز پستان ۸/۱۵ درصد، لیپوساکشن ۱۴ درصد، جراحی پلک ۹/۱۲ درصد، رینوپلاستی ۶/۷ درصد، ابدومینوپلاستی ۴/۷‌ درصد کل جراحی‌های زیبایی جهان را در سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) به خود اختصاص دادند.

گزارش ISAPS در سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) نشان می‌دهد که ۲/۸۶‌درصد از کل عمل‌های جراحی زیبایی در جهان معادل با ۶۵۵/۳۶۲/۲۰ عمل جراحی مربوط به زنان بوده و بیشترین درخواست‌ها مربوط به این پنج مورد بوده است: پروتز پستان، لیپوساکشن، جراحی پلک، ابدومینوپلاستی، ماستوپکسی(لیفت پستان). همچنین۸/۱۳‌درصد معادل با ۲۵۴/۲۶۴/۳ عمل جراحی را نیز مردان به خود اختصاص داده‌اند. پنج عمل جراحی پلاستیک عمده در مردان عبارتند از:جراحی پلک، ژنیکوماستی (بزرگی سینه مردان)، رینوپلاستی (جراحی بینی)، لیپوساکشن. بر اساس آماری که انجمن جراحان پلاستیک آمریکا (ASPS) سال گذشته منتشر کرد، هر دو گروه عمل‌های جراحی تهاجمی و کم‌تهاجمی طی سال‌های اخیر به‌شدت با استقبال مردم مواجه شده‌اند.

تعداد عمل‌های جراحی در آمریکا از سال ۲۰۱۶ (۱۳۹۵) حدود دو‌درصد رشد را نشان می‌دهد. استقبال از روش‌های کم‌تهاجمی نیز در مقایسه با سال ۲۰۰۰ (۱۳۷۹)، ۲۰۰‌درصد افزایش یافته‌است. به‌گفته عبدالجلیل کلانتر هرمزی، عضو هیات ‌مدیره انجمن جراحان پلاستیک ایران جراحی‌های فک و صورت، تزریق‌ها، جراحی‌های لیفت و لیپوساکشن اصلی‌ترین جراحی‌های زیبایی در ایران به شمار می‌روند. در ایران، رینوپلاستی (جراحی بینی) بیشترین میزان عمل‌های جراحی زیبایی را به خود اختصاص داده است. البته آمار دقیق را در این زمینه‌تنها وزارت بهداشت می‌تواند ارائه کند. به گزارش سیناپرس، جراحی پلک (بلفاروپلاستی)، افزایش حجم / پروتز پستان، لیپوساکشن، بوتاکس، تزریق فیلر و ژل در رتبه‌های بعدی جراحی‌های زیبایی تهاجمی و کم‌تهاجمی در بین ایرانیان قرار دارند.

چرایی آمار بالای جراحی زیبایی در ایران

«عمل‌های جراحی زیبایی به‌عنوان یکی از آسیب‌های محرز طی دو دهه اخیر جامعه ما را به شدت تحت تاثیر قرار داده است.این‌گونه عمل‌ها به‌دلیل چرخه مالی که ایجاد می‌کنند،تاکنون پزشکان عمومی بسیاری را به خودشان جذب کرده‌اند که در این حوزه مشغول به کار هستند.»اینها را علیرضا شریفی‌یزدی،جامعه‌شناس به «آرمان» می‌گوید. به‌گفته او فقط زنان پولدار میانسال بالای ۵۰ سال نیستند که به اعمال جراحی روی می‌آورند، بلکه مطالعات نشان می‌دهند جوانانی بیشتر به این مساله تمایل دارند که چندان هم پولدار نیستند. او اظهار می‌کند: چنین تفکر غلطی برآمده از زندگی و چهره لاکچری ویژه نظام سرمایه‌داری است و کشورهای جهان سوم هم قربانی آن هستند.

شریفی‌یزدی اضافه می‌کند: گویا این مساله به ارزش اجتماعی تبدیل شده است. در واقع انگار فردی که این کار را انجام می‌دهد، عملکردش عادی است و فردی که این کار را نمی‌کند، گاهی تحت فشار اجتماعی از جمله مسخره شدن قرار می‌گیرد که حتما این کار را انجام دهد. شریفی‌یزدی عنوان می‌کند: همیشه قشر پولدار در یک دوره به‌دلیل داشتن پول و امکانات اقدامی را زودتر انجام داده و چنین روندی به طبقه متوسط نیز تسری پیدا می‌کند.

او ادامه می‌دهد: از این رو وقتی مساله‌ای به‌صورت اپیدمی در می‌آید، یک آسیب اجتماعی در حوزه روانشناسی و جامعه‌شناسی رخ می‌دهد که باید مورد تحلیل قرار گیرد. این جامعه‌شناس خاطرنشان می‌کند: راه برون‌رفت از چنین رویکردی فرهنگسازی است. از سوی دیگر، باید وزارت ارشاد بر تبلیغات زیاد و پرهزینه‌ای که در این زمینه انجام می‌گیرد، نظارت کند. همچنین وزارت بهداشت و درمان هم باید ناظر نوع و میزان اعمال جراحی باشد تا افراد به هر دلیلی اجازه این کار را نداشته باشند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

فشن شوی سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»


برترین ها: مراسم سالانه جشن موسسه‌ لباس موسوم به «مت گالا»(Met Gala) با حضور مشهورترین چهره‌ های دنیای مد و هنر در موزه هنر متروپلیتن شهر نیویورک برگزار شد. اگر چه این مراسم به پایان رسید اما تاثیرات آن روی طراحان مد و فشن همچنان ادامه دارد.

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

آنتونی روبیو، طراح لباس مشهور، از لباس هایی که ستاره در مراسم مت گالا به تن داشتند الهام گرفت و لباس هایی را برای سگ ها طراحی و در شویی به نمایش گذاشت.

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

آنتونی می گوید: «من به حیوانات علاقه زیادی دارم و برای حقوق آنها ارزش قائلم. من صدای آنهایی هستم که قادر به سخن گفتن نیستند. من ۲ سال است که اسپانسر سگ ها شده و لباس پوشیدن را به آنها آموزش داده ام. آنها نیز از این کار با خوشحالی استقبال می کنند و زمانی که من می خواهم لباسی به تن شان کنم، به روی دو پا در مقابل من آرام می ایستند. آنها حتی سرشان را بالا می گیرند تا لباس هایشان را دور گردن شان گره بزنم و روی سرشان کلاه بگذارم.»

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

بلیک لایولی و استلا مکسول ۲ ستاره ای هستند که آنتونی از لباس هایشان در مراسم مت گالا الهام گرفت. او در مورد طراحی لباس سگ ها می گوید: «طراحی هر لباس ۳ تا ۵ روز زمان برد. من برای طراحی نهایی، که شامل طراحی کلاه ست شده با لباس بود، در کل یک هفته زمان گذاشتم. طراحی لباس، رنگ های بکار رفته در آن و تزیینات هر کدام زمان زیادی از من گرفت.»

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

کلاه این سگ، که نام او کیمباست، از مدل کلاه ریحانا الهام گرفته است.

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

کیمبا در این لباس منجوق دوزی شده، به آرامی ایستاده است. آنتونی می گوید: «این سگ ها در شوهای زیادی شرکت کرده اند که یکی از مهمترین هایشان هفته مد نیویورک بوده است.»

آنتونی می گوید: «ژست هایی که کیمبا در مقابل دوربین می گیرد، فوق العاده است. من در طراحی و دوخت این لباس ها بسیار صبور بودم. تمام تلاشم را کردم تا همه چیز به بهترین شکل ممکن آماده شود. مثلا از بهترین و گران ترین پارچه ها و تزیییات استفاده کردم. تمام کارهای دوخت این لباس ها نیز با دست انجام شد. من ایده های زیادی در سر داشتم که انتخاب چند نمونه از میان آنها، واقعا برایم سخت بود.»

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

این لباس نیز الهامی از لباس بلیک لایوی از برند ورساچه است.

فشن شو سگ‌ها با الهام از مراسم «مت گالا»

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

ازدواج دختران بدون اجازه پدر ممکن است؟


نگاهی به طرح ازدواج دختران بدون اذن پدر در مجلس

روزنامه سازندگی – نفیسه زارع کهن: هفته قبل حمیده زرآبادی نماینده مجلس خبر داد که طرحی برای ازدواج دختران بدون نیاز به اذن پدر آماده شده است تا در صورتی که دختر یا ۲۸ ساله باشد، یا دارای مدرک کارشناسی ارشد باشد با سابقه ۵ سال بیمه و اشتغال بتواند بدون نیاز به اجازه پدر ازدواج کند. در ابتدای مطرح شدن این مسأله اگرچه فعالان حقوق زن و کارشناسان و … از آن استقبال کردند و این امر را راهی مقابل پای دختران جوان دانستند اما در ادامه با بررسی و بازخوانی شروط مطرح شده، آن را غیرکارشناسی خواندند. ضمن اینکه برخی از صاحب نظران عرصه حقوق این طرح را بدون توجیه دانستند و عنوان کردند که اذن پدر در قانون بیشتر جنبه حمایتی دارد و هدف دیگری را دنبال نمی کند.

ازدواج دختران بدون اجازه پدر ممکن است؟

این گونه بود که پروانه سلحشوری رئیس فراکسیون زنان مجلس در پاسخ به این طرح گفت که این طرح اصلا در کمیسیون زنان مطرح نشده است و در ارائه آن نباید عجول بود. او تاکید داشت بهتر بود قبل از پخته تر شدن آن را مطرح نمی کردند. اما نگاه جامعه شناسان به این طرح به گونه ای دیگر بود. بسیاری از آنان آن را غیرکارشناسی خواندند و این گونه بود که شریفی یزدی گفت:

«هر طرح و قانونی که به ساحت اجتماعی توجه نکند، محکوم به شکست است. اینکه یک خانم ۲۸ ساله در کلان شهر تهران با داشتن مدرک فوق لیسانس به طور معمول بخواهد همسری را برگزیند، طبیعتا خانواده اش مخالفتی نخواهند داشت، زیرا اولا به او اجازه داده اند تا فوق لیسانس پیش برود و دوم اینکه به لحاظ سنی هم به سن مناسبی رسیده است، اما همین شرایط را به یاسوج، زابل، چابهار، جاسک و … ببرید، امکانپذیر نخواهد بود.» به گفته او ازدواج در ایران تنها بین دو نفر نیست ، بلکه بین دو خانواده است و با این تفاسیر اگر این طرح عملی شود آن دختر و پسر مقبول خانواده همسر قرار نخواهند گرفت و از پشتیبانی های خانواده های شان محروم خواهند شد. شریفی یزدی با بیان اینکه کسی که این طرح را داده است، فرهنگ ایران را نمی شناسد، به ایلنا گفت:

«به نظرم آنهایی که این طرح را داده اند، تازه از سفر اروپا بازگشته اند و فرهنگ و بستر جامعه ایرانی را خیلی نمی شناسند. ما نیاز به قانون جديد نداریم زیرا این قانون در حال حاضر وجود دارد. نه برای دختران دارای ۲۸ سال سن و دارای مدرک فوق لیسانس که برای دختر ۱۸ ساله هم وجود دارد.» به اعتقاد این جامعه شناس در کشوری که مشکلات اقتصادی، خشونت خانگی علیه زنان و مسائل فردی و اجتماعی به کرات وجود دارد موقعیت مناسبی برای ارائه طرح های فانتزی وجود ندارد.

طراح از طرحش دفاع کرد

این واکنش ها کافی بود تا حمیده زرآبادی که بنا بر اخبار و روایات فشار زیادی را بعد از مطرح کردن این طرح متحمل شده است به دفاع از آن بپردازد و توضیحاتی را ارائه کند. به این ترتیب بود که او در توجیه آن با بیان این نکته که طرح ازدواج دختران کارشناسی شده است گفت: «مخالفان می گویند این کار شرعی نیست. در حالی که در فقه گفته شده دختری که رشیده باشد، برای ازدواج نیازی به اذن پدر ندارد. در واقع این مساله در فقه ما وجود دارد و ما مساله ای خلاف فقه و شرع را مطرح نکرده ایم. اما موضوع اینجاست که قانون مدنی نسبت به این موضوع سکوت دارد و تلاش ما این است که خلاء قانونی را برطرف کنیم.

در قانون حرفی از این زده نشده که رشیده بودن زنان شامل چه سنی می شود که بر اساس آن بتوانند در صورت مخالفت پدر خودشان برای ازدواج شان تصمیم بگیرند. در واقع در پاسخ به این مخالفان باید بگوییم نه تنها کاری خلاف فقه صورت نگرفته بلکه این طرح کاملا در راستای قانونی سازی فقه است.» به باور زرآبادی درست است که ۱۸ سالگی قابلیت انجام امور اداری و قانونی را به اشخاص می دهد اما چقدر در عرف ما یک دختر ۱۸ ساله دارای بلوغ کامل عاطفی، فکری و استقلال مالی محسوب می شود؟

ما ۲۸ سالگی را به این دلیل انتخاب کرده ایم که اولا ۸۵ درصد ازدواج دخترها بین ۱۹ تا ۲۹ سال انجام می شود و ضمن اینکه ۲۸ سالگی آستانه ورود به سن تجرد قطعی است و می خواستیم کسی که خواهان ازدواج است به دلیل مخالفت پدر، به سن تجرد بیشتر نرسد. در عین حال، فکر می کنیم ۲۸ سالگی عددی باشد که اشخاص از نظر عرفی، رشیده محسوب می شوند و توانایی تشخیص درست از نادرست و در عین حال توانایی تصمیم گیری برای زندگی شان را دارند.»

او در جواب منتقدان که این طرح را موجب به خطر افتادن بنیان خانواده خوانده اند گفت که: «اینکه کار به دادگاه بکشد بیشتر بنیان خانواده را به خطر می اندازد یا اینکه دختری این اجازه را داشته باشد که خودش تصمیم بگیرد و بدون درگیری های قانونی، خانواده اش را مجاب کند که با تصمیم او موافقت کنند؟ بسیاری از آسیب های اجتماعی می تواند از همین مورد نشات بگیرد که نگاه خانواده ها به دختران اینطور است که توانایی تصمیم گیری برای زندگی شان را ندارند در حالی که اگر چنین قوانینی را داشته باشیم، اتفاقا به تحکیم روابط اعضای خانواده کمک می کنیم.»

ازدواج دختران بدون اجازه پدر ممکن است؟

سخن قانون چیست؟

اما قانون در این باره چه می گوید. آن طور که در ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی که به بررسی اجازه ازدواج دختر، ضرورت و عدم ضرورت آن می پردازد آمده است: «نکاح دختر باکره اگر چه به سن بلوغ رسیده باشد موقوف به اجازه پدر یا جد پدری اوست و هرگاه پدر یا جد پدری بدون علت موجه از دادن اجازه مضایقه کند اجازه او ساقط و در این صورت دختر می تواند با معرفی کامل مردی که می خواهد با او ازدواج نماید و شرایط نکاح و مهری که بین آنها قرار داده شده پس از اخذ اجازه از دادگاه مدنی خاص به دفتر ازدواج مراجعه و نسبت به ثبت ازدواج اقدام نماید.»

همان طور که از ظاهر ماده مشخص است این ماده و مواد بعد از آن به تشریح ضرورت اجازه پدر برای ازدواج دختر، شرایط و ویژگی ها و اقسام آن می پردازد. طبق این ماده «اجازه» پدر صرفا برای ازدواج دختر «باکره» ضروری است و نکاح و عقد ازدواج چنین دختری، موقوف و منوط به اجازه پدر یا جد پدری وی است. در غير این صورت دختر برای ازدواج و عقد نکاح و طی مراحل قانونی آن، نیازی به اجازه پدر یا جد پدری ندارد. از محتوای این ماده و کلیت مسأله مورد اشاره درباب قید باکره بودن دختر، چنین برداشت میشود که اگر به هر دلیلی دختر در شرف ازدواج، باکره نباشد، لزوم اجازه پدر برای عقد ازدواج وی ساقط می گردد.

چه این باکره نبودن بنا به دلایل مشروع باشد یا به دلایل نامشروع. رأی دیوان عالی کشور نیز این مسأله را چنین تشریح و تأیید می کند: رأی وحدت رویه شماره ۱۲۶- مورخ ۳۱/۲/۱۳۶۳ هیأت عمومی دیوان عالی کشور: با توجه به نظر اکثر فقها و به ویژه نظر مبارک حضرت امام مدظله العالی در حاشیه عروه الوثقی و همچنین با عنایت به ملاک صدر ماده ۱۰۴۳ قانون مدنی عقد دوم از نظر این هیأت صحیح و ولایت پدر نسبت به چنین عقدی ساقط است و مشروعیت دخول قبل از عقد شرط صحت عقد و با شرط سقوط ولایت پدر نیست و دخول مطلقا (مشروع باشد یا غير مشروع) سبب سقوط ولايت پدر می باشد.»

و این همان ماده ای است که مخالفان طرح ازدواج دختران بدون اذن پدر از آن به عنوان ماده ای قانونی و کافی برای ازدواج دختران یاد می کنند. ماده ای که در آن به این نکته که اگر دختری فرزند طلاق بود یا جد بزرگ نداشت، یا پدری با او سر لج افتاد و دختر نخواست حرمت پدر را بشکند اشاره ای نشده است و زرآبادی به همین بخش ها برای توجیه طرحش به مجلس اشاره می کند.

هر چند او در جواب اینکه چرا ۲۸ سال سن و ۵ سال بیمه و کارشناسی ارشد پاسخ روشنی نمی دهد و تنها می گوید: «باید قبول کنیم که کسی که دوره کارشناسی ارشد را گذرانده باشد یعنی نسبت به تحصیل جدیت دارد و به نوعی بلوغ اجتماعی و استقلال فکری رسیده است.»

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عادت‌هایی که باید تا قبل از ۳۰ سالگی ترک کنید


وب سایت روزیاتو – مریم اسدی: با رسیدن به سن ۳۰ سالگی باید نگاهی به زندگی خودتان بیندازید و چیزهایی که نیاز به تغییر دارند را پیدا کنید تا زندگی موفق تر و سالم تری داشته باشید. از جمله عادت هایی که باید در این سن ترک کنید موارد زیر هستند.

عادت هایی که باید تا قبل از 30 سالگی ترک کنید

زندگی کردن برای آخر هفته

برای ترک این عادت برای غروب های روزهای هفته برنامه های سازنده بریزید. هر روز بیرون از محل کار و با دوستان تان یک سرگرمی داشته باشید. اگر بعد از کار برای خودتان برنامه داشته باشید زندگی لذت بخش تر می شود.

پیروی از مدهای زودگذر

لباس هایی که زود از مد می افتند نخرید چون بعد از چند بار مصرف مجبور می شوید آن ها را دور بریزید. بنابراین لباس هایی بخرید که بتوانید از آن ها زیاد استفاده کنید حتی اگر قیمت بالایی داشته باشند.

سیگار کشیدن

کسانی که سیگار می کشند بیشتر از دیگران در خطر ابتلا به بیماری های قلبی و سرطان هستند. به علاوه تنفس بد، پیری پوست و هدر دادن پول نیز از عوارض کوتاه مدت این عادت بد است.

چسبیدن به دوستی هایی که تمام شده است

با رسیدن به ۳۰ سالگی دایره دوستان تان کم و کمتر می شوند. چون وقت آزاد کمتری دارند و به کار و زندگی مشغول می شود. دیگر در این سن نگران دوستانی که زندگی خودشان را می کنند و شما را نادیده می گیرند نباشید و وقت تان را برای دوستی های ارزشمند صرف کنید.

کم خوابی

این عادت بد را کنار بگذارید و زود به رختخواب بروید.

ورزش نکردن

همانطور که ورزشکاران می گویند برای رسیدن به اندام خوب باید حداقل هفته ای ۳ بار ورزش کرد.

نخواستن چیزی که در رابطه مستحقش هستید

در رابطه به دنبال چیزهایی باشید که مستحقش هستید. از چسبیدن به کسی که هیچ علاقه ای به شما ندارد دست بردارید.

انجام کارهایی که فکر می کنید باید انجام شود

هیچوقت در جشن ها و میهمانی هایی که فکر می کنید باید بروید شرکت نکنید. زندگی کوتاه تر از آن است که بخواهید کارهایی که دوست ندارید انجام دهید.

در اولویت قرار دادن سلامت جسم بر سلامت ذهن

ورزش و رژیم باید به شما حس خوب بدهد نه حس گناه. وقتی فعالیت های جسمی روی ذهن تاثیر منفی بگذارد پس تعادل در زندگی برقرار نیست.

رژیم ناسالم

باید سالم و درست غذا خوردن دائمی باشد. اما زیاد هم نگران دو کیلو اضافه وزن در تعطیلات نباشید چون خیلی راحت با ورزش آن را کم می کنید. آن چه که مهم است این است که روزانه حداقل ۵ وعده میوه و سبزیجات بخورید.

وقت گذراندن با کسانی که به شما حس بی ارزشی می دهند

دوستانی که به شما حس بی ارزشی می دهند را رها کنید. چرا انرژی که می توانید با کسانی که دوستتان دارند صرف کنید برای کسانی که هیچ علاقه ای به شما ندارند هدر دهید؟ با کسانی دوست باشید که شما را همانطور که هستید دوست دارند.

کنسل کردن برنامه در لحظه آخر

باید به عنوان یک دوست قابل اعتماد باشید. آدم ها هر چه بزرگ تر می شوند برای وقت خود از قبل برنامه ریزی می کنند بنابراین هیچ بهانه ای برای کنسل کردن برنامه در لحظه آخر قابل قبول نیست.

بی پول شدن در آخر ماه

اکنون زمانش رسیده که مراقب نحوه پول خرج کردن خود باشید تا آخر ماه با حساب خالی مواجه نشوید.

فرار از بحث و گفتگوهای سخت

جوان ترها معمولا بحث های سخت بیشتر دارند اما هر چه سن بالاتر می رود بیشتر به این بحث ها نیاز پیدا می کنید. این کار سخت را انجام دهید و بار سنگینی که به دوشتان هست را بردارید.

کم خوردن آب

خیلی ها عادت بدی که دارند روزانه یک لیوان آب می خورند به علاوه چند لیوان چای به خصوص در محل کار. با وجود این که می دانند بدن شان به آب نیاز دارد ولی زحمت خوردن یک لیوان به خودشان نمی دهند. این کار برای پوست، کلیه ها و سلامت کلی بدن مضر است پس راه حل این است که هر روز یک بطری آب سر میز کار داشته باشید.

مراقبت نکردن از دندان ها

دو بار در روز مسواک بزنید، نخ دندان استفاده کنید و دائم به دندانپزشک مراجعه کنید. یک دست دندان بیشتر ندارید پس باید مراقب آن ها باشید.

استفاده نکردن از ضد آفتاب

استفاده از ضد آفتاب چه در تابستان و چه در زمستان برای سلامت پوست لازم است.

دائم نگران نظر دیگران بودن

با این نگرانی ها تنها کاری که می کنید هدر دادن انرژی است.

نداشتن یک برنامه طولانی مدت

در ۳۰ سالگی باید بدانید که از زندگی چه می خواهید و باید بدانید که چه زمانی تصمیم دارید ازدواج کنید، بچه دار شوید، یا شغلتان را عوض کنید.

نگه داشتن قرارها و جلسات مهم در ذهن

برای فراموش نکردن قرارهای مهم آن ها را در تقویم بنویسید. این کار به کاهش استرس کمک می کند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

شکست خوردگان بالفطره


وقتی احساس می‌کنید در زندگی همیشه شکست خورده و بازنده اید، به صدای ذهن تان شک کنید

هفته نامه همشهری جوان – سعید بی نیاز: «لوزر» اصطلاحی است که شما دهه هفتادی ها زیاد آن را به کار می برید. معمولا وقتی خودتان را در دسته لوزرها قرار می دهید از شکست خوردن در زندگی می گویید. در برابر آدم هایی را تصویر می کنید که به گمان تان موفق هستند یا لااقل ویترین صفحه اینستاگرام شان این را می گوید.

شکست خوردگان بالفطره

شاید وقتی در این باره از کسی که خودش را بازنده می داند بپرسی، با قاطعیت تجربه هایی که نام شان را شکست گذاشته، لیست می کند و می گوید معلوم است که شکست خورده ام. اگر شما از این دسته اید یا دوروبرتان آدم هایی از این دسته دارید، حتما این مطلب را بخوانید. عملیات شناسایی احساس شکست را انجام می دهیم.

شکست؛ انواع و اقسام

همیشه شکست خوردن به شکل اعتماد به نفس پایین یا نالیدن از شکست در زندگی خودش را نشان نمی دهد. بعضی وقت ها دقیقا برعکس است. این لیست سه گونه معمول و متفاوت شکست را نشان می دهد:

کاری نمی کنم چون می ترسم شکست بخورم

اجتناب کردن از هر مسئولیتی کمی بالاتر از مسئولیت فعلی، یکی از نشانه های احساس شکست است. این دسته از آدم ها هیچ وقت وارد بازی توانایی نمی شوند. برای همین هم هیچ وقت احساس توانایی نمی کنند. آدم هایی که با وجود پیشنهاد یک کار بهتر تا آخر عمرشان پایین ترین رده شغلی یک مجموعه را دارند، ممکن است از این دسته باشند.

اعتماد به نفس بالایی دارم چون شکست خورده ام

آدم هایی که زیادی لاف می زنند، هر مسئولیت سختی را که هیچ تخصصی در آن ندارند، می پذیرند و به آب و آتش می زنند تا آدم ها توانایی شان را تشویق کنند هم ممکن است احساس شکست کنند. آنها می خواهند با این اعتماد به نفس کاذب احساس دردناک شکست را بپوشانند اما چون آخر ماجرا یا لاف شان لو می رود یا در مسئولیت زیاده از حدی که پذیرفته اند گند می زنند، باز هم احساس شکست می کنند.

اعتماد به نفس ندارم چون شکست خورده ام

رایج ترین گونه از احساس شکست اعتماد به نفس پایین است. ممکن است این دسته دست به کارهایی بزنند اما از قبل پیش بینی می کنند که شکست می خورند. آنها بخش هایی از وجودشان را که در آن توانایی کمتری وجود دارد، بیش از حد پررنگ و دستاوردهای زندگی شان را کوچک می کنند. آنها به هر تجربه تمرینی هم معنای شکست می دهند، مثلا برای به دست آوردن یک مهارت قطعا ما آزمون و خطا می کنیم اما برای یک شکست خورده این آزمون و خطا به معنی شکست است.

احساس شکست از کجا می آید؟

وقتی از کسی که باور دارد شکست خورده است، بپرسی چرا این احساس را داری، معمولا تجربه های اخیرش از شکست را می گوید اما ماجرا خیلی قدیمی تر از این حرف هاست. نیاز به تایید توانایی، یکی از نیازهای اساسی روانی ماست که اگر به هر دلیلی در کودکی برآورده نشود، ممکن است ما در بزرگسالی احساس شکست کنیم. این نیاز به دلایل جور واجوری ممکن است در ماد برآورده نشود. معمول ترین دلایل اینها هستند.

شکست خوردگان بالفطره

والدین انتقادگر

وقتی پدر و مادر ما بیش از حد از ما انتقاد کنند، هیچ کدام از توانایی ها و موفقیت های مان را نبینند و مدام تجربه های شکست را به ما یادآوری کنند، احساس شکست در ما شکل می گیرد. ما تجربه های کودکی را با بازخوردهایی که افراد خیلی مهم زندگی مان به آن می دهند، معنا می دهیم. ممکن است در یک خانواده گل بازی کردن بچه پنج ساله در باغچه یک توانایی به حساب بیاید و در خانواده دیگر یک گند بالا آوردن، البته همه خانواده ها از بچه های شان انتقاد می کنند اما اگر این انتقادگری سبک تربیتی والدین باشد، بچه احساس شکست خواهد کرد و در بزرگسالی هم احساس شکست را با خود خواهد داشت.

والدین بیش از حد حمایتگر

آنها فرزندان شان را از تجربه مسئولیت محروم می کنند. هر بچه ای که مسئولیت های متناسب با سنش را تجربه کند، احساس توانایی می کند.

برای بچه پنج ساله می تواند بردن ظرف کوچک میوه از آشپزخانه به پذیرایی، برای بچه هشت ساله انجام تکلیف درسی و برای بچه پانزده ساله انجام دادن بخشی از خرید روزانه این مسئولیت متناسب با سن باشد. پدر و مادر حمایتگر همه این کارها را خودشان انجام می دهند و یک کودک بزرگ نشده را در بزرگسالی به حال خود رها می کنند.

والدین موفق

گاهی والدین بیش از حد موفق بدون آن که بخواهند باعث احساس شکست در کودکان می شوند. بچه به محض این که عقل رس شد و توانست آدم ها را با هم مقایسه کند، در می یابد که فاصله بسیار زیادی با والدینش دارد. او حس می کند هیچ وقت نمی تواند به آن بالایی که والدینش در آن قرار دارند برسد پس احساس شکست می کند.

ضعف جسمی در کودکی

متاسفانه در فرهنگ و آموزش و پرورش سنتی، کودکانی که از نظر جسمی ضعیف تر از دیگرانند ممکن است مسخره شوند، مورد قلدری بچه های زورمندتر قرار بگیرند یا در معرض تجربه هایی قرار بگیرند که هم سن و سال های شان می توانند انجام شان بدهند اما خودشان نه. ضعف جسمی یا بیماری مزمن هم می تواند احساس شکست را در بچه ها پرورش دهد.

مقایسه شدن با دیگران

مهلک ترین سمی که می تواند ذره ذره اعتماد به نفس کودکان را از بین ببرد مقایسه است. مقایسه دائم با بچه های مردم، با بچه های فامیل، با بچه های مدرسه یا با بچه های محله یا حتی با خواهرها و برادرها می تواند تخم احساس شکست را در ذهن بچه ها بکارد.

اگر نوع هوش بچه در مدرسه دیده نشود؛ مثلا هوش موسیقایی یا تصویری یا بدنی اش برای مدرسه اهمیتی نداشته باشد، به غلط به عنوان ته کلاسی دسته بندی می شود و با بچه درسخوان مقایسه می شود.

ته تغاری بودن

گاهی ترتیب تولد می تواند روی احساس شکست تاثیر بگذارد. معمولا بچه های آخر ممکن است به خاطر مقایسه واقعی یا ذهنی خودشان با بچه های بزرگ تر در تله احساس شکست بیفتند. البته ممکن است آنها به خاطر اثبات توانایی اعتماد به نفس کاذب هم داشته باشند. ممکن هم هست که هیچ کدام از این اتفاق ها در ذهن بچه های آخر نیفتد. به سبک تربیتی والدین، رفتار بچه های بزرگ تر و فاصله سنتی با بچه های قبلی هم ارتباط دارد.

یک تصویر از احساس شکست

پاندا در «پاندای کونگفوکار» یک نمونه پربیننده از یک موجود بی اعتماد به نفس است. البته او آخرش او بر این احساس غلبه می کند و همان طور که از نام فیلم بر می آید، می شود یک کونگفوکار حرفه ای. شاید برای همین هم بچه ها این قدر این انیمیشن را دوست دارند.

شکست خوردگان بالفطره

پرسشنامه شکست

(منبع: پرسشنامه کتاب «زندگی خود را دوباره بیافرینید» جفری یانگ)

۱٫ احساس می کنم که موفقیت های دیگران در زمینه های مختلف از من بیشتر است و آنها لایق این موفقیت ها هستند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۲٫ به محض این که به آستانه موفقیت می رسم، احساس شکست می کنم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۳٫ بیشتر افراد هم سن و سال من در کارشان موفق تر از من هستند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۴٫ آدم ناموفقی بودم و هستم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۵٫ احساس می کنم مثل بقیه باهوش نیستم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۶٫ به دلیل شکست هایم در محیط کار احساس حقارت می کنم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۷٫ در حضور دیگران احساس خجالت می کنم چون خودم را بر اساس دستاوردهایم قضاوت می کنم.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۸٫ اغلب دیگران مرا با کفایت تر از آنچه هستم می پندارند.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۹٫ احساس می کنم هیچ استعداد به دردبخوری ندارم که در زندگیم واقعا گره از کارهایم بگشاید.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

۱۰٫ کار فعلی ام پایین تر از حد توانایی های من است.

کاملا غلط (۱) تقریبا غلط (۲) بیشتر درست است تا غلط (۳) اندکی درست (۴) تقریبا درست (۵) کاملا درست (۶)

شکست خوردگان بالفطره

نتیجه پرسشنامه

نمره هایی را که گرفته اید، با هم جمع بزنید و ببینید در کدام دسته هستید.

۱۰-۱۹

شما احساس شکست نمی کنید. اعتماد به نفس تان خوب است. آفرین.

۲۹-۲۰

ممکن است رگه هایی از احساس شکست داشته باشید اما چندان مهم نیست.

۳۹-۳۰

در جنبه هایی از زندگی احساس شکست می کنید و در جنبه هایی نه.

۴۹-۴۰

حتما احساس شکست دارید و نسبتا شدید.

۶۰-۵۰

شدیدا احساس شکست می کنید. حتما از یک متخصص هم کمک بگیرید.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

جنجال‌های ترانه، مهناز و باران در حوزه زنان


روزنامه هفت‌صبح – فرید عطارزاده: تحرک چهره های مشهور در فضای مجازی به یک داستان طول و دراز بدل شده است. زنان و مردان بازیگر و ورزشکار و اهل موسیقی که بنا بر احساس مسئولیت خود نسبت به جامعه، در تلاش برای ارائه پرتره ای مردم پسند از دلمشغولی های خود مدام در فضای مجازی به اظهار نظر مشغولند. شمشیری دولبه! حالا منتقدانی دارند که به آنها اعتراض می کنند که چرا در هر مسئله ای وارد می شوید و اظهار نظر می کنید و از آن‌سو همان منتقدان آن پست هایی که باب طبعشان است را با شور و هیجان باز نشر می کنند.

در نگاهی بدبینانه این حضور در فضای مجازی شاید تسکین دهنده وجدان این چهره ها در قبال دریافت دستمزدهای کلان و نه چندان پرزحمت آن هم در یکی از سخت ترین دوران اقتصادی کشور باشد. اما هر چه هست نمی شود از تاثیر این جملات و پست های کوتاه چشم پوشی کرد. پایگاه اجتماعی آنان این اجازه را می دهد که دیدگاه های شان در میلیون ها مخاطب رسوخ کند و گاه حتی به یک موج بدل شود. این یک ظرفیت است و بسته به نوع استفاده مخاطب می تواند متفاوت باشد.

جنجال های ترانه، مهناز و باران در حوزه زنان

در این حوزه سه بازیگر زن سینمای ایران پا را از محدوده های خطر و خطوط قرمز آن سوتر گذاشته اند و فارغ البال و با صراحت دیدگاه های خود را منتشر می کنند. دیدگاه هایی که مدام با آرای بخش هایی از اجتماع و حاکمیت برخورد می کند. مثل موج هایی که بر ساحل می کوبند. آرای این سه زن جدا از ناپختگی های احتمالی و شتابزدگی و احساساتی گری شان، می تواند نشانه هایی از تکاپوی مدرنیته در نفس کشیدن جامعه ایرانی امروز لحاظ شود. چرا که آنان مدام بر مسائلی تاکید می کنند که در جامعه ایرانی و در نظام ایران الزاما پذیرفته نیستند. مسائلی مثل حقوق اجتماعی زنان، حق انتخاب پوشش، آزادی های سیاسی و اجتماعی و حق استفاده آزاد از شبکه های اجتماعی.

مخالفان این سه زن اما بر یک وجه پارادوکسیکال پای می فشارند. این که این سه زن خودشان از شفافیت لازم و ایده آل در یک دنیای مدرن بی بهره اند. این که مثلا دستمزدهای شان را خودخواسته پنهان می کنند و یا این که با درآمدهای مشکوک سروکار دارند. این که کسب و کار مثلا همسرشان مشخص نیست و این که مسائل اقتصادی هم مثل مسائل اجتماعی نیازمند نسیم مدرنیته است. هر چه هست ما این سه نفر را داریم که سعی می کنند به شکلی جدی تر در شبکه های اجتماعی حاضر باشند و پرترهای متعهدتر نسبت به دیگر همتایان خود ارائه دهند.

ترانه علیدوستی

هر اتفاقی که در حوزه زنان بیفتد باید منتظر باشیم تا ترانه علیدوستی ۳۴ ساله به عنوان یکی از اولین نفرات وارد عمل شود. او یک توئیت باز حرفه ای است و از قدیمی ها! به همین دلیل تمرکز خود را بر این شبکه گذاشته و با لحنی صریح به همه اتفاقات پیرامون خود واکنش نشان می دهد. ورزش زنان را با وسواس پیگیری می کند و هر اتفاقی در این حوزه را مانند یک خبرنگار و رسانه پوشش می دهد. او همچنین از طرفداران سفت و سخت ورود زنان به ورزشگاه است و مصاحبه ویدئویی او با شهیندخت ملاوردی نشان داد که توانایی هایش در این زمینه کم نیست.

جنجال های ترانه، مهناز و باران در حوزه زنان

ترانه علیدوستی اما از سیاست هم غافل نیست. همین چند روز پیش بود در نامه ای که از سوی عده ای از هنرمندان به موگرینی فرستاده شده، پای آن را امضا کرد و خواستار حفظ برجام شد. او همانطور که به برخی سیاست ها و سیاستمداران ایرانی انتقادهای سفت و سختی دارد، به همان نسبت نیز به ترامپ و سیاست های او نیز اعتراض دارد. با هر صحبت ضد ایرانی ترامپ، ترانه علیدوستی در قامت یک ایرانی تمام عیار ظاهر می شود و تندترین واکنش را نشان می دهد.

همین موضع گیری های او سبب شده تا برخی کاربران مخالف نظام نیز جزو منتقدان او در بیایند و به او حمله کنند. البته نباید از حس طنز او نیز به راحتی گذشت. در یکی از موارد یکی از منتقدان او و مهناز افشار، با عکسی فتوشاپی تلاش کرده بود تا آنها را به سخره بگیرد. ترانه علیدوستی هم با طیب خاطر این عکس را باز نشر کرده و گفته بود: «باز مو خوشگل ها رو دادید به مهناز؟!»


مهناز افشار

پیگیری های او در حوزه های اجتماعی کاملا قابل رویت است و تلاش می کند تا جایی که ممکن است از سیاست به دور باشد. فرزندان بد سرپرست، زنان سرپرست خانوار و پیگیری دغدغه های افراد دارای معلولیت جزو فعالیت های پر رنگ او در فضای مجازی به شمار می رود. اتفاق های دلخراش برای کودکان او را به شدت متاثر می کند و در پست های مختلف تلاش می کند توجه افکار عمومی را به کودکان و ایجاد قوانین سختگیرانه تر جلب کند. ورزش زنان را نیز در کنار اینها فراموش نمی کند و حتی به استادیوم می رود و عکس شان را منتشر می کند تا تنها نباشند.

جنجال های ترانه، مهناز و باران در حوزه زنان

مهناز افشار البته به جز توئیتر، در اینستاگرام نیز فعالیت های متنوعی دارد و از این رو جنس کارهایش در فضای مجازی با ترانه علیدوستی متفاوت است. او این روزها با یک پروژه جدید خبرساز شده و حمایت ویژه از آن می کند. کمپین «خانم گزارشگر» که در آن برخی کاربران و روزنامه نگاران ورزشی در تلاش هستند تا مسئولان را مجاب کنند که زنان نیز به گزارش مسابقات فوتبال بپردازند. علاقه مندان زن، گزارش های خود را فرستاده اند و او نیز بخشی از آنها را انتشار می دهد. او در این زمینه گفته بود: «در روزگاری که زنان حتی در بالاترین سطح فوتبال و بسکتبال مردان جهان داوری می کنند، زنان ما در عرصه ورزش از کمترین حضور بهره می برند. خانم گزارشگر ایده بسیار خوبیه که زنان رو به عرصه گزارشگری وارد کنیم.»

این ایده اما مثل بسیاری از ایده های جديد. فعلا با واکنش های مختلفی روبرو شده و مشخص نیست سرنوشت این ماجرا به کجا می رود. او هم البته در توئیتر با ترانه علیدوستی مراوده دارد و در پاسخ به او که در مورد عکس منشوری گفته بود چرا مو خوشگل ها را دادید به مهناز نوشته بود: «باز خوبه تو عکس خالکوبی نداریم وگرنه همه منشوری می شدیم.»


باران کوثری

باران کوثری با وجود آنکه از این دو بازیگر کوچکتر است و ۳۲ سال سن دارد اما همواره کنش های سیاسی را در اولویت خود قرار داده و البته خودش هم تلاش می کند در فیلم هایی با مضامین سیاسی و اجتماعی بازی کند. او تا حالا هیچ صفحه رسمی در اینستاگرام و توئیتر نداشته اما صفحه منتسب به او در اینستاگرام تا همین چند روز پیش، فعالیت های تند و تیزی داشت.

جنجال های ترانه، مهناز و باران در حوزه زنان

هیچ کس اما نمی داند چرا صفحه اینستاگرام منتسب به او از هفته پیش ناگهان فعالیت خود را متوقف کرده است. آن هم باران کوثری که اصولا عادت ندارد هیچ صحبتی را بدون پاسخ بگذارد. او حنی رائفی پور را هم از واکنش های خود در امان نمی گذارد. همین چند وقت پیش بود که رائفی پور کنایه هایی به مهدوی کیا و کریم باقری به خاطر حضور در تبليغ ها زده بود. در میان انتقادها و واکنش ها ناگهان باران کوثری از راه رسید و نوشت: «درک اینکه امثال مهدوی کیا و باقری با تبلیغ کالای ایرانی با توجه به کلی پیشنهاد خارجی یا با تاسیس آکادمی کیا برای پرورش فوتبالیست های با استعداد ایرانی، چه خدمت بزرگی به کشورشون می کنند؛

خیلی کار دشواری است! اگر بنا به مصرف کالای داخلی و رونق تولید داخلی هست کاش این خوشمزگی ها رو نکنین. مهدوی کیا و باقری سال هاست که برای مردم اثبات شدن. بذار مهدوی کیا دوغش رو تبلیغ کنه و شما هم … هر کس به کار خویش …» یا پس از اکران فیلم «من عصبانی نیستم» در یکی از صحبت های صریح خود گفت: «فکر می کنم ترسناک ترین چیز این است که من یا ما روزی در مقابل مردم قرار بگیریم یا در فیلم هایی بازی کنیم که کاملا سفارشی و ضد مردم هستند. باز هم می گویم واقعا ترسناک است که در مقابل مردم قرار بگیریم زیرا هیچ قدرتی به اندازه مردم تاثیرگذار نیست. نمی دانم تا چه حد می توانیم درباره سانسور تعیین کننده باشیم و تاثیر بگذاریم.»

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مقایسه وضعیت هتل‌های ایران با سایر کشور‌ها


ماهنامه پیشه و تجارت – نسرین نیکنام: در بررسی های آماری صورت گرفته در سال های اخیر یکی از دلایلی که بسیاری از ایرانیان از آن به عنوان دلیل نرفتن به هتل یاد می کنند قیمت بالا و پایین بودن کیفیت خدمات این مراکز اقامتی است، موضوعی که سال هاست مردم می گویند و مسوولان و متولیان سازمان میراث فرهنگی به عنوان متولی مدیریت بخش گردشگری کشور آن را به صورت مختلف توجیه می کنند.

 

این عزیزان حتی در مواقعی هم اعلام کرده اند که شرایط در هتل های سایر کشورها نیز به همین شکل است و هتل های ایرانی چیزی کمتر از هتل های کشورهای دیگر ندارند. اما از آنجا که طبق استانداردهای بین المللی یکی از مهم ترین شاخص های توسعه گردشگری تعداد و پراکندگی مناسب هتل های پنج ستاره در مناطق مختلف کشورهای مقصد است. از این رو وجود این هتل ها می تواند تاثیر مهمی بر جایگاه کشورهای در رده بندی مقصدهای مسافران بازی کند.

 

با وجود این، صنعت گردشگری ایران در بخش های مختلف با استانداردهای سازمان جهانی گردشگری (UNWTO) فاصله زیادی دارد. در این میان، هتل داری یکی از اصلی ترین مولفه های گردشگری به شمار می رود که براساس شواهد و تحلیل کارشناسان این صنعت در ایران با چالش های جدی رو به رو است. بسیار از گله مندی و نارضایتی دوستان و آشنایان طی سفرهای داخلی و اقامت در هتل های ایران شنیده ایم. کیفیت نامناسب خدمات، نبود بهداشت، گرانی اتاق ها، کیفیت پایین وعده های غذایی و برخورد نامناسب برخی کارکنان هتل، نمونه هایی از نارضایتی مشتریان پس از استفاده از هتل ها است. کارشناسان گردشگری معتقدند که گرانی زمین، نبود سرمایه گذاری، دخالت دولت در نرخ گذاری هتل ها، نحوه ارائه خدمات، نبود نیروی انسانی متخصص و توزیع نامناسب روزهای تعطیل در سال از مهم ترین موانع موجود در سر راه صنعت هتل داری در ایران محسوب می شود.

 

5 ستاره 

هتل داریوش کیش

 

فناوری اطلاعات و تربیت نیروی انسانی متخصص دو اهرم اصلی

چندی پیش علی رحیم پور، عضو هیات علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی گردشگری در گفت و گویی، فناوری اطلاعات و تربیت نیروی انسانی متخصص را پایه های اصلی هتل داری دانست و گفت: «اگر از تازه ترین دستاوردهای علمی و پژوهشی این صنعت در دنیا استفاده کنیم، در ردیف هتل داران  موفق قرار خواهیم گرفت. تربیت نیروهای متخصص، مدیریت در ارائه خدمات و حوزه های مالی از دیگر مولفه های اصلی هتل داری است که ایران در این بخش نیز با چالش های عمده ای رو به رو است.» متاسفانه در دهه های گذشته به مقوله آموزش نیروی انسانی متخصص در صنعت هتل داری و گردشگری توجه نشد، در حالی که پیش از اینها مدرسه هتل داری در ایران وجود داشت و بسیاری از هتل های بین المللی صاحب نشان های تجاری در کشور فعالیت می کردند و خدمات ارائه شده در آنها مطابق با استانداردهای بین المللی بود.

جای خالی هتل های سبز

 

در حالی که بسیاری از کارشناسان وضعیت هتل های ایرانی را مناسب می دانند و ایرادهای جزیی را به صنعت هتل داری وارد می دانند اما ابراهیم احمدی کارشناس هتل داری معتقد است که هتل های ایران، در پنج بخش تاسیسات، تجهیزات، کیفیت سرویس، تربیت یا مدیریت منابع انسانی، بهداشت و سلامت دارای مشکلاتی هستند که تنها الگوبرداری از صنعت هتل داری سایر کشورهای مسلمان مانند مالزی می تواند به رشد این صنعت در کشور کمک کند از سوی دیگر صنعت گردشگری در کشورهای پیشرفته به سمت ساخت هتل های سبز سوق یافته است.

 

هتل های سبز در راستای توسعه پایدار و گردشگری سبز به مشتریان خود خدمات ارائه می کنند. تولید زباله تا کمترین میزان، استفاده حداقلی از مواد شوینده، استفاده از انرژی های تجدیدپذیر در هتل و ارائه غذاهای ارگانیک از جمله ویژگی های این هتل ها به شمار می رود.

 

در دنیا هتلی استاندارد تلقی می شود که بر پایداری گردشگری و توسعه پایدار ساخته شده باشد. نکته بعدی که در بحث توسعه صنعت هتل داری نباید نادیده گرفته شود، توزیع نامناسب تعطیلات و هزینه های جانبی بالا، توزیع نامناسب هتل ها در استان ها و قیمت بالای نرخ اتاق ها است، کارشناسان در این باره می گویند در برخی نقاط کشور هتل بیش از اندازه ساخته شده است، در حالی که در برخی شهرها کمبود هتل به خوبی مشاهده می شود. از طرف دیگر وضعیت نامناسب معیشتی مردم در برابر گرانی هتل ها باعث کاهش استقبال مردم شده است.

 

در این میان، نمی توان کیفیت پایین خدمات و هزینه بالای هتل ها مانند مالیات، عوارض و هزینه های جانبی را نادیده انگاشت. باید در نظر داشت هتل داری ایران میان سایر کشورها در ردیف گران ترین ها قرار دارد. قیمت نجومی زمین، نرخ بالای تسهیلات و همچنین افزایش روز به روز هزینه هایی مانند آب، برق و مالیات باعث شده ضریب اشغال هتل های ایران به ۵۰ درصد برسد.

 

زهرا طاهری کارشناس حوزه گردشگری هم معتقد است که توسعه صنعت هتل داری در ایران نیاز به برنامه ریزی و هدف گذاری دارد و در نخستین اقدام در این مرحله دارا بودن برنامه ای جامعه لازم و ضروری است. سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری باید بداند به چه تعداد هتل نیاز است. همچنین، برای جاذبه های گردشگری برنامه ریزی کند. پس از این هدف گذاری ها و رسیدن به ثبات نسبی، بخش خصوصی باید وارد میدان شود و سرمایه گذاری های لازم صورت گیرد. مصائب صنعت هتل داری در کشور در کنار وجود جاذبه های گردشگری فراوان در ایران، لزوم توجه بیشتر به این صنعت را برقرار می سازد. از طرفی درآمدزایی و ارزآوری صنعت گردشگری که در زمره صنایع سبز دنیا تلقی می شود، نشان می دهد که دولت ها بیش از پیش باید به درددل صاحبان و سرمایه گذاران این صنعت گوش فرادهند و درصدد رفع چالش ها و مشکلات این حوزه باشند.

 

5 ستاره 

 

هتل های ما بد نیستند

جمشید حمزه زاده، رییس جامعه هتل داران کشور: استانداردی که هتل های ایرانی از آن پیروی می کنند مطابق استانداردهای جهانی است البته این را هم بدانید که استاندارد هتل های هر کشوری مطابق با استانداردهای همان کشور است، بنابراین نمی توان گفت که هتل های ایران نسبت به هتل های کشورهای دیگر وضعیت بدتر یا بهتری دارند. بسیاری از خدماتی که در هتل های کشورهای دیگر الزامی است را ما در هتل های ایران نداریم.

اگر به آمریکا و اروپا بروید ممکن است هتل های پنج ستاره ای را ببینید که خدمات خوبی ندارند یا هتل چهار ستاره ای را ببینید که خدمات عالی دارد. وقتی حرف از استاندارد می شود، یعنی حداقل خدمات. بنابراین هر هتلی باید حداقل خدمات را داشته باشد و مدیران حداکثر خدمات را تا هر اندازه که بخواهند می توانند بالا ببرند. به همین علت، مفهوم استاندارد در دنیا نسبی است. از طرف دیگر مسافر باید بداند که به هتل چندستاره می رود. منتها این الزام نیست که حتما باید ستاره ها را در سردر نصب کنند. البته این که ستاره ها نصب شوند، خودش به تنهایی یک نوع تبلیغ است. معمولا هتل داران در خارج از کشور ستاره ها را در معرض دید نمی گذارند اما به هر حال مسافر هنگام اقامت و پرداخت وجه متوجه می شود آن هتل چه درجه ای دارد.

در برخی از کشورها استاندارد هتل ها را طبقه بندی کرده اند مانند ترکیه که استانداردهای داخلی و بین المللی دارد. یعنی گاهی تورهای گردشگری اعلام می کنند که اقامت مسافران در هتل های پنج ستاره است اما زمانی که مسافر می رود می بیند در اندازه هتل چهار ستاره هم نبود، در صورتی که طبق استانداردهای داخلی ترکیه، این هتل ۵ ستاره است. شاید اگر هتل های ایران را نیز با هتل های خوب کشورهای دیگر مقایسه کنیم از آنها عقب باشند اما اگر با هتل های بد آنها مقایسه شود، بسیار هم جایگاه خوبی داشته باشند. بنابراین بخشی از استانداردهای هر کشوری مربوط به قوانین داخلی خودش است. این را هم بدانید که اعطای ستاره به هتل ها هم در کشورها مانند هم نیستند. ستاره به هتل ها نیز تابع شرایط و قوانین آن کشور است. منتها هتل های خوب کشورهای دیگر از تعداد هتل های خوب ایران بیشتر است.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

عشق و هیجان با هم چه فرقی دارند؟


وبسایت روزیاتو: «عشق» یکی از بهترین احساساتی است که بشر می‌تواند در زندگی خود تجربه کند. با عشق می‌توان هر ناممکنی را ممکن کرد و تقریبا همه تلاش بشر در زندگی به عشق ختم می‌شود. حتی سیاست‌مدارها و اشخاص نظامی که تصور می‌شود باید کمترین احساسات را داشته باشند نیز در مقابل عشق و عاطفه به زانو می‌نشینند و هیچ انسانی را گریز از آن نیست. اما این حس عمیق و ستودنی گاهی با هیجانات کوتاه مدت اشتباه گرفته می‌شود. وقتی شما فردی را برای نخستین بار می‌بینید و با یا بدون دلیل خاصی قلبتان برایش می‌تپد و تمایل دارید هر لحظه در کنارتان باشد و مدام با حرف‌هایش و حس‌های زیبایش غرق در لذتتان کند، شاید تصور کنید که عاشق شده‌اید.

عشق و هیجان با هم فرق دارند؛ لطفا عاشق باشید

اما این امکان نیز وجود دارد که گرفتار هیجان شده باشید که دوام چندانی ندارد و پس از مدت زمان کوتاهی حباب علاقه‌تان خواهد ترکید و دست آخر، بدون چشیدن مزه واقعی «عشق» از شریک عاطفی خود جدا خواهید شد. این را باید بدانید که انسان‌ها در نخستین ملاقات‌های خود با کسی که احساس می‌کنند بسیار دوستش دارند، به‌شدت تحت‌تاثیر تفکرات احساسی و رمانتیک هستند و نمی‌توانند بسیاری از واقعیت‌ها را آن‌طور که باید ببینند. اما بدون شک هیچ‌کدام از ما دوست نداریم تا هیجانات مقطعی داشته باشیم و اغلب بدنبال یافتن عشق‌های پایدار و لذت‌های ماندگار هستیم. بنابراین، برای آغاز کردن یک رابطه سالم احساسی لازم است هیجان را از عشق بشناسید و بتوانید این دو احساس را از هم تمیز دهید.

به‌‎طور مثال، اگر شخص موردعلاقه شما در همان ابتدای آشنایی با توجهات بسیار زیاد و هدایای مختلف شگفت‌زده‌تان می‌کند، خیلی خوشحال نباشید زیرا این افراد عموما قصد دارند این توهم را در ذهنتان ایجاد کنند که شما مناسب‌ترین جفت را برای عاشقی کردن یافته‌اید و بهتر از او دیگر در جهان وجود ندارد. اما پس از اینکه حسابی احساسات شما را درگیر خود می‌کنند، چهره دیگری از خود را نمایان کرده و شما می‌مانید و تجربه‌های سخت و دشوار. این روشی است که اغلب خودشیفته‌ها برای تحت‌کنترل داشتن شریک عاطفی خود انجام می‌دهند زیرا به این طریق، فرد مقابل برای جلب توجه عشق خود (همان فردِ خودشیفته) دست‌به‌هر کاری می‌زند تا همان انسان مهربان و دوست‌داشتنی که در ابتدای رابطه دیده بود را دوباره بدست بیاورد.

عشق به معنای احترام گذاشتن به حریم شخصی طرف مقابل است

همیشه در دسترس بودن و حضور دایمی در ابتدای رابطه می‌تواند نشانه هیجان باشد. البته خیلی مجذوب شدن لزوما نشانه این نیست که طرف مقابل انسان سواستفاده‌گر یا محدودکننده‌ای خواهد بود. اما نشانه‌ی چندان خوبی هم بشمار نمی‌‍رود و باید با احتیاط بیشتری با او مواجه شد. «روبرت والراند»، روانشناس و نویسنده کتاب «روانشناسی هیجان: مدل دوگانه» در این رابطه گفته: هیجانات شدید و امیال قوی بیشتر از اینکه برای یک رابطه مفید باشد، تهدید محسوب می‌شود. وقتی فردی عاشق شما باشد، به شما اطمینان دارد. فرد عاشق همیشه دوست دارد که معشوقش خودِ واقعی‌اش باشد و برای تغییر دادن او کاری نمی‌کند.

عشق و هیجان با هم فرق دارند؛ لطفا عاشق باشید

همچنین عاشق برای خوشحالی معشوق از هیچ تلاشی فروگذار نخواهد کرد که مهم‌ترینش حفظ حریم شخصی و باقی گذاشتن مقداری فاصله است تا فرد تنهایی و فردیت خود را نیز به موازات عشقش داشته باشد. اما در مقابل، فردی که از روی هیجان و نه عشق عمیق در رابطه با شماست، بسیار حسود و تملک‌گرا خواهد بود. این افراد عموما درکی از این موضوع ندارند که طرف مقابل آنها یک انسان بالغ است و حق انتخاب و قدرت تشخیص دارد. از این‌رو، فرصت استقلال به شریک عاطفی خود نمی‌دهند و به‌هیچ عنوان هم دوست ندارند بدون اطلاع آنها عشقشان با فرد دیگری کوچک‌ترین ارتباطی داشته باشد. انسان‌های هیجان‌زده همیشه حس ناامنی دارند و دلواپس این هستند که معشوقشان آنها را دوست نداشته باشد یا سراغ فردی دیگری برود.

این افراد به‌شدت تدافعی و کنترل‌گر هستند و اغلب مواقع رنجیده‌خاطر و ناخشنود به‌نظر می‌رسند. به همین دلایل است که زنانی که با مردان هیجان‌زده و مشتاق در ارتباط هستند، اغلب از رابطه ناخوشایند خود شکایت دارند. باید بدانید که اگر در ابتدای یک رابطه عاطفی هیجان‌زده هستید و حس پروانه‌ای دارید، کاملا نرمال است زیرا فردی را یافته‌اید که احساسات بسیار خوب و انرژی‌های مثبتی به قلبتان جاری می‌کند. اما اگر پس از چندین ماه همچنان توان تمرکز روی کار خود را نداشتید و دوستان و خانواده خود را نادیده می‌گرفتید تا همه وقت خود را صرف شریک عاطفی‌تان کنید، باید این هشدار را بدهیم که در یک رابطه کاملا ناسالم قرار دارید.

«جاناتان مارشال»، روانشناس و کارشناس رابطه در این رابطه گفته: هر وقت کسی عاشق می‌شود طبیعی است که برای مدتی همه زندگی و حواس خود را روی معشوق و رابطه جدیدش بگذارد. اما اگر این توجه و اشتیاق به‌گونه‌ای باشد که فرد را از دیگران جدا کرده و از اجتماع، دوستان و خانواده گریزان کند، بدون شک او در مسیر نادرست گام برمی‌دارد و این رابطه ناسالم در زمانی نه‌چندان دور چهره زشت و ناخوشایند خود را به شما نشان خواهد داد. او همچنین اعتقاد دارد وقتی شما همه زندگی و حواس و توجه خود را به یک فرد واحد در زندگی معطوف می‌کنید و برای خاطر او حتی از خانواده و دوستان دور می‌شوید، باید بدانید که یک جای کار می‌لنگد.

درست است که عشق نوعی جنون خفیف با خود به‌همراه دارد و به‌واسطه آن همه فعالیت‌های معشوق برای عاشق لذت‌بخش، زیبا و جذاب خواهد بود اما اگر این اشتیاق و اینگونه احساسات زیاد از حد باشد، تعادل زندگی افراد را به مخاطره خواهد انداخت و نشانه‌ی واضحی از یک رابطه ناسالم و مسموم است. شما نمی‌توانید معشوق را همچون خدا روی زمین بدانید و او را بپرستید. اینها نشانه هیجان‌زدگی‌های مقطعی است و امکان دارد پس از مدتی فروکش کند. شدت احساسات عاطفی زنگ هشداری برای هر دو طرف خواهد بود و بنابراین، تصور نکنید اگر نمی‌توانید یک لحظه را بدون عشقتان و خبر گرفتن از او سر کنید، پس خیلی عاشق هستید. درست برعکس، اینها نشانه هیجان و رابطه ناسالم و مقطعی است.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خانواده‌های اروپایی چقدر پس انداز می‌کنند؟


روزنامه هفت صبح – علی هادی زاده: از سرمایه گذاری گرفته تا پس انداز به تازگی اتحادیه اروپا آماری از نحوه پس انداز، سرمایه گذاری و میزان بدهی و میزان ثروت به درآمد منتشر کرده است؛ آماری که تقریبا نشان می دهد خانوارها در هر کشور اروپایی چه وضعیتی دارند و پول خود را بیشتر صرف چه کاری می کنند.

ما گشتی در این آمارها زدیم تا ببینیم مردم در کدام کشور اروپایی مثل ما رفتار کرده و بیشتر به مواردی مثل سرمایه گذاری و ثروت اندوزی علاقه مند هستند تا پس انداز کردن پول در این بین با آمارهای جالبی روبرو شدیم که نشان می داد. خانوارها در بسیاری از کشورهای اروپایی آنچنان که فکر می کنیم زندگی راحتی نداشته و بسیاری از آنها تا حد زیادی زیر بار قسط و قرض زندگی می کنند.

خانواده های اروپایی چقدر پس انداز می کنند؟

خانواده های اروپایی چقدر پس انداز می کنند؟

به صورت متوسط خانواده های اروپایی حدود ۱۱ درصد درآمدشان را پس انداز می کنند. این مسئله در کشورهای منطقه اروپا که واحد پول شان یورو است به حدود ۱۳ درصد می رسد. تا پایان سال ۲۰۱۶ لوکزامبورگی ها ۲۰٫۸ درصد درآمد خود را پس انداز کرده اند و در رده نخست قرار دارند و پس از آنها سوئدی ها با ۱۸٫۸ درصد و آلمانی ها با ۱۸٫۲ درصد قرار دارند. وقتی نمودار را ادامه دهیم اولین کشوری که پس اندازی زیر میانگین کشورهای اروپایی دارد، مجارستان است. بعد از آن هم با اسم های معروفی مثل اسپانیا، فنلاند، پرتغال، انگلستان روبرو می شویم. خانواده های انگلستان به عنوان یکی از قدرتمندترین کشورهای اروپا تنها پنج درصد از درآمدشان را پس انداز می کنند.

از سوی دیگر قبرسی ها با پس انداز منفی پنج درصد کمترین پس انداز را در بین کشورهای اروپایی داشته اند و پس از آنها مردم لیتوانی با منفی چهاردهم درصد و مردم لتونی با دو درصد قرار دارند. در این میان میانگین پس انداز خانوارهای کشور ترکیه هم مشاهده می شود، کشوری که در مقام مقایسه شباهت زیادی با ما دارند و اکنون نرخ پس انداز مردم در آن حدود ۱۴ درصد است.نرخ پس انداز خانوارها به عنوان پس انداز ناخالص خانوارها، تقسیم بر درآمد ناخالص قابل تصرف آنها تعریف می شود. پس انداز زمانی افزایش پیدا می کند که درآمد ناخالص قابل تصرف با سرعت بیشتری از مخارج مصرفی نهایی افزایش پیدا کند.

خانواده های اروپایی چقدر از درآمد خود را سرمایه گذاری می کنند؟

در زمینه سرمایه گذاری با داستان کاملا متفاوتی روبرو هستیم. هر چند کشورهایی که بیشترین پس انداز را دارند. در بالای جدول دیده می شوند ولی هستند کشورهایی که از لحاظ پس انداز خیلی حرفی برای گفتن ندارند ولی سرمایه گذاری های خوبی هستند. در حقیقت می توان گفت خانوارها در این کشورها به جای پس انداز کمی آینده نگرتر بوده و دوست دارند ثروت خود را با سرمایه گذاری افزایش دهد. البته اروپایی ها هم مثل ایرانی ها به خانه اهمیت زیادی داده و بیشترین حجم از سرمایه گذاری خود را روی این زمینه انجام می دهد. یعنی یا خانه می خرند یا آن را بازسازی می کنند. این امر باعث شده تا از نظر سرمایه گذاری خانوارها، بیشترین سهم مربوط به خرید یا بازسازی خانه باشد.

اگر نگاهی به آمارها بیندازیم، متوجه می شویم که مردم دو کشور نروژ و ترکیه اهمیت زیادی به سرمایه گذاری می دهند. نروژی ها حدود ۱۲٫۲ درصد درآمد خود را سرمایه گذاری کرده و ترکیه ای ها حدود ۱۲ درصد پول خود را صرف این کار می کنند. بعد از آن به هلند و لوکزامبورگ می رسیم که به ترتیب با ۱۱ و ۱۰٫۵ درصد در مقام های سوم و چهارم سرمایه گذاری قرار می گیرند. خارج از این کشورهای آینده نگر اگر نگاهی به میانگین نرخ سرمایه گذاری بین همه کشورهای اروپایی بیندازیم متوجه می شویم که اروپایی ها خیلی ریسک پذیر نبوده و بیشتر از آن که نه سرمایه گذاری علاقه داشته باشند. به پس انداز کردن علاقه دارند چرا که میانگین پس انداز ۲۸ کشور اروپا عدد ۱۱ درصد را نشان داده و میانگین نرخ سرمایه گذاری عددی حدود ۷٫۸ درصد را به نمایش می گذارد.

البته در اینجا هم کشورهایی که واحد پول شان یورو است کمی بیشتر سرمایه گذاری کرده و نرخ ۸٫۵ درصد را ثبت کرده اند. نکته جالب این نمودار اینجاست؛ با این که قبرسی ها از نظر پس انداز منفی هستند ولی از لحاظ سرمایه گذاری با نرخی کمی کمتر از میانگین اروپا و حدود ۷٫۷ درصد در اواسط جدول ایستاده اند. پایین تر از قبرس و میانگین اروپا هم شاهد حضور کشورهایی مثل انگلیس، لهستان، سوئد، اسپانیا، پرتغال هستیم. در حقیقت ذیل از لیتوانی با کمتری نرخ سرمایه گذاری بین کشورهای اروپایی یعنی ۴٫۳ درصد، پرتغال قرار گرفته است که نرخ سرمایه گذاری آن حدود ۴٫۳ درصد است. در این میان دو کشور مرفه اروپایی یعنی سوئد و سوئیس نیز در نیمه پایینی جدول قرار دارند که خود نکته قابل توجهی است.

خانواده های اروپایی چقدر پس انداز می کنند؟

میزان بدهی به درآمد خانواده های اروپایی چقدر است؟

به صورت میانگین میزان درآمد به بدهی اروپایی ها حدود ۹۳ درصد است. یعنی اگر کل بدهی ها را یک طرف گذاشته و درآمد یک سال یک خانوار اروپایی را هم یک طرف بگذاریم، به صورت میانگین حدود هفت درصد پول برای اروپایی ها باقی خواهد ماند. البته این حال کلی ماجراست. قبل از هر چیز به سراغ خانوارهایی که بیشترین بدهی به درآمد را دارند می رویم. رتبه یک این ماجرا با حدود ۲۵۰ درصد به دانمارکی ها می رسد.

یعنی یک خانوار دانمارکی باید حدود دو سال و نیم کار کند تا تمام بدهی هایش را تسویه کند. بعد از آن کشور هلند قرار گرفته است که میزان بدهی به درآمد آن حدود ۲۱۰ درصد است. در رتبه های بعدی نیز قبرس، نروژ، ایسلند و سوئیس قرار گرفته اند که نرخ حدود ۱۷۰ تا ۲۰۰ درصد بدهی به درآمد را ثبت کرده اند. بعد از این کشورها که به شدت زیر بار قرض رفته اند، تعداد معدودی کشور مثل بلژیک، اسپانیا، پرتغال و فنلاند وجود دارند که عدد صددرصد را به عنوان برج بدهی خود ثبت کرده اند.

یعنی همان پر به پر خودمان. البته این تصور برای شما ایجاد نشود که خانوارهای این کشورها در وضع بدی زندگی می کنند بلکه در قسمت بعدی خواهیم گفت که میزان ثروت این خانوارها به درآمدشان چقدر است و شما متوجه خواهید شد که صاف کردن بدهی برای بسیاری از خانوارها کاری ندارد. بعد از کشورهایی با بیشترین بدهی خانوار به سراغ بالای جدول می رویم.یعنی کشورهایی که میزان بدهی به درآمدشان بسیار پایین است.در این قسمت شاهد یک اتفاق جالب هستیم. دو کشور بلغارستان و ترکیه با حدود ۲۵ درصد میزان بدهی به درآمد در بالای جدول هستند. به دنبال آنها نیز کشورهای کمتر معروفی مثل لیتوانی مجارستان، اسلوونی و غیره قرار دارند.

میزان ثروت به درآمد خانوارهای اروپایی چقدر است؟

برای بسیاری از مردم واژه ثروت مفهوم مبهمی دارد. در علم اقتصاد ثروت اینگونه تعریف می شود: مجموعه کلیه دارایی های مشهود و نامشهود شخص یا موسسه ای با کسر همه بدهی ها از آن. به صورت خلاصه نرخ ثروت به درآمد یعنی دارو و ندار شما در یک سال به نسبت مجموع درآمد شما در یک سال. این نسبت با توجه به سودی که به دست می آید به صورت معمول حدود دو برابر درآمد است.اگر به نمودار میانگین نرخ ثروت به درآمد اروپا نگاهی بیندازیم متوجه می شویم که ثروت اروپایی ها در یکسال حدود ۲۵۰ درصد درآمد است.

در این بین میزان ثروت بعضی خانوارها سر به فلک گذاشته و در بعضی کشورها شاهد کمتر بودن میزان ثروت به درآمد هستیم. مثلا در بلژیک میزان ثروت به درآمد حدود ۴۵۰ درصد است. خانوارهای هلند هم بالای ۴۰۰ درصد ثروت دارند. بعد از آن نیز نوبت به سوئد و انگلیس با حدود ۳۵۰ درصد می رسد. در اینجا متوجه می شویم که چرا انگلیسی ها در زمینه پس انداز چندان قوی عمل نمی کنند چرا که بیشتر به سراغ سرمایه گذاری رفته و به ثروت اهمیت بیشتری می دهند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید: