۳ قانون مهم برای ترکیب رنگ لباس آقایان


برترین ها – ترجمه از پردیس بختیاری: اگر چه ست کردن رنگ های لباس می تواند ذهن تان را درگیر کند اما آنقدرها هم که فکرش را می کنید، سخت نیست. مهمترین چیزی که شما در انتخاب رنگ لباس باید به خاطر بسپارید در ۳ قانون خلاصه می شود که در ادامه به آنها اشاره می کنیم.

آیا شده تا به حال به کمد لباس هایتان نگاهی بیاندازید و با وجود لباس های بی شمار با خودتان بگویید: «من هیچ لباسی برای پوشیدن ندارم»؟ اگر پاسخ شما مثبت است، شانس با شماست، زیرا ما اینجاییم تا با معرفی ۳ قانون کلی، این مشکل شما را در لباس پوشیدن  برطرف کنیم. مهم نیست که چه سن یا چه فرم بدنی دارید، این قوانین برای تک تک شما صدق می کند.

قانون ۱: روی رنگ های خنثی تمرکز کنید

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
تمام رنگ های خنثی را در نظر بگیرید و آنها را مانند برش هایی از یک پیتزا به دور هم بچینید.

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
رنگ های خنثی شامل: 

• مشکی
• سفید
• خاکستری
• سرمه ای، آبی آسمانی
• قهوه ای و خاکی
• زیتونی

اینها رنگ هایی هستند که با اکثر رنگ های دیگر به سادگی ست می شوند. بنابراین اگر رنگ اصلی لباس هایتان را از میان رنگ های خنثی انتخاب کنید، خیلی ساده تر می توانید رنگ های دیگر را به آن بیافزایید. به همین دلیل کارشناسان پیشنهاد می کنند که قسمت بیشتر کمدتان را با لباس هایی به رنگ خنثی پر کنید. اگر بتوانید میان رنگ های خنثی و رنگ های غیر خنثی لباس تعادل برقرار سازید، می توانید با اطمینان خاطر به سراغ قانون دیگر بروید.

قانون ۲: کمی رنگ های روشن بیافزایید

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
این قانون نیاز به کمی تجربه و خلاقیت دارد اما اگر در این کار خبره نیستید، نگران نباشید زیرا با کمی تمرین یاد خواهید گرفت. پیتزایی که از رنگ های خنثی ساخته بودید را به یاد آورید. اگر روی آن را با سبزیجات سبز رنگ یا کمی گوجه فرنگی قرمز رنگ تزیین کنیم، زیباتر نخواهد شد؟ 

آنچه در هر مرحله باید بدان توجه کنید، تعادل است. پس از افراط در هر کاری بپرهیزید. برای اضافه کردن رنگ های غیر خنثی به رنگ های خنثی لباس خود کافی ست که یک یا دو رنگ روشن را انتخاب کنید و کمی از آن را به ظاهر خود بیافزایید، اما دقت کنید تا دیگر رنگ ها را تحت تاثیر قرار ندهد.

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
به عنوان مثال، یک دستمال جیبی زرد یا صورتی به زیبایی با کت و شلوار زغالی ست می شود. البته اگر این رنگ ها را در کنار رنگ های خنثی دیگری چون سفید، آبی آسمانی، آبی تیره و… قرار دهید نیز به همنشینی زیبای آنها کنار هم پی خواهید برد. این ترکیب بندی در مورد رنگ های دیگری چون قرمز یا طلایی نیز صادق است.

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
آنچه در بالا بدان اشاره کردیم، در مورد لباس هایی بود که به تن می کنید، اما زمانی که صحبت از رنگ کفش می شود، باید احتیاط بیشتری به خرج دهید. اگر چه کفش مشکی عاقلانه ترین رنگی ست که می توانید برای کفش هایتان انتخاب کنید اما تونالیته های قهوه ای نیز در کنار رنگ های خنثی لباس تان انتخاب مناسبی خواهد بود. 

قانون ۳: رنگ پوست صورت تان را در اولویت قرار ندهید

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
معمولا آقایان زمانی که می خواهند لباسی را انتخاب کنند، مدام به رنگ پوست شان می اندیشند: «آیا این رنگ لباس به پوستم می آید؟» کارشناسان توصیه می کنند اگر چه رنگ پوست بدن در انتخاب رنگ لباس بی تاثیر نیست اما نباید آن را در اولویت قرار داد، یا به بیان دیگر زیاد نگران رنگ پوست تان نباشید. این موضوع در مراحل بعدی اهمیت پیدا می کند که مانع بزرگی بر سر راه انتخاب رنگ لباس تان نخواهد بود. در واقع رنگ پوست بدن می تواند تنها حدود ۱۰% از تصمیم های شما را تحت شعاع قرار دهد، پس خودتان را درگیر آن نکنید.

۳ قانون برای ترکیب رنگ لباس آقایان
در کل، برای لباس پوشیدن قانون درست و غلطی وجود ندارد. قوانین گفته شده نیز به صورت کلی هستند اما شما می توانید گاهی با توجه به علاقمندی و سلیقه تان به آن تنوع دهید.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

اشتباهات آرایشی که شما را پیر و زشت می‌کنند




آرایش صورت توانایی عوض کردن کل استایل شما را دارد، اما یک حرکت اشتباه در زدن کرم پودر، کانسیلر یا رژگونه کافی است تا تمام زحماتتان به هدر رفته و پیرتر از سنی که هستید نشان داده شوید. برای مثال، فونداسیون پودری می تواند روی چین چروک ها و خطوط خنده ی صورت بنشیند و آن ها را بولدتر نشان دهد. خب پس چه کار باید بکنیم؟

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

زمان گفت‌وگو بین اعضای خانواده ایرانی، زیر ۳۰ دقیقه


روزنامه همشهری: تلفن همراه دختر نوجوان صدا می‌دهد. او که روی تخت لم داده به سمت میز می‌جهد. روی صفحه نمایش کلمه «شام» حک شده است. انتظار داشت همکلاسی‌اش حالش را پرسیده باشد ولی مادر است؛ به جای اینکه صدایش کند برایش پیامک فرستاده است. حدود نیم‌ساعت بعد به آشپزخانه می‌رود. شامی که با پیامک مادر از آماده بودنش مطلع شده بود حالا از دهان افتاده است.

پدرش روی کاناپه کانال‌های تلویزیون را بالا و پایین می‌کند. شامش را در ماکروفر گرم می‌کند و لابه‌لای صدای گوینده خبر می‌خورد. بشقابش را نشسته داخل سینک می‌گذارد و بی‌هیچ تشکری دوباره از همان راه که آمده به اتاقش برمی‌گردد. موبایل را لای کتابش گذاشته و طوری روبه‌روی در ورودی اتاق نشسته که معلوم نباشد به‌جای درس خواندن، در کانال‌های تلگرام می‌چرخد. ۲ ساعت باقیمانده تا وقت خوابش را بی‌هیچ گفت‌وگویی سپری می‌کند تا فردا صبح که سوار سرویس شود و به همکلاسی‌اش بگوید «سلام». در بسیاری از خانه‌های ایرانی اعضای خانواده می‌توانند جملاتی را که در خانه میان‌شان ردوبدل می‌شود بشمارند.

با من حرف بزن

تعداد این جملات آن‌قدر کم است که به گفته مشاور وزیر کشور به آنها می‌توان گفت «خانواده تفردی». فریبا نظری میرغضنفری درباره این نوع خانواده‌ها می‌گوید: «براساس یک پژوهش، زمان گفت‌وگو بین اعضای خانواده‌ ایرانی سرجمع به زیر ۳۰دقیقه رسیده است و نوع جدیدی از خانواده به نام خانواده تفردی به وجود آمده که هراس‌آور است».

تلگرام مقصر نیست

سمیرا یزدانی‌نژاد- روانپزشک- می‌گوید: «برای گفت‌وگو در خانواده نمی‌توان مدت زمان مشخصی درنظر گرفت؛ چراکه میزان، زمانی است که اعضا با هم «معاشرت مؤثر» می‌کنند. برآورد ۳۰ دقیقه معنادار نیست؛ گاهی خانواده‌ها در روز ۴ ساعت با هم به جر‌وبحث می‌پردازند، جنگ قدرت دارند یا حرفشان درباره دیگران است. چنین زمان‌سنجی‌ای درباره مولفه گفت‌وگو در خانواده چندان اهمیتی ندارد. تجربه بالینی نشان می‌دهد که خانواده‌های ایرانی بسیار کم با هم گفت‌و‌گو می‌کنند، چون الفبای گفت‌و‌گو را یاد نگرفته‌اند».

برای داشتن یک گفت‌و‌گو نیاز به مهارت‌ داریم. وقتی افراد نمی‌دانند چطور به دیگری گوش فرا‌ دهند یا ابراز احساسات کنند و از خواسته‌های خود حرف بزنند هیچ تعامل مثبت و سازنده‌ای بین آنها شکل نمی‌گیرد. اگر چه عواملی همچون استرس‌های مالی و ساعات کاری زیاد و خستگی یا حتی حضور طولانی‌مدت در فضای مجازی و… می‌تواند بر کاهش زمان گفت‌وگو بین اعضای خانواده تأثیر بگذارد اما می‌توان نگاه دیگری نیز به این داستان داشت و آن اینکه وقتی گفتمان و تعامل سالم و تأثیرگذاری بین اعضای خانواده، خصوصا زن و شوهر صورت نمی‌گیرد و فضای خانه مملو از خشم، تهدید، ترس‌، نقد و بهانه‌جویی است افراد برای دوری از این جو پرالتهاب و ناشاد به اعتیاد به‌کار و فضای مجازی و… پناه می‌برند.

اگر حرفی ندارید بازی کنید

آنچه درباره گفتمان در خانواده مهم است کیفیت گفت‌وگو‌است. این مقوله چنان اهمیتی دارد که سال گذشته سازمان جهانی بهداشت با شعار «بیا حرف بزنیم» به‌دنبال مبارزه با افسردگی بود. نخستین جایی که در آن «حرف‌زدن» به همراه دلبستگی شکل می‌گیرد محیط خانواده است. نینا سلامت‌بخش- روانپزشک- درباره تجربه کاری خود با زوج‌های بی‌گفت‌و‌گو می‌گوید: «در زوج‌درمانی مهم‌ترین مهارتی که به افراد آموزش داده می‌شود، گفت‌وگوست. آنها یاد می‌گیرند با بیان احساسات خود، مذاکره موفقی داشته باشند و با گذران خوب زمان، برای هم خاطره‌سازی‌ کنند. زوج‌هایی که پس از چند سال این مهارت را از دست می‌دهند معمولا به سمت طلاق عاطفی و طلاق قطعی پیش می‌روند. در صورت وجود گفت‌وگو ارتباط زوج عمیق‌تر شده و دلبستگی بین آنها بیشتر می‌شود و ریسک طلاق کاهش می‌یابد».

بچه‌ها را دریابید

نوجوان‌ها در دوره بلوغ به‌دلیل شکل‌گیری هویتشان، چندان تمایلی به گفت‌وگو با والدین ندارند. ارتباط با همسالان در این دوره ارجحیت می‌یابد. بخشی از این تغییر طبیعی است ولی کیفیت گذراندن دوره سخت نوجوانی به تعامل والدین با فرزند نوجوان بستگی دارد. در این دوره تعامل نوجوان با والد همجنس سخت‌تر می‌شود. در نتیجه اگر والدین به‌عنوان هسته اولیه خانواده صمیمیت و دلبستگی کافی را با هم داشته باشند والد غیرهمجنس می‌تواند نقشی کلیدی در این میان ایفا کند و نوجوان را از آسیب‌های احتمالی ارتباط با همسالان مصون بدارد.

خانواده ایرانی از فداکاری تا دیکتاتوری

خانواده در حال ‌گذار ایرانی که اعضای آن روزی کمتر از نیم‌ساعت با هم حرف می‌زنند فراز و نشیب‌های زیادی را پشت‌سر گذاشته است. روزگاری پدرسالاری و روزگاری فرزندسالاری در آن حاکم بوده است. به گفته سمیرا یزدانی‌نژاد فضای دیکتاتوری در خانواده‌های ایرانی دائم تغییر می‌کند؛ زمانی پدرسالاری بود و زمانی دیگر فرزند‌سالاری اما دلیل این را که در خانواده ایرانی ارتباط کمرنگ است باید در چیز دیگری جست‌وجو کرد».

او می‌گوید: «اعضای خانواده تا سال‌های سال لزومی برای گفت‌وگو نمی‌دیدند و الان هم برای آن مهارتی ندارند. هرآنچه انسان در زندگی‌اش تجربه می‌کند ریشه در کودکی و تجارب اولیه‌اش از مفاهیم زندگی دارد؛ ‌آینده بچه‌هایی که در فضای بدون گفت‌و‌گو و دیکتاتوری رشد می‌کنند تحت تأثیر این فضا قرار می‌گیرد و در ارتباطات نزدیک آنها بازآفرینی می‌شود. ممکن است آنها نقش یک پدر دیکتاتور یا مادری که از رنج بردن لذت می‌برد و می‌گوید: «من به‌خاطر شما در این رابطه بد ماندم» را بازآفرینی کنند؛ در واقع آنچه در خانواده وجود دارد در جامعه خود را نشان می‌دهد. در جامعه ما آدم‌ها حرف نمی‌زنند مگر اینکه کار از کار گذشته باشد. «من عصبانی نمی‌شوم مگر آنکه…» به ارزش تبدیل شده است.

 در خانواده‌هایی که والدین در آن کم دیالوگ دارند مشارکت برای تقسیم مسئولیت‌ها و همفکری و تصمیم‌گیری جمعی شکل نمی‌گیرد، در نتیجه سرنوشت تحصیلی و کاری فرزندان تحت‌الشعاع قرار می‌گیرد.

در چنین فضای سرد و خالی از هرگونه ارتباط گرمی، فرزندان شیوه ارتباط مؤثر با دیگران و به‌خصوص همسر آینده خود را یاد نمی‌گیرند، پس می‌توان گفت کیفیت گفت‌و‌گو از کمیت آن بسیار مهم‌تر است. تعیین زمان برای رفع بحران خوب است ولی ملاک نیست؛ چه بسا افرادی که دائم کنار هم هستند ولی نمی‌توانند ارتباط مؤثری برقرار کنند. هستند زوجینی که با چند دقیقه صحبت با هم احساس صمیمیت‌شان بیشتر می‌شود و می‌توانند فکر و خواسته‌شان را به راحتی به هم منتقل کنند. این نوع گفت‌و‌گو مفید است ولو اینکه کوتاه باشد. تعیین وقت، نگاه حداقلی به ارتباط است ولی همچنان کیفیت بر کمیت ارجحیت دارد.

کسی علم غیب ندارد

موضوعاتی که خانواده‌ها درباره‌شان به گفت‌و‌گو می‌پردازند و صمیمیت را شکل می‌دهند فراوان است. بهاره صباغ ابریشمی می‌گوید: «امور روزمره، آینده فرزندان و اهداف فردی و مشترک، از جمله موضوعات گفت‌و‌گو در خانواده‌هاست اما دیده شده که برخی از زوجین فقط درباره امور روزمره صحبت می‌کنند. صحبت نکردن درباره اهداف و خواسته‌ها صمیمیت و همدلی را کاهش می‌دهد. آنها همچنین درباره احساسات خود حرف نمی‌زنند. مابین احساساتی مانند شادی، خشم، ناراحتی و اضطراب، چندین حس دیگر وجود دارد ولی نشناختن این احساسات مانع از درک مشترک می‌شود. آنها نمی‌توانند درباره آنچه فکر می‌کنند با هم حرف بزنند؛ در نتیجه نمی‌توانند خواسته‌های‌شان را به‌طور مستقیم بیان کنند».

صباغ‌ ابریشمی ادامه می‌دهد: «زوج‌های ایرانی با این پیش‌فرض غلط که «مگر نه اینکه ۱۰سال است با من زندگی می‌کند باید بداند که من چه می‌خواهم» یا «اگر بگویم خودم را کوچک می‌کنم» از بیان مستقیم خواسته‌های خود سر باز می‌زنند درحالی‌که این خواسته ممکن است به مرور زمان تغییر کند. موضوعات گفت‌و‌گو در خانواده اگر با فرمول بیان احساسات، تفکرات و خواسته‌ها به‌صورت مستقیم باشد فارغ از اهمیت موضوع می‌تواند در ایجاد صمیمیت و همدلی مؤثر باشد».

راهی سخت ولی ممکن

در بسیاری از مواقع آدم‌ها فارغ از زندگی مشترک نمی‌دانند چه می‌‌خواهند. الگوی تربیتی خانواده‌ای که اجازه بیان احساسات و خواسته‌ها به کودکانش را نمی‌دهد می‌تواند آینده او را نیز تخریب کند. بهاره صباغ‌ابریشمی می‌گوید: «وقتی فرزندان وارد زندگی مشترک خود می‌شوند، در ابراز خواسته‌هایشان مشکل خواهند داشت. ترس و تهدید در خانواده اولیه باعث خودسانسوری در فرزندان می‌شود. سرکوب احساس همیشگی نیست و زمانی فرا می‌رسد که فرد اعتراض و نارضایتی‌هایش را مستقیم یا غیرمستقیم بیان می‌کند و آن نقطه، شروع بروز اختلافات است. تغییر عادات فردی که ۴۰-۳۰سال با یک الگوی رفتاری عمل کرده کار دشواری است. آموزه‌های فرهنگی نیز در این زمینه بسیار مؤثرند؛ به پسران یاد می‌دهند که «مرد گریه نمی‌کند» و به دختران یاد می‌دهند که «حالا تو کوتاه بیا» تغییر در این شرایط سخت اما شدنی است».

عالیه شکربیگی معتقد است؛ «برای بهبود شرایط باید در عوامل تربیت‌پذیری انسان‌ها (خانواده، مدرسه، گروه همسالان و رسانه‌ها) تغییر ایجاد کنیم». وی می‌گوید: تغییر در ۴عامل تربیت‌پذیری انسان‌ها می‌تواند انسان‌هایی پویا و پرسشگر تربیت کند. هم‌اکنون یکی از خصیصه‌های تربیتی خانواده‌ها و جامعه در کشور ما پرورش انسان‌های خشونت‌طلب است؛ کسانی که بیشتر تلاش می‌کنند با زبان زور به خواسته‌های خود برسند. طبیعتا ابزاری که این خانواده در اختیار نسل بعد می‌گذارد اندیشه راهنما نیست.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

افتخاراتی که ایرانی‌ها الکی به نام خود زده‌اند (۲)


هفته نامه همشهری جوان: همین الان اگر یک دقیقه فکر کنیم، می توانیم چندین مثال بزنیم که در آن ها ایرانی ها جزء خفن ترین مردم دنیا به حساب می آیند و هیچ کاری نبوده که در آن اول نباشند. از تعداد ایرانی های ناسا گرفته تا مخترع فلان ماشین و مالک فلان برند؛ مواردی که بسیاری از آن ها تنها زاییده تخیل خود ماست و نمود عینی ندارد. این جا تلاش کرده ایم تعدادی از این افتخارات الکی را مرور کنیم، با توجه به این نکته که این ها همه موارد نیستند و این مطلب تنها مشتی است نمونه خروار.

یک جامعه شناس از دلایل ما برای افسانه سازی درباره مشاهیر می گوید:

 

پوپولیست نباشیم

لیلا شوقی: این که در کشور ما تا این حد درباره مشاهیر غلو می شود و چیزهایی را به خودمان نسبت می دهیم که هیچ جور ربطی به ما ندارد، مطمئنا ناشی از یک مشکل فرهنگی است؛ مشکلی که باعث شده ما واقعیت را آن طور که خودمان دوست داریم، جلوه بدهیم. حجت الاسلام دکتر مهدی عبدالهی از چرایی این افسانه سازی ها می گوید.

 

چرا ما این قدر اصرار داریم خودمان را بهترین آدم های دنیا معرفی کنیم؟ چرا این قدر از صفت های «ترین»دار برای خودمان استفاده می کنیم؟

 

ما ایرانی ها در گذشته تمدن بزرگی داشته ایم و کلی ادیب و حکیم داشته ایم. اشعار جامی و ناصرخسرو را که نگاه کنید، می بینید که چه عمقی در نگاه ایرانی ها بوده. حالا اما یک شکاف نسلی و فرهنگی در جامعه ما به وجود آمده و جوانان ما دیگر علاقه ای به خواندن آثار مفاخر علمی و ادبی خودشان ندارند. افرادی که چنین عمقی داشته باشند هم کم داریم. به همین خاطر یک نیاز کاذب ایجاد شده و مردم دوست دارند چنین افسانه هایی را درباره آدم های هم عصر خود بشنوند و به آن افتخار کنند، البته بخشی از این هم به خاطر خودشیفتگی ماست که دوست داریم خودمان را از دیگران بالاتر معرفی کنیم.

 

افتخاراتی که ایرانی ها الکی به نام خود زده اند 

این علاقه ما چه تاثیری روی جامعه و شخصیت خود این افراد دارد؟

 

اول از همه بحث تهمت و افترا و بعد سوءاستفاده از اعتماد مردم است؛ مثلا شما کسی را به عنوان پزشک حاذق می شناسید. حالا یک عده حرف هایی را به او نسبت می دهند و مثلا می گویند فلانی گفته اگر می خواهید مریض نشوید، این دارو را بخورید. این طوری سوءاستفاده مالی می کنند. از آن طرف، وقتی مردم ببینند این دارو اثر خاصی ندارد، نسبت به آن پزشک هم بدبین می شوند یا مثلا با نسبت دادن جمله ای به یک نفر، خرافه ای را بین مردم منتشر می کنند که اثرات مخرب خودش را دارد. متاسفانه عموم جامعه ما یک نگاه پوپولیستی دارد و این نگاه باعث می شود، مردم بلافاصله این شایعات را بپذیرند و درباره اش تحقیق نکنند.

 

در عوض آن را دست به دست بازنشر کنند. شما می بینید که حرف هایی از طرف آیت الله بهجت، یا حسین پناهی و سردار سلیمانی نقل می کنند که شاید هیچ کدام واقعیت بیرونی نداشته باشد. حتی روح این بندگان خدا هم از این پیامی که در حال پخش است، خبر ندارند، چون این ها الگوهای یک بخش جامعه هستند، چون مرجع عمومی هستند و مردم هم آن ها رامی شناسند و حرف آن ها به نوعی برایشان حجت است. لذا حرف آن ها را می پذیرند. افسانه سرایان از همین مسئله استفاده می کنند و چنین داستان هایی درست می کنند. درواقع این حرکت خودش یک نوع زوال و شکست فرهنگی است.

بعضی از جملاتی که به بزرگان نسبت می دهند، ذاتا حرف های خوبی است. چه اصراری است که حتما این حرف ها را به یک آدم معروف منتسب کنیم؟

 

ما برای حرف هایمان دنبال تایید می گردیم. پشتوانه فکری و حرفی شما کیست؟ برای این که بگوییم حرف یکه زرده شده، درست است، برای این که خودشان را به جمعی ثابت کنند و مثلا کاربران فلان کانال بگویند این ادمین اهل فضل است یا برای آن که در فضای مجازی اسمشان سر زبان بیفتد از این پشتوانه استفاده می کنند؛ یعنی چیزی را که من می گویم، فلانی هم تایید کرده است.

برای این که جلوی این قضیه را بگیریم باید چه کار کرد؟

 

بحث آگاه سازی است. یکی از مسائلی که در بحث فضای مجازی داریم، همین است. فضای مجازی جز لاینفک زندگی ما شده است. دیگر از حالت مجاز بودن خارج شده است. این فضا را باید از حالت کنترلی بودن خارج و ادبیاتش را اصلاح کرد.

اسطوره سازی هم در این قالب قرار می گیرد؟

 

اسطوره سازی به خصوص درباره کسانی مثل کورش بیشتر به خاطر این است که فضاهای رسمی ما نمی توانند پاسخگوی نسل جدید باشند. به خاطر همین اقبال به سمت فضای مجازی رفته است. برای مثال اگر در تلویزیون ما درباره کورش حرف می زدند و از او می گفتند، دیگر کسی در فضای مجازی او را تبدیل به افسانه نمی کرد. درباره اش غلو نمی کرد. چون مخاطب اقناع شده بود. حالا اما این نیاز بیشتر در فضای غیررسمی پاسخ داده می شود و وضعی را که وجود دارد، رقم می زند.

 


 

غیر از خاطرات، عکس هایی هم هستند که واقعیت را طور دیگری نشان دادند.

 

فتوشاپه!

 

بخشی از تحریفاتی که هنوز هم در فضای مجازی دست به دست می شود، مربوط به عکس های قدیمی یا حتی جدیدی است که با شرح های خاص منتشر می شوند و تلاش می کنند چیزی غیر از واقعیت را به مخاطب منتقل کنند، این جا چند تا از معروفترین تصاویر غیرواقعی را آورده ایم.

تابلوی فروش زنان ایرانی در بازار برده فروشی اعراب

 

تصویری سیاه و سفید و رنگ و رو رفته که ادعا می شود در آن زنان ایرانی در بازار برده فروشان اعراب بخرید و فروش می شوند. بعد از آن هم این نکته منتقل می شود که اعراب چنین جنایتی را در حق ایرانی ها انجام داده اند اما واقعیت این است که اصل این اثر دستکاری شده؛ نه سیاه و سفید است، نه این قدر بی کیفیت و باستانی و نه نشانی ای از برده داری دارد. این نقاشی در سال ۱۳۲۲ قمری برابر با ۱۹۰۴ میلادی کشیده شده است؛ یعنی حدود ۱۱۴ سال پیش. نقاش این اثر استاد «محمدعلی نقاش» و عنوان طرح مراسم عروسی در تبریز است. به همین سادگی!

 

افتخاراتی که ایرانی ها الکی به نام خود زده اند 

عکسی از امیرکبیر

 

عکسی معروف که گفته می شود یکی از معدود عکس های گرفته شده از امیرکبیر در کنار مردی ناشناس است اما این بار هم ظاهرا اشکالی وجود دارد. نوع لباسی که در عکس سمت راست مشاهده می شود، متعلق به اواخر دوره ناصرالدین شاه است. در زمان صدارت امیر اما اندازه عبا و قباها بسیار بلندتر بود. نکته دیگر این که این عکس به صورت نگاتیوی گرفته شده اما در زمان امیر کبیر این تکنولوژی هنوز به ایران نیامده بود. حرف آخر هم این که تعداد بسیار کمی تصویر از امیرکبیر وجود دارد که مستندترین آن ها، نقاشی ای است که «محمد ابراهیم نقاش باشی» در سال ۱۲۶۵ یعنی یک سال پس از صدارت امیرکبیر، از وی کشیده است. این تصویر شباهتی با تصویر شایعه ندارد.

 

افتخاراتی که ایرانی ها الکی به نام خود زده اند

 

اشتباه در تصویر ۵۰ تومانی

 

تصویر پشت اسکناس ۵۰ تومانی را دیده اید؟ بخشی از سردر دانشگاه تهران. حالا به سردر دانشگاه تهران نگاه کنید. ظاهرا اشتباهی رخ داده و طراح آن عکس را برعکس کارکرده اند. حالا یک بار دیگر به همه سردرد نگاه کنید؛ به دو تکه میانی. این همان چیزی است که پشت ۵۰ تومان چاپ شده بود و هیچ اشکالی هم نداشت.

 

افتخاراتی که ایرانی ها الکی به نام خود زده اند

 

نقاشی منتسب به پیامبر اکرم (ص)

 

سال هاست تصویری در کشورهای مذهبی روی دیوارها نصب می شود که می گویند مربوط به چهره پیامبر اکرم (ص) است. کسانی که می خواهند سند این نقاشی را اعلام کنند مدعی هستند این تصویر را راهب مسیحی در نوجوانی پیامبر (ص) از او کشیده و حالا به دست ما رسیده است. اما در سال ۲۰۰۴نمایشگاه عکس مختص به دو عکاس «لنرت» و «لندراک» برگزار شد و در آن معلوم شد ریشه این عکس از کجاست. این دو نفر سال ۱۹۰۴ به تونس سفر کردند و آن جا شروع به عکاسی کردند.

 افتخاراتی که ایرانی ها الکی به نام خود زده اند

 

لنرت که در موسسه هنرهای گرافیکی وین تحصیل کرده بود، عکس را اثر هنری می دانست و عکس هایش غیر از مناظر، شامل تصاویری از پسران و دختران جوان بود که سنی بین کودکی و نوجوانی داشتند. از سال ۱۹۲۰ این عکس ها به صورت کارت پستال چاپ شدند. این عکس معروف هم با نام محمد منتشر شد و همین باعث شد عده ای آن را به جای تصویر پیامبر (ص) جا بزنند. البته تصویر اصلی با آنچه ما در ایران دیده ایم، تفاوت دارد و سعی شده آن را نقاشی کنند و قدیمی تر جلوه دهند. فرم صورت هم اندکی تغییر  کرده است، البته برخی علما معتقدند شباهت هایی بین این تصویر و توصیفاتی که از پیامبر (ص) نقل شده وجود دارد ولی قطعا این تصویر متعلق به پیامبر (ص) نیست.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کدام مناطق تهران طرح افطار تا سحر دارد؟


مجله مهر – نعیمه موحد: روزه داری خواهی نخواهی شیوه زندگی کردن در ماه رمضان را عوض می کند. مهمترین تغییر آن هم جابه جا شدن جای شب و روز برای عده زیادی از مردم است.

روزه داری که در طول روز گرسنگی و خستگی ناشی از آن را تحمل کرده دوست دارد شبهای پرانرژی تری را سپری کند. به همین خاطر چندسالی است که در شهرهای بزرگ به خصوص تهران طرح هایی برای گذران اوقات فراغت مردم در فاصله بین افطار تا سحر پیش بینی شده است.

خیلی از پارک ها و مراکز تفریحی در شبهای ماه رمضان پذیرای مردم است. اما به جز اینها مراکز تفریحی دیگر هم سعی می کنند برنامه خود را مناسب با روزه داران و ایام استراحت آنها تنظیم کنند. برنامه هایی که به طرح های افطار تا سحر معروف شده اند و مشتری های زیادی هم دارند.

مهمان مسجد بشویم

می گویند در ماه رمضان درهای آسمان به روی بندگان باز است. پس چه بهتر که قسمتی از شبهای ماه رمضان به خواندن دعا و قرآن اختصاص پیدا کند و بازهم بهتر که این عبادات در مسجد باشد.

متاسفانه اکثر مساجد برنامه های دینی و عبادی خود را بعد از نماز ظهر و عصر و نهایتا تا زمان افطار برگزار می کنند. اما مسجد ارک در خیابان ۱۵خرداد تهران از ساعت ۱۲ شب تا اذان صبح برنامه های معنوی دارد.

هر پنج شب یک سخنران مهمان مسجد ارک خواهد بود و مراسم مناجات و شب زنده داری هم از ساعت ۴۵بامداد توسط حاج منصور ارضی برگزار می شود.

مسجد دانشگاه صنعتی شریف در خیابان آزادی تهران هم از سحر پنج شنبه۲۷خرداد تا پایان ماه مبارک رمضان مراسم مناجات سحرگاهی دارد.

اگر به برنامه هیچ کدام ازین دو مکان نرسیدید، برنامه های افطار تا سحر مسجد ۷۲تن در خیابان سرچشمه، مسجد شهدا در میدان خراسان، مهدیه امام حسن در چهارراه گلوبندک را هم امتحان کنید.

بعد افطار بریم سینما!

سینماهای تهران در ماه رمضان طرح افطار تا سحر دارند. البته چون در طول روز مشتری سینماها کم می شود بلیط فیلم ها تا ساعت ۱۷ هر روز نیم بها خواهد بود. بعد از ساعت ۱۷ تا دوساعت قبل از اذان صبح هم سینماها باز خواهند بود و اکران خواهند داشت اگرچه بلیط ها تمام بها حساب می شوند.

این طرح در تهران از ۲۷اردیبهشت شروع می شود و درخواست های زیادی هم از شهرهای بزرگ برای به شورای صنفی نمایش کشور رسیده است تا آنها هم طرح افطار تا سحر سینمایی داشته اند. چرا که گزارش ها نشان می دهد سال گذشته این طرح برای سینماها سودآوری خوبی داشته است و بسیاری از مردم اوقاع فراغت بعد از افطار خود را به تماشای فیلم در سینماها اختصاص داده اند.

تهران تا سحر بیدار است

تابستان است و استخر رفتن!

قطعا یکی از بهترین تفریحات در هوای گرم تابستان آب تنی و رفتن به استخر است. حالا اگر ماه رمضان در ایام گرم سال و سه ماه تابستان بیفتد استخر رفتن برای روزه دار سخت یا غیرممکن می شود.

معمولا استخرهای که متقاضی و امکانات زیادی دارند در ایام ماه رمضان تا ساعاتی قبل از اذان صبح باز هستند. متاسفانه اکثر این سانس های ویژه برای آقایان است اما گاهی اوقات ساعاتی بعد از افطار به سانس خانم ها اختصاص می یاید.

خوردن سحری در فضای باز

یکی از نشانه های نزدیک شدن به اذان مغرب و افطار در ماه رمضان، خلوت شدن خیابان ها و مراکز تفریحی است. البته بعضی از این مراکز ساعاتی بعد از افطار دوباره بازگشایی می شوند اما تعداد دیگری هم یک سره باز هستند و در اصطلاح ماه رمضان شبهای افطار تا سحر دارند.

خیابان سی تیر تهران با پیاده راه سنفگرش شده و دکه های اغذیه فروشی اش در سالهای اخیر بسیار معروف شده است. این خیابان از افطار تا سحرهای ماه رمضان هم پر از مشتری است.

باغ کتاب تهران در بزرگراه شهید حقانی هم امسال قرار است برای اولین بار با شعار « تا سحر مهمان باشید» برای فرهنگ دوستان باز باشد. پردیس سینمایی باغ کتاب هم هر روز ساعت سه بعدازظهر تا افطار بلیط نیم بها و بعد از افطار تا ساغت ۲بامداد بلیط تمام بها می فروشد. از ۱۰ صبح تا سحر بقیه قسمت های باغ کتاب برای مراجعه عموم باز است. یک برنامه تلویزیونی و برنامه «جشنواره اقوام ایرانی» هم در ماه رمضان در باغ کتاب برگزار می شود.

اما بلندترین نقطه شهر تهران هم از افطار تا سحر بیدار است. برج میلاد در شب های ماه رمضان جشنواره ای به نام «شهرخدا» دارد که برنامه هایی مثل کتابت قرآن توسط هنرمندان، تلاوت قرآن، جلسات مباحث شرعی و افطاری ساده دارد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سیاستمدار باید وقیح باشد و شرم نکند!


هفته نامه کرگدن – علی پیر حسین لو: خنده دار است که تصور کنیم هیتلر و موسولینی اگر بودند، برای مخاطب قراردادن هواداران خود از توییتر استفاده می کردند، ترامپ اما چنین می کند.

سیاستمدار باید وقیح باشد، اگر نباشد، کارش پیش نمی رود. چه بخواهد کسب قدرت کند و چه بخواهد ایده ای را پیش ببرد، اگر شرم کند و حیا به خرج دهد، نتیجه ای نمی گیرد. در منازعات قدرت نه مسیر هموار است و نه رقیب بیکار. پس در سیاست با حیا کار پیش نمی رود. اما درواقع، مردم از سیاستمداران توقع شرم دارند.

 

شعار «شرم بر» که در کشورهای توسعه یافته جایگزین شعار «مرگ بر» شده، نماد نمایان مطالبه شرم از متصدیان امر سیاست است؛ متصدیانی که بنا به تعریف باید در پیگیری آنچه اراده معطوف به قدرت الزام می کند، بی شرمانه عمل کنند. در نتیجه سیاستمداران وادار به دورویی و دروغ می شوند تا توقع عمومی را با اقتضای کار حرفه ای یکجانشین کنند.

 

 سیاستمدار باید وقیح باشد و شرم نکند!

 

ولی مسئله تمام نمی شود: جامعه مدرن، پا به پای سیاست ورزی مدرن، جهل زدایی و محوریت دانایی را هم رواج می دهد. پس شاهد وضعیتی می شویم که مردمان جامعه می فهمند اهالی سیاست در حال فریب آن ها و عمل وقیحانه در پس پرده ای از شرم و حیا و ادب هستند. نتیجه این می شود که جامعه قصد می کند رفتار شرم آور سیاستمدار را نه صرفا با تقبیح اخلاقی، بلکه با قدرت متقابل مهار کند.

در دهه های پس از جنگ جهانی دوم، واکنش های جامعه مدنی به مظاهر بی شرمی سیاسی، در اتمسفرهای متفاوت اروپایی و امریکایی و دیگر نقاط جهان به انحاء مختلفی بروز کرد و باعث شد تجربه های جدیدی از قدرت نرم و مقاومت اجتماعی در برابر یکه تازی های متولیان ساحت سیاسی، برساخته شود.

این تجربه ها، گاهی تا آستانه بروز کنش های یکسره سیاسی در بستر جنبش های جدید اجتماعی نیز پیش رفت و زمینه ساز اشکال جدیدی از محدودیت قدرت و مهار عرصه سیاست شد. امروز اگر رسانه ها از ضرورت شرم و حیای سیاستمداران سخن می گویند، بی توجه به اقتضائات عرصه سیاست نیستند؛ انتظارشان کنترل سیاست با قید مقاومت است.

شرم، به این معنا، التزام و پایبندی سیاست ورزان به حرمت امر عمومی و توافقات بین الاذهانی ناشی از اراده جمعی است. مصادیق این حریم های مورد توافق نیز  در مثال هایی همچون حق اقلیت، نفی خشونت، تنوع سبک های زندگی، حرمت طبیعت، آزادی های اساسی، نفس دموکراسی و… متعین است. پایه های این وجه از سیاست مدرن هم بر نظامی درهم تافته ای از ارزش های کهن سیاسی همچون اصالت، معرفت و سنت مبتنی است.

اما هژمونی این شرم خواهی، آن قدر فراگیر هم نیست که نگذارد تجربه های سیاست بی شرم در قرن پیشین همچون فاشیسم و نازیسم و غیره تکرار شود. به خصوص آن جا که سلطه جویی امریکایی و نژادپرستی اسراییلی یا بنیادگرایی طالبانی و تحجر داعشی میداندار می شود و سیاست آرمان زدایی می شود و غرق در دروغ؛ دیگر جایی برای حیای سیاسی باقی نمی ماند.

 

 سیاستمدار باید وقیح باشد و شرم نکند!

از قضا دقیقا در نقطه ای که لمپنیسم و پوپولیسم پیوند می خورند، سیاستمداران بی بته و بی ریشه ای که راه نفس خود را در عوام گرایی و عوام فریبی هرچه بیشتر می یابند، بی شرمانه ترین مواضع و رفتارها را در عرصه های سیاسی از خود بروز می دهند. آن ها همچون بی شرمان عرصه سیاست در قرن نوزدهم و بیستم، غالبا با رای مردم به قدرت می رسند و کمی بعد نردبان را به پایین می اندازند. اما برخلاف بی شرمان پیشین، راه و رسم استفاده از ابزارها و گفتارهای امروزین برای پیشبرد وقاحت و سواری گرفتن از عوامیت را نیز خوب بلدند.

خنده دار است که تصور کنیم هیتلر و موسولینی اگر بودند، برای مخاطب قرار دادن هواداران خود از توییتر استفاده می کردند، ترامپ اما چنین می کند. دیکتاتورهای قرن بیستمی و بقایای آن ها در قرن جدید، البته چاره ای جز «اسقاط النظام» باقی نمی گذارند. ولی امثال ترامپ، «نظام» را هم در خدمت مدل سیاست ورزی بی شرمانه خود به کار می گیرند. این جاست که باید به دموکراسی بازگشت و از آن جایگاه برای مردان عرصه سیاست، مطالبه شرم کرد.

ترجمه این شرم که به زبان عملی، کنترل جمعی کنش سیاسی سیاستمداران است که تنها راه تحقق آن، دموکراسی است. طبعا رسانه ها، احزاب، سازمان های غیردولتی و شبکه های اجتماعی مجازی از جمله محمل های الزام سیاستمداران به شرم هستند. این محمل ها هم هرچه می گذرد، قوی تر می شود. پس چه می شود که هنوز، حتی در پیشرفته ترین دموکراسی های جهان، رفتارهای شرم آور از سیاستمداران می بینیم؟ این سوالی است که در مجالی وسیع تر باید به آن پاسخ داد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

مثل مدلینگ‌ها لباس بپوشیم


وب سایت بدونیم: برای این که مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم حتما نیاز نیست مدل باشیم. همه ما می توانیم در هر سایزی که هستیم مثل یک مدل خوش پوش باشیم در صورتی که در انتخاب لباس و اکسسوری ها کمی دقت کنیم.

از یک شخص و یا استایل الهام بگیرید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

نیاز نیست مدل باشید همین که از یک مدل الهام بگیرید کافی است. به عنوان مثال کیت موس، اشلی گراهام، شون وس و مدل های دیگر…


ساده پوش باشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

ساده پوش باشید یعنی رنگ و طرح و اکسسوری زیاد در لباس به کار نبرید. تیپ ساده کلاسیک یعنی تیپ کاملا سفید یا کاملا مشکی.

کلاسیک مشکی شامل کت مشکی، تیشرت مشکی و شلوار جین مشکی.

برای ظاهر زنانه تر پیراهن ساده مشکی با آستین سه ربع بپوشید.

نمونه دیگر تیپ کلاسیک مشکی ساده شلوار جین روشن با تیشرت سفید و ژاکت پاستلی است.


کت تک بپوشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

کت تک جزء اصلی لباس های یک مدل است که هم می توان در مناسبت های رسمی و هم مناسبت های غیررسمی پوشید. اگر کت مناسب و با کیفیت در فروشگاه ها پیدا نکردید به خیاط بسپرید.

برای یک ظاهر شیک شلوار آبی، تیشرت مشکی همراه با کت تک مشکی بپوشید. در آخر ظاهرتان را با یک جفت کفش اسنیکرز یا کفش کتانی کانورس مشکی تکمیل کنید.


شلوار جین اسکینی بپوشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

اگر می خواهید پاها بلندتر یا مچ پاها مشخص باشد شلوار اسکینی کوتاه همراه با چکمه کوتاه بپوشید. شلوار جین روشن غیررسمی تر است اما شلوار جین تیره را میت وان بسته به نوع اکسسوری رسمی یا غیررسمی کرد.

برای تیپ ساده شلوار جین اسکینی مشکی همراه با بلوز مشکی و کانورس مشکی بپوشید. ظاهرتان را با یک عدد کت روشن و پیراهن چهارخونه تکمیل کنید و دکمه پیراهن یا کت را باز بگذارید.

اگر می خواهید تیپ چند لایه بزنید جین اسکینی مشکی با اسنیکرز رنگی و هر مدل بلوزی که دوست داشتید بپوشید. سپس روی ژاکت یا اوورکت شال بیندازید.

برای تیپ رسمی شلوار جین اسکینی مشکی همراه با بلوز و ژاکت از دو رنگ متضاد بپوشید. به علاوه یک شال گردن ابریشم و کیف دستی و چکمه کوتاه بپوشید.


لباس های چند لایه بپوشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

لباس های تنگ و گشاد را روی هم ست کنید. به عنوان مثال یک عدد ژاکت گشاد روی تاپ تنگ بپوشید. اگر لباس های گشاد روی هم بپوشید چاق به نظر می رسید و اگر چند لایه لباس تنگ روی هم بپوشید شلخته و بی نظم به نظر می رسید.

جنس لباس ها را با هم ست کنید: یک عدد بلوز بافت درشت مشکی روی بلوز ابریشمی سفید بپوشید. سپس یک رویه جلیقه مانند نازک و یک عدد کت چرم مشکی بپوشید.

قد لباس ها را با هم ست کنید: یک عدد لباس سفید توری روی تاپ بپوشید و از روی آن ها یک کت بلند تا زانو.

رنگ لباس ها را با هم ست کنید: یک عدد پلیور از روی پیراهن راه راه بپوشید و با یک کت شطرنجی تا روی باسن و دامن رنگ روشن ست کنید.


کفش پاشنه بلند بپوشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

کفش های پاشنه دار قد را بلندتر و لاغرتر نشان می دهند اما فراموش نکنید که به سلامت بدن آسیب می رسانند. تنها زمانی این کفش ها را بپوشید که قرار نیست زیاد راه بروید.

کفش های پاشنه بلند با همه نوع لباسی ست می شود. از شلوارهای جین اسکینی گرفته تا لباس های کوتاه.


اگر با کفش پاشنه بلند راحت نیستید بوت یا کفش تخت بپوشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

این مدل کفش ها به خصوص برای کسانی که زیاد تیپ های زنانه دوست ندارند مناسب است. اما کفش های بدون پاشنه مثل کفش های پاشنه بلند با همه نوع لباسی قابل ست کردن نیست. از جمله لباس هایی که می توانید همراه با کفش های بدون پاشنه بپوشید:

برای تیپ های دخترانه کالج همراه با پیراهن آزاد بپوشید و برای تیپ های اسپرت بوت بند دار بپوشید.


عینک افتابی بزنید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

عینک آفتابی هم ظاهر را شیک می کند و هم چشم ها را در مقابل آفتاب مراقبت می کند. نیاز نیست پول زیادی بابت برندهای گران قیمت هزینه کنید.


کیف

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

کیف تیپ را تکمیل می کند و رنگ کیف باید با لباس ها ست باشد. اگر لباس طرح دار پوشیده اید باید آن را با رنگ زمینه لباستان ست کنید. به علاوه می توانید یک رنگ خنثی مثل سیاه یا سفید هم استفاده کنید. رنگ های نقره ای و طلایی هم خنثی هستند و با همه رنگ ها قابل ست کردن هستند.


صاف بایستید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

درست نشستن یا ایستادن هم برای سلامت خوب است و هم دیگران شما را آدم با اعتماد به نفسی تصور می کنند. هنگام راه رفتن شانه ها را کمی پایین و عقب بدهید و هنگام نشستن یا پاها را روی هم قرار دهید و یا به موازات هم روی زمین. هرگز کیف سنگین استفاده نکنید.


غذاهای سالم بخورید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

با غذاهای سالم همیشه ظاهر خوبی خواهید داشت. باشگاه بروید، غذاهای سالم بخورید، از پوست تان مراقبت کنید و آب به اندازه کافی بخورید.


اعتماد به نفس داشته باشید

مثل مدلینگ ها لباس بپوشیم

خیلی مهم است که نسبت به ظاهرتان اعتماد به نفس داشته باشید. اگر اعتماد به نفس داشته باشید ظاهرتان هم به نظر خوب می رسد.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

کار در برابر غذا و جای خواب


روزنامه ایران – مریم طالشی: «پذیرایی از مراسم عروسی یا هر مراسم دیگری را رایگان انجام می‌دهم. منزل و محل کار شما را رایگان نظافت می‌کنم. راننده رایگان شما می‌شوم. نگهداری رایگان بیمار و سالمند. کمک رایگان به افراد ناتوان برای خرید کردن و انجام امور منزل. کارهای فنی منزل شما را رایگان انجام می‌دهم.»

این روزها هیچ چیزی را مجانی به آدم نمی‌دهند. خصوصاً خدمات که خب صدالبته نرخ خودش را دارد و خیلی وقت‌ها چندان کم هم نیست. برای نظافت چند ساعته منزل چیزی بین ۴۰ تا ۶۰ هزار تومان باید بپردازید. حالا اینکه کسی آگهی می‌گذارد در سایت و ادعا می‌کند به‌صورت رایگان چنین خدماتی انجام می‌دهد، واقعاً جای تعجب دارد.

کار در برابر غذا

می‌شود با صاحب آگهی تماس گرفت و علت کارش را جویا شد: «نذر کرده‌ام به کسانی که نیاز به کمک دارند و توانایی پرداخت حق الزحمه را ندارند، کمک کنم. البته به افراد بالای ۵۰ سال. توی آگهی هم عنوان کرده‌ام که فقط بالای ۵۰ سال. نذرم هم محدود است؛ ۵ نفر.»

این گفته‌های یکی از آگهی‌دهندگان است که نیتش آن‌طور که می‌گوید کار خیر است اما در تماس با بقیه آگهی دهندگان به نکات قبل تأمل‌تری می‌رسم: «برای مجالس خدمت می‌کنم. هر مراسمی باشد فرقی ندارد؛ عروسی، عزا، ولیمه، هرچه باشد. دستمزد نمی‌خواهم. همان اضافه مانده غذاها را بدهند ببرم بس است.»

این را مرد آن‌سوی خط می‌گوید. توی آگهی نوشته ۲۸ ساله است. آگهی مال زابل است. یعنی قاعدتاً آگهی دهنده در محدوده همان شهر حاضر به خدمت مجانی است اما خودش می‌گوید تا زاهدان هم می‌آید.

از زابل تا زاهدان حدود ۲۰۰ کیلومتر است. اینکه کسی این فاصله را در مسیر رفت و برگشت طی کند فقط به خاطر اینکه باقیمانده غذاهای جشن یا ولیمه را به‌خانه بیاورد، به‌نظر عجیب و باورنکردنی می‌رسد. صاحب آگهی اما آن‌طور که می‌گوید غذای چند روز را به‌خانه می‌برد و گرسنگی به‌نظرش این حرف‌ها سرش نمی‌شود: «کار نیست اما شکم باید سیر شود. این‌طوری خیلی هم استقبال می‌کنند اتفاقاً. از خدایشان است پول ندهند. غذاهای اضافه را بالاخره حساب کرده‌اند. دیگر پولش به جیبشان برنمی‌گردد.»

حرف‌هایش مثل دستی قدرتمند گلوی آدم را سفت می‌گیرد. می‌مانم چه بگویم. جمله‌اش در ذهنم می‌چرخد: «کار نیست اما شکم باید سیر شود.»

با خودم می‌گویم شاید حالا یک مورد اینجوری باشد، آن هم آن سر کشور؛ زابل. بالاخره منطقه محروم است. آگهی‌های مشابه اما این فرضیه را باطل می‌کند. نه زابل و نه زاهدان، همین تهران، بغل گوش خودمان. کسانی هستند که در سایت پربازدید آگهی رایگان می‌دهند تا کار رایگان کنند.

«می‌خواهی راستش را بدانی؟ سوء سابقه دارم. اعتیاد داشتم. کار بهم نمی‌دهند. اینجوری می‌روم سرکار. حالا می‌گویم رایگان اما یک چیزی بالاخره بهم می‌دهند، یک چیزی به اضافه لوازم اضافه. خودم یعنی می‌گویم که اگر لباس یا وسیله اضافه دارند، بهم بدهند. همان‌ها را می‌فروشم. نظافتچی هستم. کار دیگری هم بلد نیستم.» این را یکی دیگر از آگهی‌دهندگان می‌‌گوید، مرد میانسال. این را از صدایش می‌شود فهمید.

آگهی دهنده دیگر زن است. توی آگهی هم این را درج کرده و همین‌طور این نکته را که در ازای جای خواب، حاضر است رایگان کار کند. شاید یک جورهایی مثل سرایداری به‌نظر برسد. البته متفاوت از آن است چراکه سرایدار در ازای نگهداری از خانه و رتق و فتق امور، حقوق دریافت می‌کند اما این زن حاضر است بدون حقوق جایی کار کند که فقط جای خواب داشته باشد. جای خواب هم شامل سوئیت سرایدار یا اتاقی جداگانه نیست؛ یک دست رختخواب است گوشه‌ای از خانه و لابد زن باید خیلی هم خوشحال باشد که از سرگردانی نجات پیدا کرده، هرچند موقت. چراکه تجربه این کار را دارد و قبلاً به همین شکل در چند خانه کار کرده و بعد از مدتی بیرون آمده.

مشابه این آگهی باز هم هست. کسانی که در ازای اسکان و غذای مجانی برای شما کار می‌کنند. برعکسش هم دیده می‌شود. کسانی آگهی داده‌اند دنبال خانمی می‌گردند که کمکش کنند و محل اسکانش را تأمین کنند و در ظاهر امر به نظر می‌رسد کاری خیرخواهانه است اما در تماس با آگهی دهنده مشخص می‌شود که در ازای تأمین مسکن خانم، از او انتظار دارند امور نظافتی منزل و آشپزی را انجام دهد و همان‌طور که از جوانب امر معلوم است، حقوقی بابت کار پرداخت نمی‌کنند و همان جای‌خواب و غذا حکم حقوق را خواهد داشت.

یک پرس غذا قیمتش چقدر است؟ سؤال بهتر این است که یک پرس غذای خانگی چقدر تمام می‌شود؟ بگذارید یک حساب سرانگشتی بکنیم. اگر به‌طور معمول در هر هفته دو سه روز غذای گوشتی در برنامه غذایی باشد، چیزی حدود ۷، ۸ هزار تومان برای هر وعده تمام می‌شود. البته با کمتر از این هم می‌شود سر کرد اما ما حد وسط پایین را درنظر می‌گیریم. با احتساب صبحانه، هر فرد چیزی بین ۴۰۰ تا ۵۰۰ هزار تومان در ماه هزینه غذا دارد. اگر جای خواب را شامل یک تخت در نظر بگیریم هم همین حدود در ماه پول کرایه‌اش می‌شود. گرفتن حداقل جا برای خوابیدن که می‌تواند در یک پانسیون متوسط رو به پایین یا اتاق اشتراکی در جنوب شهر باشد، همین‌قدر هزینه برمی‌دارد.

اینطوری می‌شود حدود یک میلیون تومان. یعنی یک آدم برای جای خواب و غذا یک میلیون تومان هزینه دارد. حالا این آدم برای اینکه یک میلیون تومان درآمد ندارد تا حداقل هزینه زندگی‌اش را بپردازد، می‌رود خانه یا دفترکار کسی برایش مجانی کار می‌کند تا بی‌جا و گرسنه نماند. حالا اگر این آدم بخواهد کار خدماتی بکند، بین یک میلیون و ۲۰۰ تا یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان در ماه درآمد دارد اگر ۳۰ روز ماه را کامل کار کند.

حساب و کتاب بعضی وقت‌ها دیگر به کار نمی‌آید. کسی که حاضر است رایگان کار کند و غذایی بگیرد و به خانه ببرد یا در ازای کار، جای خوابی داشته باشد، حتماً دستش آنقدر از همه جا کوتاه شده که راه دیگری پیش پایش نیست.

چند وقت پیش بود که ویدئویی در فضای مجازی منتشر شد که جوانی را نشان می‌داد که در ایستگاه متروی امام حسین تهران ایستاده بود و با قیافه زار از مردم می‌خواست به او کار نظافت راه پله منزلشان را بسپارند و در عوض غذایش بدهند. به چهره‌اش نمی‌خورد معتاد باشد اما مشخص بود گرسنه است. شکم گرسنه صبر نمی‌کند تا سر فرصت کار پیدا کنی و غذا بخری.

آگهی‌های کار رایگان اول آدم را متعجب می‌کند. فکر می‌کنی چیزی شبیه همان خدمات مدل رایگان برای آرایشگاه است که همیشه مرسوم بوده برای اینکه کارآموز آرایشگری دستش راه بیفتد و به کار وارد شود و حالا اگر کمی خرابکاری هم کرد، مدل رایگان دیگر حتماً صابونش را به تنش مالیده و خب وقتی دنبال خدمات رایگان هستی، اینها را هم باید قبول کنی. اما در مورد نظافتچی رایگان، پرستار رایگان یا راننده رایگان، چنین چیزی صدق نمی‌کند. جنس این خدمات چیز دیگری است.

در این بین ممکن است کسانی فکر سوء‌استفاده هم باشند که البته همیشه و در هر موردی پایشان به امور مختلف باز می‌شود و باید شش دانگ حواس را جمع کرد که در دامشان نیفتاد. مثلاً از کجا معلوم کسی که آگهی کار رایگان می‌دهد، فکر سرقت از منزل را در سر نداشته باشد یا آنکه می‌خواهد راننده رایگان شود، دنبال هدف دیگری نیست؟! از آن طرف هم هست. کسی که ادعا می‌کند به یک خانم تنها جای خواب و غذا می‌دهد، آیا هدفش واقعاً دریافت خدمات نظافتی است؟! نمی‌دانم چرا دلم می‌خواهد فکر کنم تمام این آگهی‌ها دروغ و فریبکاری است. دوست دارم باور نکنم شرایط برای بعضی‌ها طوری شده که حاضرند رایگان برای کسی کار کنند تا غذاهای باقیمانده مراسمش را به خانه ببرند. این آگهی‌ها تن آدم را می‌لرزانند.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

فیلم: تمیز کردن اجاق گاز با جوش شیرین




خیلی‌ها تصور می‌کنند حتماً باید از جرم‌گیر‌ها و شوینده‌های صنعتیِ گران قیمت برای تمیز کردنِ لکه‌های بر جای مانده بر روی اجاق گاز استفاده کرد، ولی ما در این بخش راهکاری را به شما معرفی می‌کنیم که به کمک آن می‌توانید به راحتی اجاق گاز خود را به مانند روز اول تمیز و بَرّاق کنید.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سقط جنین در قانون مجازات اسلامی


ماهنامه دنیای زنان – سیده فاطمه حسینی نسب، وکیل پایه یک دادگستری: برای جرم سقط جنین در قانون مجازات اسلامی تعریفی ارائه نشده است و می توان گفت هر عمل مجرمانه ای که منجر به خاتمه دوران بارداری گردد، چه سلب حیات از جنین در رحم مادر و یا خارج کردن آن از رحم مادر قبل موعد طبیعی به نحوی که قادر به ادامه حیات نباشد، سقط جنین محسوب می شود. سقط جنین در حقوق ایران، پیش از انقلاب ممنوع بود و انجام آن محدود به مواردی می شد که برای حفظ حیات مادر ضروری بود. برای هر شخصی که در ارتکاب این جرم دخالت داشت، خواه به نحو مباشرت و یا معاونت اعم از طبیب، ماما، داروفروش و حتی مادری که راضی به سقط باشد، مجازات پیش بینی شده بود.

قوانین مربوط به جرم سقط جنین

در ماده ۱۷ آیین نامه انتظامی نظام پزشکی مصوب ۱۳۴۸، سقط جنین جهت حفظ سلامت مادر پذیرفته شده و تشریفاتی را برای سقط جنین توسط پزشکان ذکر کرده بود. بنابراین پزشکان بدون دخالت مقام قضایی و بر اساس تشخیص خود با طی مراحلی می توانستند اقدام به سقط جنین کنند. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، شورای نگهبان ماده ۱۷ نظام پزشکی را خلاف شرع دانست و این ماده ملغی شد. در حال حاضر قوانین مربوط به جرم سقط جنین و یا موارد پذیرش آن در بسیاری از موارد از احکام شرعی فقه امامیه نشأت گرفته است. لیکن درباره این که سقط جنین قتل نفس محسوب می شود و مستلزم قصاص است، قانون مجازات اسلامی از فقه امامیه پیروی نکرده است. از منظر فقهی سقط جنین به دو مرحله تقسیم می شود: قبل از دمیده شدن روح و بعد از آن. (۱)

سقط جنین در قانون مجازات اسلامی

در مرحله اول؛ قبل از دمیده شدن روح، سقط جنین به دلیل این که دارای حیات نباتی است، قتل نفس محسوب نمی شود. و در مرحله دوم؛ به دلیل دمیده شدن روح، تفاوتی میان جنین و سایر انسان ها نیست و قتل آن حرام است. لیکن از منظر قانون مجازات اسلامی سقط جنین بعد از دمیدن روح و یا قبل از آن همان مجازات سقط جنین را دارد و قتل نفس نیست. قانون گذار مقرر نموده: «جنایت عمدی بر جنین، هر چند پس از حلول روح باشد، موجب قصاص نیست. در این صورت مرتکب علاوه بر پرداخت دیه به مجازات تعزیری محکوم می شود.» و در بحث سقط جنین در ماه های حرام، برای جنینی که روح در آن دمیده شده، حکم تغلیظ دیه (۲) مانند سایر انسان در نظر گرفته است.

مجازات سقط جنین

سقط جنین به سه شکل «جنایی»، «درمانی» و «خود به خودی» شناخته می شود، سقط جنین فقط در نوع جنایی آن مجازات دارد، در سقط خود به خودی، خاتمه بارداری بدون اراده مادر و یا فعل شخص ثالث است. در سقط درمانی به بارداری با رعایت قوانین و ضوابط خاتمه داده می شود. به تاریخ ۱۰/۳/۱۳۸۴ مجلس شورای اسلامی ماده واحده ای را به تصویب رساند که موارد و مراحل قانونی سقط درمانی را مشخص کرده است.

«سقط درمانی با تشخیص قطعی سه پزشک متخصص و تأیید پزشکی قانونی مبنی بر بیماری جنین که به علت عقب افتادگی یا ناقص الخلقه بودن موجب حرج مادر است و یا بیماری مادر که با تهدید جانی مادر توأم باشد قبل از ولوج روح (چهار ماه) با رضایت زن مجاز می باشد و مجازات و مسؤولیتی متوجه پزشک مباشر نخواهد بود. متخلفین از اجرای مفاد این قانون به مجازات های مقرر در قانون مجازات اسلامی محکوم خواهند شد.» با تصویب این ماده واحده برای سقط درمانی دیگر نیازی به اخذ رضایت پدر نیست و تنها رضایت مادر در نظر گرفته شده است. نکته مهم دیگری که وجود دارد حتی سقط درمانی نیز پس از چهار ماهگی (دمیده شدن روح) مجاز نبوده و غیر قانونی است. همچنین وفق تبصره ذیل ماده ۷۱۸ قانون مجازات اسلامی اگر به منظور حفظ جان مادر، جنین سقط شود، دیه ندارد.

سقط عمدی جنین

حال اگر جنین به صورت عمدی سقط شود، در قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ برای مرتکبین آن در هر مرحله از تکامل مجازات در نظر گرفته شده است. به موجب ماده ۷۱۶ این قانون، دیه سقط جنین به ترتیب ذیل است:

«الف) نطفه ای که در رحم مستقر شده است، دوصدم دیه کامل؛ ب) علقه که در آن جنین به صورت خون بسته در می آید چهارصدم دیه كامل؛ ج) مضغه که در آن جنین به صورت توده گوشتی در می آید شش صدم دیه کامل؛ ت) عظام که در آن چنین به صورت استخوان در آمده اما هنوز گوشت روییده نشده است هشت صدم دیه کامل؛ ث) جنینی که گوشت و استخوان بندی آن تمام شده ولی روح در آن دمیده نشده است، یک دهم دیه کامل؛ ج) دیه جنینی که روح در آن دمیده شده است اگر پسر باشد، دیه کامل و اگر دختر باشد نصف آن و اگر مشتبه باشد سه چهارم دیه کامل.»

بنابراین اگر کسی مسبب سقط جنین مادری شود علاوه بر اینکه می بایست دیه و یا آرش (۳) مادر را بپردازد، دیه جنین را نیز باید طبق ماده ۷۱۶ قانون پرداخت کند.

سقط جنین در قانون مجازات اسلامی

قصاص

حال اگر مادر خود مسبب سقط جنین شود، وفق ماده ۷۱۸ قانون سال ۱۳۹۲ که مقرر می کند: «هرگاه زنی جنین خود را در هر مرحله ای که باشد، به عمد شبه عمد یا خطا از بین ببرد، دیه جنین، حسب مورد توسط مرتکب یا عاقله (۴) او پرداخت می شود.» «هر کس عالما و عامدا به واسطه ضرب یا اذیت و آزار زن حامله موجب سقط جنین وی شود، علاوه بر پرداخت دیه یا قصاص، حسب مورد به حبس از یک تا سه سال محکوم خواهد شد.»

واژه «قصاص» در این ماده، مربوط به جنایتی است که علیه «مادر» رخ می دهد، نه جنین.

همچنین در ماده ۶۲۳ قانون مجازات می گوید: «هر کس به واسطه دادن ادویه یا وسایل دیگری موجب سقط جنین زن شود، به شش ماه تا یک سال حبس محکوم می شود و اگر عالما و عامدازن حامله ای را دلالت به استعمال ادویه یا وسایل دیگری کند که جنین وی سقط شود، به حبس از سه تا شش ماه محکوم خواهد شد؛ مگر اینکه ثابت شود این اقدام برای حفظ حیات مادر است و در هر مورد حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط داده خواهد شد.»

قانون گذار در ماده ۶۲۴ بخش تعزیرات قانون مجازات اسلامی مصوب سال ۱۳۷۵ همچنین مجازات حبس برای پزشکان با سایر افرادی که به صورت غیرمجاز اقدام به سقط جنین می کنند، تعیین کرده که در آن آمده است: «اگر طبیب یا ماما یا داروفروش و اشخاصی که به عنوان طبابت یا مامایی یا جراحی یا داروفروشی اقدام می کنند، وسایل سقط جنین را فراهم سازند یا مباشرت به اسقاط جنین کنند، به حبس از دو تا پنج سال محکوم خواهند شد و حکم به پرداخت دیه مطابق مقررات مربوط صورت خواهد پذیرفت.»

دیه سقط جنین به چه کسی باید پرداخت شود؟

اگر مادر متصدی سقط جنین شده دیه آن را باید به پدر یا در صورت فقدان پدر به سایر ورثه بپردازد و اگر پدر متصدی آن شده باید دیه را به مادر بدهد و اگر شخصی دیگر متصدی آن شده، باید دیه را به پدر و مادر بدهد.

پی نوشت

۱٫ در کتاب های فقهی و روایی مرحله چهار و نیم ماهگی و یا پنج ماهگی که حرکات جنین برای مادر محسوس می شود، را ولوج روح می گویند.

۲٫ در صورتی که جنایت در یکی از چهار ماه حرام رجب، ذی القعدہ، ذی الحجه، محرم رخ دهد، علاوه بر دیه کامل، ثلث دیه (۱۳) نیز به آن افزوده می شود.

۳٫ مطابق ماده ۴۴۹ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲: «آرش، دیه غیرمقدر است که میزان آن در شرع تعیین نشده است و دادگاه با لحاظ نوع و کیفیت جنایت و تأثیر آن بر سلامت مجنی علیه و میزان خسارت وارده با در نظر گرفتن دیه مقدر و با جلب نظر کارشناس میزان آن را تعیین می کند. مقررات دیه مقدر در مورد آرش نیز جریان دارد، مگر این که در این قانون ترتیب دیگری مقرر شود.» دیه هر عضو معلوم و مشخص است لیکن برای بعضی از جراحات وارد بر بدن در شرع و قانون دیه تعیین نشده است.

۴٫ منظور از عاقله، پدر، پسر و بستگان ذكور نسبی پدری و مادری یا پدری به ترتیب طبقات ارث است.

منتشرشده در متفرقه | دیدگاه‌تان را بنویسید: